دل گنده و آب هندوانه !

image_pdfimage_print

سلام دکتر

میخوام تغییر کنم اما نمیشه…واقعا آدمها تغییر میکنند؟

مهدیه

——————————————–
خدا خیرت بده مهدیه گرامی…ما و ملتی  اساسی ، میخوایم تغییر کنیم سخته…زیاد هم مثال گنده نزنیم…تو همین چند روز عید خواستیم برگردیم به تغذیه سالم healthy food لا مصب مگه میذارن این فک و فایمل با این مهمونی دادنهای فرت وفرتشون؟؟!!
اما از شوخی گذشته تغییر نکردن معمولا ناشی از چند نکته است
۱- الگوهای خیلی بی ربط به ما  توانمندی های ما
۲- شیوه الگوهامون را درست نفهمیده ایم
۳- دنبال “میان بر” خیلی میگردیم و راه اصلی را گم میکنیم
۴- زود دنبال نتیجه گرفتنیم…مثلا عادت غذایی ۲۵ ساله را میخواهیم در ۶ هفته تغییر بدهیم…خب انتظارمون از خودمون اشتباهه و باید صبوری به خرج دهیم
۵- خیلی از تغییر اتی که شروع کرده ایم با این و اون ، حرف میزنیم…اینطوری انرژی مون را میپرونیم…حتی انرژی منفی بقیه را نیز جذب خودمون میکنیم

6 دیدگاه در “دل گنده و آب هندوانه !

  1. داستان ما اینگونه آغاز میشود که :

    در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید :

    “همه افراد حاضر در بانک ، روی زمین دراز بکشید و حرکت نکنید ،حق انتخاب با شماست زیرا پول مال دولت است ولی زندگی به شما تعلق دارد”

    همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند

    این “شیوه تغییر تفکر” نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن .

    هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت) به دزد پیرتر (که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت “برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم”

    دزد پیرتر با تعجب گفت؛ “تو چقدر احمق هستی، اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد. امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم”

    این را میگویند: “تجربه” اینروز ها، تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود!

    پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند ، مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید.

    اما رییس اش پاسخ داد: “تامل کن! بگذار ما خودان هم 10 میلیون از بانک برای خودمان برداریم و به آن 70 میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم”

    اینرا میگویند “با موج شنا کردن” پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت !

    رییس کل می گوید: “بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود”

    اینرا میگویند “کشتن کسالت” شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.

    روز بعد، تلویزیون اعلام میکند 100 میلیون دلار از بانک دزدیده شده است.

    دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند 20 میلیون بیشتر بدست آورند.

    دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند: “ما زندگی و جان خودرا گذاشتیم و تنها 20 میلیون گیرمان آمد. اما روسای بانک 80 میلیون را در یک بشکن بدست آوردند. انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود.”

    اینرا میگویند؛ “دانش به اندازه طلا ارزش دارد”

    رییس بانک با خوشحالی میخندید زیرا او در ضرر خودش در سهام را در این بانک دزدی پوشش داده بود.

    اینرا میگویند؛ “موقعیت شناسی” جسارت را به خطر ترجیح دادن.

    در اینجا کدامیک دزد راستین هستند؟

    [پاسخ]

  2. البته تغییر داریم تا تغییر
    یه وقتایی هست مجبوری تغییر کنی خب سه سوت تغییر میکنی یه وقتایی مجبور نیستی یا عشفت نمیکشه تغییر کنی این دومیه خیلی سخته

    [پاسخ]

  3. سلام جناب دکتر
    معتقدم به اینکه اگه کسی با این امید که طرفمو تغییرش میدم یاخودم تغییر می کنم وارد یه رابطه بشه هم به خودش ظلم کرده و هم به طرف مقابل و جز اتلاف کردن وقت و زمانش کار دیگه ای از پیش نبرده.
    ========================
    هر ارتباطی نیاز به مقداری تغییر داره در هر دو طرف

    [پاسخ]

    الناز پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    بله قبول دارم ولی به این شرط که خودت واقعا بخوای و به این نتیجه برسی.گاهی از سر اجبار و به خاطر نگه داشتن رابطه یکی قربانی میشه.منم قبول دارم که هر دو طرف باید از سر آگاهی تغییر کنن نه اینکه همه ی توانشونو بذارن برای تغییر دادن یکی.
    وقتی دیدی یکی داره همه سعیشو می کنه که تو رو تغییر بده بدون اینکه حتی ذره ای در وجود خودش این احساس به وجود بیاد بدون باید بیای بیرون.چون این تازه اولشه.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.