آیا ازدواج فقط دردسر است ؟ ۱۳ دلیل برای ازدواج نکردن و ۴ مفهوم بزرگ برای ازدواج کردن

image_pdfimage_print

 

به چه دلایلی ازدواج کنیم  خوب است  ؟

خب در این باره صحبت کردن مستلزم اینست که نگاه واقعی تری به ازدواج داشته باشیم. نوشتم واقعی تر زیرا ازدواج هنوز در ذهن بسیاری از مردم مهمترین تصمیم زندگی هست. من قصد دارم “اهمیت کاهی” معقولی در این زمینه صورت دهم. ما ازدواج نمیکنیم که بدبخت یا خوشبخت بشویم. شبیه کنکور دانشگاه که فقط محل قبولی شما نیست که تعیین میکند پس فردا آدم موفقی بشید یا نه( هر چند بی اهمیت نیست) بلکه شیوه درس خواندن و تدبیر شخصی دانشجو است که در سرنوشت کاری او موثر است. ازدواج نیز مهمه با کی صورت میگیره ولی نه اینکه فقط این انتابه هست که مهمترینه بلکه شیوه همسربودن شما به مراتب اهمیت بیشتری دارد

دلایلی را که آدمها ازدواج کرده اند و سرخورده نشده اند در لیست پایین درج کرده ام

–         امنیت عاطفی : ازدواج این خاصیت را دارد که ما را از تعدد روابط بی حاصل به یک سرمایه گذاری عاطفی مطمئن تر سوق دهد

–         شروع رشدهای فردی خاص : دقیقا ازدواج است که موجب میشود آدم از ” توهم خودسازی” بیرون بیاید زیرا امتحانات جدید اخلاقی  رخ میدهد که قبلا نداشته ای مثلا میفهمی چقدر خودشیفته ای یا تنبلی یا تفکر قدیمی دست نخورده ای تو وجودت داری که پشت الفاظ روشنفکری قایمشون میکنی. تنوع طلی خود را آدمها بعد از ازدواج میفهمند و معنی تکنیکهای حفظ رابطه عاطفی را شاید موقع مجردی خیلی ساده میگرفتند . تو ازدواج است که مسوولیت همسر بودن ۲۴ ساعته ۳۶۵ روزه در سال را حس میکنی و یاد میگیری که به جای تاسف و  حسرت گذشته خوردن ،  به اینده و حالت فکر کنی و سعی کنی به جای درجا زدن یا عقب نشینی  ، موظفی سکان این کشتی زندگی مشترک را با کمک همسرت حفظ کنی.

–         موقعیت اجتماعی جدید : ازدواج باعث میشود توسط نهادهای اجتماعی راحت تر پدیرفته بشوید. گاهی اوقات تعجب میکنید  که وام گرفتن ، معتبر محسوب شدن بین کاسبهای بازار ، ویزای مسافرتی گرفتن از یک کشور سخت ، با متاهل بودن خیلی راحت تر صورت میگیرد. بسیاری از خدمات سرگرمی در جوامع دنیا حتی ایران خودمان بر اساس خانواده طراحی شده است. بد نیست بدانید پدر خودتان وقتی زن میگیرد راحت تر بهتون سرمایه شرع یک کار میدهد تا زمانی که عزب اوغلی هستید

–         پدر شدن یا مادر شدن : این ازدواج است که زمینه صحیح تغییر تو ر به پدر یا مادری خوب فراهم می آورد که از پر هیجان ترین و شگفت انگیزترین تجربه های زندگی میباشد. تو وقتی پدر میشوی ، حتی ممکن است دوباره عاشق همسرت شوی زیرا این تجربه عظیم را مدیون او هستی

–         انگیزه رشد متحدانه : وقتی بچه بودیم و مثلا میرفتیم خونه عمو و دایی ، رفتار بچه های اون خونه باعث میشد شما و برادرخواهرتان نیز در برابر اونها  یک جبهه متحد تشکیل دهید (معمولا  این اتفاق تو یک بازی دسته جمعی رخ میداد که لجمون در می اومد از متحد بودن اونها و ما نیز اختلافاتمون را میگذاشتیم کنار و پشت به پشت هم،  در برابر اونها می ایستادیم ) ازدواج بازسازی بازیهای قدیمی نیز هست.وقتی میریم تو اجتماع و میبینیم خانواده هایی هستند که متحد دارند رشد اقتصادی و اجتماعی میکنند، ما نیز تقلا میکنیم اختلالفاتمان را سریعتر حل  فصل کنیم و جبهه ای متحد تشکیل دهیم برای رشد همگیمون

موارد بالا احتمالا همه مواردی نیست که میتوان پای منافع زندگی مشترک نوشت و شاید شمای خواننده دلایل قویتری نیز داشته باشید که میتونید پای این لیست بیفزایید ( برای من بفرستید با ای میل ) اما این منطق که فقط برای سود و زیان ازدواج کنیم بچه گانه است. ازدواج یک “کار جدی” است یعنی هم  کار است هم جدیت دارد و باید وقتی این کار را بکنی که مسوولیت وسیع شدن را پذیرفته باشی وگرنه بیشتر “حقیر شدن “را تجربه خواهید کرد


ازدواج به دلایل زیر اشتباه است :

خیلی ها تونامه هاشون از من میپرسند چه ازدواجهایی مصیبت میشود. من در این نوشتار به تیترهای این نوع مین گذاریهای اشاره کرده ام و در مقاله بعدیم به نامزدیهای خطرناک نیز نیم نگاهی انداخته ام

۱-     اشتیاقات بیش از حد دختر و پسر به هم : مورد خطرناکی است که وقتی دو نفر خیلی به هم اشتیاق دارند بروند ازدواج بکنند زیرا اشتیاق و هیجان زیاد اکثرا باعث میشود آدم نتواندخوب طرف مقابل را ببیند و به همین دلیل وقتی واقعیت را میبیند که ازدواج کرده است !

۲-     ازدواج از روی فشار ( سن / خانواده/ آخرین فرزند مجرد مانده ) چنین نامزدی هایی هم داریم و توصیه میکنم احتیاط بیشتری کنید زیرا ازدواج معمولا حلال مشکلات نیست

۳-     ازدواج از روی لج ( نامزدی به هم خورده ، طلاق اخیر )

۴-     تنهایی اعصاب خورد کن ( بازم پنجشنبه شد ، ما تنهاییم !)  درست است که ازدواج تنهایی پر کن است اما واقعا  هزار تا مساله دیگر نیز دارد که اگر از قبل بهش فکر نکرده باشی روزی هزار بار آرزو میکنی کاشک تنهایی مجردی را داشته باشی. برای کسیکه ازدواج میکند  خیلی از این گرفتاریها شیرین میشود به شرط اینکه بلوغش را داشته باشد

۵-     زندگی فردی بی برنامه و کارهای نیمه تمام و امید نابخردانه به ازدواج :چنین نامزدی هایی افتضاحند. ازدواج شما را زندگی بکن نمیکند. منظم و با شخصیتد نمیکند . اینقدر سخت هست که همه شخصیتتون  را هم تحت الشعاع قرار دهد. چاره اینست که قبل از ازدواج هر تغییری که میخواهید در زندگیتان پدید آورید و بعد برید سراغ زن و یا شوهر

۶-     استیصال جنسی

۷-     خسته شدن از روابط موقتی  دلیل بدی برای ازدواج است. شما نشاطی باری چنین زندگی ندارید و عملا بزودی در این ازدواج نیز خسته میشویدو بی حوصله

۸-     ازدواج برای جایگزینی والدین ، کسب حمایت ، بزرگ نشدن : یکسری دخترها اینطوری ازدواج میکنند تا یک حامی و تکیه گاه جدید داشته باشند به نام شوهر و واقعا به پسرها میگویم مراقب چنین دیدگاهایی در نازدتان باشیدو همیشه باید او را درک کنید ( مثل پدری خوب) همیشه باید او را در اولویت قرار دهید ( مثل بابای دختر لوس کن )

۹-     ازدواج از روی ترحم

۱۰-  ازدواج از روی چشم و هم چشمی (دختران)

۱۱-  ازدواج از روی جوگیری(پسران)  پسرها وقتی یک نفر در اکیپشان ازدواج میکند وسوسه میشوند برای حفظ هیجانهای جمع وارد بحث ازدواج بشوند و خود مراسم عروسی و …نیز وسوسه کننده است. ازدواج بستنی کیم نیست که وقتی پسر همسایه خرید من نیز بخرم. ازدواج یک تصمیم جدی برای ادمهای جدی است

۱۲-  انتخاب همسر برای راضی کردن دیگران :  ترانه ۲۴ ساله مهندس نفتی ، از شاگردان خوب من در سالهای گذشته بود که مطمئن بودم در انتخابهای شغلی و عاطفی خود بسیار دقیق است و آینده ای نیک در پیش دارد. روزی در کمال ناباوری در بین خواستگاران شایسته ای که داشت تن داد به نامزدی با پسر دایی ۲ سال کوچکتر خودش از یک شهرستان دیگه و وقتی با تعجب من روبرو شد ( چون  سنخیتی بینشان نبود ) گفت این وصیت مادربزرگم بوده است

۱۳-  ازدواج در اثر موقعیتIهای خاص : مثلا دو نفر در یک میهمانی ،  تو فضایی خاص که خوش هم گذشته به هم علاقه مند شده اند یا تو تعطیلات تابستانی یا عید که خانواده ها با هم میروند به مسافرت میبینی علاقه ای ایجاد میشود و دو نفر میخواهند این را به سمت ازدواج پیش برند که اشتباه است زیرا موقعیت که برطرف میشود اون علاقه  دوباره ، ایجاد نمیشود


8 دیدگاه در “آیا ازدواج فقط دردسر است ؟ ۱۳ دلیل برای ازدواج نکردن و ۴ مفهوم بزرگ برای ازدواج کردن

  1. سلام آقای دکتر
    سامانه ی پرسش و پاسخ عالیه:)
    سوالاتمو میپرسم دیر یا زود همکارانتون پاسخ میدن البته همیشه به موقع پاسخ میدهند بسیار ازتون ممنونم .
    وقتی داشتم دنبال سوالاتی درباره ی دلایل ازدواج میگشتم این مقاله هم پیشنهاد شده بود که خوندم .
    تصمیم به ازدواج داشتم در سن ۲۰ سالگی که کاملا پشیمون شدم داشتم یکمی اشتباه میکردم .
    خیلی ازتون ممنونم.

    [پاسخ]

  2. سلام و خسته نباشید
    در مورد 8 خطاب به پسرها نوشتید که با کسی که انتظار دارد او را همیشه در اولویت قرار دهید ازدواج نکنید.
    سوال من من به عنوان یک دختر این است که مگه این انتظار خواسته ی زیادیه؟ مگه زن و مرد در زندگی مشترک نباید آرامش،شادی و رضایت شریک خود را اولویت قرار دهند؟
    خیلی ممنون از مطالب آموزنده و وقتی که برای پاسخگویی میگذارید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۲ ب.ظ:

    هر کسی در زندی مشترک مسوولیت شادمانی خودش و خراب نکردن حال شریکش را دارد

    [پاسخ]

  3. یکسری دخترها اینطوری ازدواج میکنند تا یک حامی و تکیه گاه جدید داشته باشند به نام شوهر و واقعا به پسرها میگویم مراقب چنین دیدگاهایی در نامزدتان باشیدو همیشه باید او را درک کنید ( مثل پدری خوب) همیشه باید او را در اولویت قرار دهید ( مثل بابای دختر لوس کن )……….
    دکتر اینکه بخوای یه حامی یا تکیه گاه عاطفی داشته باشی چی؟؟؟؟ منظورم لوس بازی مثل لوس شدن واسه بابا نیست ….. اینکه الان این نیاز عاطفی شدید رو مثلا داری که بهت محبت بشه یا مهربونی هات بچشم بیاد اون چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته در کنارش تو هم محبت خرجش بکنی …. اینم عیب داره …. این یعنی وابستگی؟؟؟؟ که یکی از دلایل و فکرای تو مغزت واسه اینکه الان میخوام ازدواج کنم اینه که می خوای یه همدم یا یه پشتیبان یا یه تکیه گاه داشته باشی؟؟؟؟؟ این خیلی غلطه ؟؟؟ تا چه حدش می تونه طبیعی باشه پس؟؟؟؟ خوب آخه خودتو می شناسی و میدونی خودت هم تو خیلی از موارد میتونی تکیه گاه عاطفی باشی پس این توقع رو هم میتونی داشته باشی…. نمی تونی؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  4. سلام دکتر شیری چقدر حرفا خوبن چقدر دلنشینن یعنی آدمها رو سیراب میکنی آرامش دهنده هستند آدم انرژی میگیره کاشکی میشد مثل تو فیلمها پیش همه خانواده ها میرفتی تا اینهمه غم و ناراحتی نباشه چون به نظر من همه مشکلات حل شدنی است اگه روحت سالم شاداب آرام باشه

    [پاسخ]

  5. سلام آقای دکتر شیری
    همیشه خواندن پاسخ هایی که به سوالات یا حتی به نظرات ذیل آنها می دهید برای من ایده و امید افرین است.ممنونم به خاطر تحویل دادن عصاره افکار زیبایتان به ما همیشه بینهایت مختصر مفید منطقی و واقع بینانه.
    در مورد دلیل ازدواج راستش از خوبی روزگار من همیشه با بهترین هایش هم خانواده و همراه و همدرس و همخانه و هم کلاس بوده ام. به همین دلیل آن تمساح درونی ام زیاد فرصت عرض اندام پیدا نکرده است. میگردم به دنبال بهترین همسری که با بودنش همچنان این تمساح خفته بماند. تصمیم گرفته ام که بهترین باشم در همه نقشهای زندگی ام و به دنبال کسی هستم که بفهمد هدفم را راهم را.

    [پاسخ]

  6. سلام آقای دکتر شیری
    من متولد بهمن 1361 هستم و خواستگاری دارم که متولد فرودین 1362 است من دانشجوی سال اخر دکتری هستم و او دکتری اش را تمام کرده و تازه به ایران بازگشته و از خانواده ای محترم است تردید دارم که به انها اجازه بدهم به منزلمان بیایند می ترسم از این که این اختلاف سنی یکی دو ماهه منجر به مشکل شود از طرفی از اینکه دیگر خواستگار مناسبی هم نداشته باشم هراس دارم و به شدت نگرانم لطفا مرا راهنمایی کنید چگونه بفهم که او گزینه مناسبی برای من است ؟ البته ما در فایملمان تجربه ازدواج با سن چند سال بزرگتر را داریم و خوشبختانه آنها واقعا زندگی های بسیار خوبی دارند اما باز هم من می ترسم و شرایط وقتی سخت تر هست که همه به من می گویند از نظر تجربه و پختگی بیشتر از سنم هستم اگرچه خوشبختانه از نظر ظاهر در نظر دیگران همیشه دو سه سال کمتر از سنم نشان می دهم
    بی صبرانه منتظر دریافت پاسخ شما هستم و از لطف و وقت شما واقعا سپاسگزارم
    —————-
    فرشته عزیز
    وسواس شما درباره سن اشتباه است زیرا دختر یکی دو سال بزرگتر از پسری با این سن باشد به ثبات رابطه کمک میکند ( بر اساس مطالعات سال 90 در ایران )

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *