آیا وقتش هست این دختر خودی نشان دهد؟

image_pdfimage_print

دختری۲۵ساله هستم که حدود ۴ سال با پسری ۲۹ساله در ارتباطم . زیاد اجتماعی نیستم و کمی منزوی . و تک بعدی .بعد از اشنایی این رفتارم باعث شد طرف مقابلم بار ها به من بگه که تو مصرف کننده انرژی هستی . بعد از فارغ اتحصیلی با مخالفت اون ،من ادامه تحصیل و کار رو نادیده گرفتم . ورزش و مطالعه و کلاس زبان شد برنامه های من .تلا ش من بی فایده بود . سعی کردم تو رابطه شادی بیارم ،ولی همیشه اون این کار رو می کرد.۲ سال پیش گفت به تو هیجان ندارم و عاشقت نیستم بعد از مدتی رابطه ما بهتر شد و خودش گفت عاشقتم !. من اوایل بشدت وابسته اون بودم ولی بعد تونستم کمی خودم رو از این وابستگی دور کنم . الان که دارم فکر می کنم از خودم می پرسم چرا وقتی به من گفت دیگه عاشقت نیستم بلند
نشدم و داد نزدم نباش ولی ساکت نشستم و غصه خوردم . بعد از مدتی قضیه  رابطه نزدیک فیزیکی  مطرح شد به مسائلی پایبندم و نخواستم. به من گفت سرد مزاجی . دنیای بدی شده کسی نمی گه چقدر پاکی میگن سرد مزاجی .طرف مقابل من بسار دست و دلباز- کمی عصبی و هر چه که احساس می کنه به زبون می اره گاهی تلخ گاهی شیرین . مهربان- سخت گیر.  می خوام بگم که یه ادمه کامل نیست اما خوبه . حالا جایی ایستادم که قراره مدتی به رابطه مون عمیق فکر کنیم  و رفته تو فکر و می خواد تنها باشه . ۲ هفته پیش گفت می  اید خواستگاری الان  میگه ما با هم شاد نبودیم تا الان به رابطه مون عمیق فکر نکردم -شاید برام بازی بوده- اگه برای اون بازی بوده برای من جدی بوده . نمی تونم واقعیت
رو ببینم . دو پهلو حرف می زنه نمی خوام کاری کنم که بعد پشیمون بشم . از
طرفی فشار خانواده من که در جریان رابطه من هستن استرس زا شده . دائم
میگن  چرا نمی خوای کار کنی چرا درست رو گذاشتی کنار . از طرفی نمی تونم
بگم اون نخواست و حالا با کار من تو باشگاه به عنوان مربی و یا مدرس زبان
مشکلی نداره. نمی خواد تو رشته خودم-  مهندسی تجارت الکترونیک – کار کنم . گیجم . از طرفی
هیچ وقت نخواستم مزاحمش باشم و بار ها ازش بابت  انگیزه  دادن و مشوق بودن تو کار هام ازش تشکر کردم اما انگار توقع اون رفته بالا عذاب وجدان دارم .تو این یک ماه به چی فکر کنم ؟به خوبی هاش- بدی هاش -اگه رابطه ما تمام بشه خانواده رو چکار کنم- خودم چی-۴ سال رابطه است . خانوادم خیلی با من
کنار امدند که تا الان واکنشی شدید نشون ندادن.
چون رابطه نزدیک نداشتم  هیجان وجود نداره !!!؟؟؟ چون ساده پوشیدم چون دختر یک خانواده ام
و بچه اول نباید خطا کنم .خانواده ام نگران من هستند . دوست دارن کار کنم و مستقل باشم یا ازدواج کنم و الان من هیچ کدوم این دو تا برام معلوم نیست . . دو پهلو حرف می زنه نمی خوام کاری کنم که بعد پشیمون بشم .

——————————

دختر نویسنده نامه از بس نقش پذیرنده تو زندگیش داشته و passive بوده همه اطرافیانش را خراب کرده است از جمله رابطه اش را. پسره دخترهای پر جرات را میبینه و قطعا خوشش میاد و از طرفی این دختر را هم دوست داره و گیج شده است.

این در دسترس بودن همیشگی ، این تغییرات خرکی به خاطر عشق مثل کار نکردن در رشته مهندسی خودش ، این همیشه به هر سازی رقصیدن باعث میشه ناخودآگاه پسر عقب نشینی کند .

دختر این ماجرا وقتی رشدی ندارد ،  وقتی درجا زده است ، انتخاب خوبی برای ازدواج نیست زیرا بعدا از این همه care giver بودن بالا می آورد رو زندگی مشترک و همه چیز را به گند میکشد

توصیه های زیر به او کمک میکند:

  1. یکی از دلایل اختلاف شما تفاوت شماست از نظر تیپ شخصیتی. شما درونگرا و احساسی و ملاحظه گر هستی و ایشون برونگرا و احساسی و منظم است. اگر لطافت تفاوتها را ندانید قطعا آسیب خواهید زد
  2. لازم نیست یه نفر هیولا باشه تا بگذاریش کنار. ایشون شاید دوست خوبی بوده باشه برای شما – که به نظر من نبوده وگرنه سعی در تربیت شما نمیکرد – اما همسر خوب بودن امریست جداگانه
  3. برای اولین بار تصمیم را شما بگیر و اول از همه برو سراغ رشته مهندسی خودت و مربی گری را در کنار اینها اگر تونستی ادامه بده
  4. بهش اعلام کن که مایل به ازدواج نیستی باهاش و فکر میکنی ایشون را بدبخت خواهی کرد و لازم داری  آدم مناسب خودت را بیابی که تو را با تغییرات اندک دوست داشته باشد و سعی نکند با عشقش تو را عوض کند. فقط یک احمق باور دارد که با عشق میتوان ادمها را عوض کرد
  5. تصمیمت را به خانواده ات اعلام کن و بسیار  بی رحمانه هر گونه دسترسی به خودت را قطع کن تا او نیز متوجه باشد که اگر یک دختری باهاش راه میاد دلیل نمیشه توسری بخوره

7 دیدگاه در “آیا وقتش هست این دختر خودی نشان دهد؟

  1. سلام دکتر
    جوابهاتون رو خوندم
    منم آدمی بودم توی رابطه که همیشه به ساز طرف مقابلم رقصیدم و این خوب بودن و تسلیم بودن من براش شک برانگیز شد. میگفت مگه میشه یه آدم اینقدر مطیع باشه؟ درحالیکه من در برابر خواسته های منطقیش موافق بودم اگه برای یه خواسته غیر منطقی مخالفت میکردم میگفت زبون درازی، تو زندگی به مشکل برمیخوریم.
    زمانی شد که بهم گفت دست از سرم بردار، چرا ولم نمیکنی. و من بهش گفتم نفهم( تا اون موقع من کوچکترین بی ادبی بهش نکرده بودم) داشت از تعجب شاخ درمیاورد به حدی که گفت باید بیام ببینمت(یه شهر دیگه زندگی میکنه)
    منم آخر راه توی یه نامه همه حرفهام رو بهش گفتم. بهش گفتم منظورم از نفهم بودنش چیا بوده. بهش گفتم سکوت من به معنای بی ارادگیم نیست و از روی دوست داشتنش بوده. بهش گفتم هرچند دیر (بعد از 8 سال) ولی خوشحالم که دیگه نمیخوامش(البته دروغکی گفتم) گفتم خانواده ام برام عزیز و محترمند و هرچند اون باهاشون مشکل داره اما من به خانواده ام افتخار میکنم….
    بعد از خوندن نامه جواب داد: تو باز هم این آدم پست رو میخوای یا نه؟
    گفتم : من نگفتم تو پستی( چون واقعا ادم شریف و خوبی بود) از نفهمیدن ها گفتم.
    گفت: آیا باز هم این آدم نفهم رو میخوای؟ گفت نفرینم نکن (هر بلایی سرش می اومد میگفت چون دل تو رو شکستم اینجوری شد ولی من هیچ وقت نفرین نکردم)
    گفتم من تو جایگاه بخشش یا نفرین نیستم. فقط به این شعر حافظ اکتفا کردم
    ” ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش”
    و تمام شد
    ولی من همچنان دوستش دارم. آدمهای زیادی اومدند توی زندگیم اما سرسوزن خوبی های اون رو نداشتند و درکنار هیچکدوم به اندازه اون شاد و آروم نبودم
    شدم مثل مسافری که تو ایستگاه منتظر قطاره(یه مرد خوب برای زندگی) اما همچنان منتظره یکی (کسی که دوستش دارم)بیاد و از سفر منصرفش کنه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    دوستش داری میفهمم ولی هنوز میتونی کاملا خوشبخت بشی با یکی دیگه

    [پاسخ]

  2. این در دسترس بودن همیشگی ، این تغییرات خرکی به خاطر عشق مثل کار نکردن در رشته مهندسی خودش ، این همیشه به هر سازی رقصیدن باعث میشه ناخودآگاه پسر عقب نشینی کند ………… خیلی جالب یود سپاس………
    اخه کلاس بیخودی گذاشتن و در دسترس نبودن هم گاهی کار دست آدم میده وقتی طرفت ترسو یا مغرور یا محافظه کار باشه دکتر جان……….

    [پاسخ]

  3. سلام
    کاش زودتر این مطلبو خونده بودم آخه همین یکی دوماه پیش هم همین برا من اتفاق افتاد
    یه خواستگار داشتم که بار اول که اومد خواستگاری قبول نکردم بار دوم که اومد به اصرار خانواده گفتم باشه باهم آشنا میشیم تو این دوران یه نامزدی هم کردیم که از نظر من جدی بود اما از نظر اون صوری بود انگار.خیلی ایراد میگرفت از کارهام ولی میگفت دوستت دارم خیلی منفعل شده بودم روزای آخر بهم گفت توهیچ هیجانی نداری.و رابطه رو خودش تمام کرد.ممنون آقای دکتر منم متوجه شدم که چرا رفت خیلی درگیر بودم که چرا رفته.هرچند خیلی برام سخته که بفهمم اشتباه کردم

    [پاسخ]

  4. مشکل من اینه که مرز این تغییر و تحول مجاز ی رابطه رو نمیدونم!
    واقعا تا کجا میشه و باید خودمون رو بنا به خواسته های طرف مقابل تغییر بدیم؟

    [پاسخ]

  5. میخواستم بنویسم عالی بود، چون خودم شرایط مشابهی رو ایجاد کردم و کاملا به حسن ِ این توصیه واقفم، ولی دیدم من در حد تعیین کیفیت ِ توسعه دکتر شیری ِ عزیز نیستم. به همین خاطر تجربه خودم رو خیلی مختصر مرور میکنم:
    من هشت ساله ازدواج کردم و تا حدودی مختصات توصیف شده فوق رو تو زندگیم داشتم، من برونگرای خفنم و زنم درونگرای خفن. به همین خاطر همیشه یجورایی این حس رو هم خودم داشتم و هم دور و بریام بهمون دادن که چقدر زنت سرده و تو چقدر گرمی و طفلکی و این حرفا، منم دائم بهش خرده گرفتم که تو چرا اینطوری میکنی و چرا انقدر تو خودتی و خلاصه دائم پیچیدیم به پر و پای هم، خیلی هم سعی کردیم همدیگرو تربیت کنیم، البته اینجا یه فرقی که وجود داره اینه که چون همسرم از من شش سال بزرگتره او هم منفعل نبوده و یجورایی سعی کرده منو مدیریت کنه، ولی حالا که من یه دو سالیه یه کم سرد شدم تو رابطه، او داره تمام تلاشش رو میکنه که فقط دهنده باشه و انگار خودش هیچ درخواستی از زندگی نداره.
    عدم توجه ما به این تفاوت ِ جدی ِ تیپ شخصیتمون باعث بروز مشکلات ِ عدیده ای شده که حالا عرصه رو حسابی به جفتمون تنگ کرده.
    ازدواج به اندازه کافی محل بروز ِ مسائل مختلفی هست که رسیدگی بهشون نیازمند صرف ِ انرژی و وقته، به نظرم بهتره با یه انتخاب خوب میزان ِ این مسائل رو در حد معقول و در حد توانمون نیگه داریم، وگرنه برای ثبات ِ زندگیمون باید انرژی ِ بیشتری صرف کنیم که یه وقتایی خارج از توانمونه و ممکنه مسائل رو فقط پیچیده تر کنه. اونوقت میبینی که وقتی رو که میتونستی صرف ِ چشیدن ِ طعم ِ خوش زندگیت بکنی داری مصروف ِ کم و زیاد بودن ِ نمک و فلفل ِ زندگیت میکنی.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.