شبکه قدرتمندی از دختران باهوش

image_pdfimage_print

دوستی دارم ۲۶ساله. لیسانس ادبیات .مترجم.نویسنده و مدرس . این دختر به خانواده ای در سطح متوسط اقتصادی و فرهنگی تعلق داره اما به واسطه شغل و تحصیلات رشد فکری خوبی داشته به طوری که گاهی هدایت گر اعضای خانواده برای بهتر فکر کردن و بهتر زندگی کردن هم شده.مشکل ایشون اینه که افرادی که در سطح بهتری اجتماعی هستند به واسطه شاید طبقه اجتماعی ایشون مایل به ارتباط جدی برقرار کردن برای ازدواج با ایشون نیستند و از طرف دیگر پسران خواستگار طبقه خودشون هم یا مناسب ایشون نیستند(خواستگار نانوا، فروشنده مغازه…که همه بدون تحصیلات دانشگاهی هستند و از نظر فکری فاصله دارند در حالی که خود این دختر نویسنده هست) و یا اینکه اگر مناسب باشند به دلیل موقعیت شغلی خوبی که پیدا کردند و تحصیلاتی که دارند به این فکر می کنند که بهتر از این مورد( وشاید دختران از طبقات بالاتر) هم پیدا می کنند. این دختر زیبا هست. طرز صحبت و هوش و ارتباطات اجتماعی همه در حدی هست که برای خود من جای سواله که چرا موردی مناسب براش پیدا نمیشه؟ به نظر شما چه بکنه؟

—————————————

دکتر شیری

در این شرایط ، وظیفه شمایی که دوستان ایشون هستید جدی تر میشود  یعنی باید نقش معرف آگاه را بازی کنید . چیزی که قدیم ها در ایران در بین مردم بود ولی الان نیست اما به کارکردش احتیاج فراوانی هست . حالا چطوری این شیوه پاسخ میدهد به مشکل دست شما ؟

باید شبکه ای از دوستان خوب ایشون  تشکیل بدید و تصمیم بگیرید تا او  را به شکل شبکه ای به پسرهایی که شایسته اش میدانید معرفی کنید و برای این قضیه زمان بندی بگذارید که مثلا ظرف ۳۰ روز آینده به بیش از ۳۰ پسر معرفی بشود.مطمئن باشید وقتی با همسران خودتان یا دوستانتان مطرح میکنید آنهادوستانی دارند که در بدر دنبال معرفی یک دختر خوب هستند. در واقع این شبکه دخترانه وصل است به شبکه ای وسیعتر از مردانی که آنها در بین خود دوستانی خوب دارند برای معرفی های سالم

طبیعی است که از این  همه آدم تنها بعضی هاش بدرد بررسی بیشتر میخورد اما کارکرد این شیوه خیلی عجیبه. یادتون باشه شبکه های مجازی قدرت خود را از نمونه های واقعی اخذ کرده اند

اگر بنا باشد تا دست رو دست بگذارید تا یه ادم حسابی پیداش بشه به ایشون پیشنهاد بده عملا به ایشون ظلم کرده اید. شما باید کاری کنید تا ایشون دیده شوند…کار سختی هم نیست.مسوولیت مسائل انتخاب و ازدواج نیز با خود دختر است.

دست رو دست نذارید…

(من عادت ندارم ای میل واسطه پاسخ بدهم معمولا سوء تفاهم میشه)

7 دیدگاه در “شبکه قدرتمندی از دختران باهوش

  1. سلام
    می پذیرم که عرفهای جامعه بدلیل نقصهای اساسی(نه مرتبط به دین. بلکه دقیقا بدلیل نشناختن دین)و کم کاری بزرگان علمی و فرهنگی، قادر به جا انداختن و رواج فرهنگها و آداب و عادات خوب اسلامی و ایرانی نیست. زمان می بره و نیاز به بستر سازی اجتماعی و فرهنگی داره.
    اما روش نسبتا کارامدی وجود داره که اگر جزئیاتش رو خانمها رعایت کنن میتونن با نگرانی کمی(آنهم صرفا به علت غیرمعمول بودن نه نادرست بودن)همسر دلخواه شون رو خودشون انتخاب کنن.
    این نکته رو باید بگم که این روش، ادبیات و بیان سنگین و وزینی رو می طلبه که حتما باید مراعات کنن. چرا که اولا جامعه عادت به این روش نداره و ثانیا اگرهم عادت باشه، ادبیات نادرست و سبک، به دلایل منطقی ای، نوع اندیشه و طرز فکر و منش خانم تقاضاکننده رو زیرسوال می بره و این از هر نظر برای اشخاص دیگه خصوصا یک آقای فهمیده قابل قبول نیست.
    اگر سریال ابن سینا رو بخاطر داشته باشین زن حاکم گرگان(دقیقا یادم نیست که زن حاکم گرگان بود یا ری یا…)شوهرش فوت شده یا کشته شده بود. وقتی که ابن سینا مهمانش میشه و احوالپرسی میکنه، اون خانم به ابن سینا علاقمند میشه(متوجه شد که متاهل نیست) و شب هنگام از ندیمه اش میخاد که به ابن سینا سربی بزنه تا اگر به چیزی نیاز داره فراهم کنه. به همین بهانه(ی منطقی و معمول) چون از ندیمه اش اطمینان داشته پیغامی برای ابن سینا مینویسه و به ندیمه میده و ندیمه رو هم میفهمونه.(اینجا یکی از جاهایی هست که باید موضوع رو به شخص بدرستی تفهیم کرد)ندیمه میاد و ضمن راهنمایی ابن سینا(باز هم بدرستی یادم نیست)نامه خانم رو با کمال احترام به ابن سینا میده.ابن سینا به ندیمه میگه : از خدا چه پنهان که من هم دل در گرو وی دارم و…(یعنی اون هم به خانم علاقمند شده بود)
    درواقع خانمها میتونن علاقمندی شون نسبت به آقایی رو با پیغام شفاهی یا کتبی و… اما حتما به صورت غیر مستقیم بیان و ابراز کنن. نوع ادبیات و حتی میزان و حجم متن و پیغام باید رعایت بشه. نه اینکه واو به واو. منظور میزان و طرز بیان هست. فرایند انجام این کار ساده است اما رعایت (جزئیاتش) دقت میخاد.
    لطفا جناب آقای دکتر نظرشون رو بفرمایند. این کار باید دربارش فکر بشه اما بنظر قابل انجام هست. اگر جناب آقای شیری موافق باشن بطور کامل برای دوستان مینویسم.
    یکی از خانمهای محترم از دینداری و مذهبی بودن خودش و خونوادش ناراضی بود. ببینید مسئله اینه که ما باید از بی دینی مون ناراضی باشیم نه دینداری مون. دینداری یعنی شناخت و فهم و عمل درست نه اینکه فقط عمل مون درست باشه. اکثر ماها هم اگر فهم مون ناقص یا شناختمون سطحی و کم هست بدلیل نبودن و نرسیدن حقایق و تشریح نشدن مسائل هست. تنها راه اینه که هر کسی حقیقتی رو بخوبی درک کرد(با مطالعه نظر بزرگان و متخصصان و تضارب آرائ اونها با هم)به دیگران اطلاع بده. وگر نه با بد و بیراه گفتن و شکوه و ترک دین و اخلاق گره ای باز نمیشه.(مثلا بعضی دخترخانمها میگن برای بهتر دیده شدن آرایش میکنن. این سطحی ترین راه حل مشکله که جواب بدی هم میده. چون افرادی رو جذب میکنن که اونها هم سطح فکرشون پایین هست. و الا مردی با سطح فکر بلند و صحیح جذب آرایش نمیشه بلکه به فکر خانم نگاه میکنه که آرایش رو برای دیده شدن انتخاب کرده و سمتش نمیره. بنابراین اون خانم شانس رسیدن به افراد لایق و باشخصیت رو ازدست میده. همچنین آرایش دختران مجرد، آقایون رو از انتخاب فعلی یا قبلی شون پشیمون میکنه و مردها بناچار مدام دچار مقایسه میشن. غیرممکنه زندگی زنان چنین جامعه ای قرین شادی بشه. چون قلب شوهرانشون با این بازاری که خود خانمها و دخترها ایجاد میکنن سرجای خودش نمیمونه و گناهی هم ندارن. اگر خلقت زن برای مرد اینقدر عادی باشه که بتونن به انبوهی از زنان (نادرست کردار)توجهی نکنن که اصلا از ابتدا جذب هیچ زنی نمیشدن! خلقت اینطور هست که مرد جذب زن بشه اما قواعد رفتاری زنان و مردان و ارتباطات شون اگر رعایت نشه نظم و انتظام خاص آفرینش به هم می خوره و کنترلش هم تقریبا غیرممکنه(تاریخ اندلس را بخوانید) هیچ مرد و زنی نمیتونه این زندگی رو توی چنین جامعه ای تو دست خودش نگه داره.
    این از جمله اشتباهات استدلالی هست که افراد تصور میکنن مثلا دین داری یا رعایت حجاب یا اهل دوستی با جنس مخالف نبودن باعث اشکال در فرایندهای ارتباطی و ازدواج هست. یا باعث اصطلاحا اُمُل با خشک فکر بار آمدن و مانند اینها. این دقیقا عین سطحی نگری هست. انشاله هیچ عزیزی دچار این نوع افکار غیرمنطقی نشه. امیدوارم بتونم دوستان رو بیشتر راهنمایی کنم

    [پاسخ]

  2. سلام تصادفا این مطلب رو خوندم . بعد با خودم نشستم و فکر کردم درسته با یکم بدشانسی دوستان متاهلی که کنارم هستن وقتی با هاشون حرف می زنی اصلا تو این فضا نیستن ( مثلا غالبا می گن می خوای چی کار .. والا همش مسئولیته و .. از این طور حرفا . بعضی ها هم که سر خونه زندگیشون هستن و صد هزار افسوس که بدشون نمی یاد پز زندگیشون رو …) به نظر من این قضیه رو نمی شه به هر کسی گفت . واقع نمی شه .اما کاری که کردم . یه همکار خانومی دارم که 34 سالشونه . غصه ها شو چند باری بهم گفته . دیدم تهایی رو از چشماش . دیدم وقتی کسیایی که از خودش کوچکترن رفتن سر خونه زندگیش رو چه طور نگاه می کنه . مغرور هست و به روش نمی یاره . ولی دیم و گاهی درد و دل هاش رو شنیدم و بعد خوندن این پست دلم رو به دریا زدم و به همکار با تجربه اقایی در میون گذاشتم و توضیح دادم که اگر مورد مناسبی برای این خانوم در اطرافشون بود به من بگن تا بقیش رو خودم انجام بدم . کمی استرس داشتم استاد . ولی تونستم . دلم می خواد اگر می تونم کاری براش انجام بدم

    [پاسخ]

  3. آقای دکتر این شرح حال من هم هست، و یک سری از دوستانم.
    من فکر می کنم خانواده ها و جامعه ازدواج رو زیادی رو دوش خود مجردها انداختن،
    خود من تو تحصیل در حدی فراتر از مدرکم مطالعه دارم. معمولا شادم. از لحاظ ظاهرم خدا رو شکر نمره خوبی می گیرم و همه فکر می کردن باید برای صف خواستگارا قهوه خونه بزنم…! حالا 32 سالمه. خانواده ام سنتی هستن و خودم هم دوست ندارم در روابط بی مناسبت شرکت کنم. کسانی که برای خواستگاری میان از لحاظ شخصیتی-فکری در سطحم نیستند: یا از نداشتن تحصیلات یا از بدداشتن تحصیلات(: بعضیاشون رو مدرک و پولشون به جای فهیم شدن، اونقدر کورشون کرده که با افتخار می گن به روال سنتی ازدواج اعتقادی ندارن/ یا بی بندوباری پرستیژ داره !! )(اینو همون اول بررسی می کنم و تو بازیاشون نمی رم)
    در اجتماع و با غریبه ترها هم، خیلیها فکر می کنند اگر سنگین هستی، پس یا به کسی متعهدی یا قصد ازدواج نداری!!!
    دورادور پسرهای فهیمی رو می شناسم که اونا هم اهل روابط قبل از ازدواج نیستن،
    حالا ازدواجای بین این تیپ دختران و پسران که ازدواجهای بالغانه تری می شه، چطور رخ بده!
    دوست و آشنایی معتبر می تونه فقط یه برخورد ساده حتی بدون ذکر مناسبتش ترتیب بده. (لازم نیست کسی بگه بیا برای ازدواج و… )
    به نظر من حتی فضاهای اجتماعی مناسب برای برخورد این تیپ افراد باهم کافی نیست/ فکر می کنم جمعهای مجردها و دستان متاهلشون، روابط محترمانه و راحت و خوبی به وجود میاره درحالی که جمعهای کاملا مجردی مختلط در بیشتر موارد تبدیل به جوی سبک و بچه گانه می شه.

    [پاسخ]

  4. سلام
    آقای دکتر شما که تاکید به داشتن شبکه ای از دوستان خوب(بعنوان یکی از راهکارهای موثر) برا پیدا کردن پارتنر زندگی دارین،چرا خودتون یه “باشگاه ازدواج” با یه تیم ورک خوب رو تشکیل نمیدین؟خیلی از افراد ذیصلاح و شایسته ای هستن که به دلیل مشغله ها و دغدغه های زنذگی امروزه، تو همون مسیر جریان زندگیشونم نمیرسن برا به اصطلاح شما “دیده شدن خوب” یا پیدا کردن همسر خوب وقت بذارن… صد البته قبول دارم برا همچین مساله مهم زندگی باید وقت گذاشت و تلاش کرد و هزینه کرد مثل سایر رشدهای زندگی،چون سعادت و تیره بختی انسانها بخش مهمش تو همین انتخاب مستتره،ولی خیلی ها نمیدونن تو کجاها فضای سالم و بهتری برا دیدن و کسب شناخت نسبتا مطمئن وجود داره تا بتونن اقدام کنن.
    گذشته از توصیه های بسیار موثر حضرتعالی ،فک میکنم راهکارهای عملی هم به نوعی شکل بگیره خیلی میتونه برا دوستان راهگشا باشه تا از این فضای ذهنی، که بشدت انرژی گیره و مسایل دیگه زندگی رو تحت الشعاع خودش قرار داده،فارغ بشن…و البته بالطبع منظورم از این باشگاه، فضاهایی از جنس بنگاههای …که اغلب جنبه تجاری اونها پررنگتر از جنبه های دیگشون هست، نیستش.
    شاید بگین این اقدام عملی علاوه بر کارکردهای خوبی که داره، ساز و کار خاص خودش رو میطلبه و کلی هزینه بره، ولی با توجه به ویژگیهای آرکتاپی شما،که بچه ها ازتون سراغ دارن ،این اقدام عملی رو از شما انتظار دارن و میدونن که بهتر و شایسته تر از شما کمتر کسی میتونه اونو به نحو احسن به سرانجام برسونه.

    [پاسخ]

  5. مطالب سایت شما فوق العاده هستند.شاید دقیقا نتونستم راه حل مشکلاتم را پیدا کنم ولی حالا میدونم باید از کجا شروع کنم و مشکل کجاست.من دختری 33ساله هستم و ظاهر و تحصیلات و خانواده خوبی هم دارم.به دلایلی مثل تابوهای ارتباط صمیمی با مردها و تعالیم مذهبی و منع خانواده ام و.بلد نبودن ایجاد دوستی با مردانی که در اطرافم بودهاند و ….خواستگارهای سنتی داشته ام توسط افرادی به من معرفی شده اند که اصلا با عقاید وروحیات من آشنایی نداشته اند.چند سال است که از دوستان متاهلم خواسته ام که مورد مناسب به من جهت آشنایی معرفی کنن ولی جالب اینجاست که از اونها که کم هم نیستند فقط یک نفر راضی به این کار شد و دیگران فقط یک جواب دادند خودت باید کسی را برای خودت پیدا کنی.برو جاهایی که مردها هستند و قاطی شو و دوست شو تا شاید اگر به درد هم بخورید و ازدواج کنی بعضی ها هم این واسطه گری را نوعی توهین به خودشون قلمداد میکنن و کسانی که این کار را هم میکنند بد میدانند !خسته شدم،از اینکه با تعالیم مذهبی بزرگ شده ام ناراحتم از اینکه نمیتوانم و بلد نیستم دوست پسر پیدا کنم و حتی از این لفظ خوشم نمیاد خسته شدم.با خودم و با جامعه ام و با خوب و بد آن بیگانه شده ام .داستان پیچیده ای شده.همه میگن نباید پسر بدونه که میخوای ازدواج کنی وگرنه اصلا طرفت نمیان!مثل شرایط حالای من و از طرفی به قول شما فقط در حد یه زنگ تفریح ببیننت .

    [پاسخ]

    ارشیا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۴ ق.ظ:

    دوست عزیز امیدوارم تا الان به هدفت رسیده باشی،اما متاسف هستم که جامعه امروز ما القا کننده همچین شرایط گیج کننده ای برای ازدواج دختران هم وطن من هست.شیما خانوم من یک مردم و معتقد هستم کسی که پیش زمینه ذهنی برا ازدواج نداشته باشه که اینو خودت تو شروع رابطه درک میکنی( اون حسی که میگیری از طرف اطمینان داشته باش) بعداش هم پیدا نمی کنه!! اما نه لزوما اینکه برا شروع پیش شرط ازدواج بزاری.

    [پاسخ]

  6. برای منی که همدرد این دخترم پست جالبی بود اما توصیه اش برام عملی نیست !
    و واقعیت اینه که اگه از خود اون دختر بپرسید در واقع مورد های زیاد خوبی هم اطراف خودش نمی بینه ….
    ایده آل نبودن و داشتن یه سری عیب و ایرادای کوچیک یه دردیه اما مهجور بودن همزمان ایدهآل بودن یه درد بدتره ! …

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.