سندرم استکهلم

image_pdfimage_print

«سندرم استکهلم» نوعی پاسخ فیزیولوژیک «گروگان» های ربوده شده است. برخلاف انتظار، نشانه هایی از همدردی و حس وفاداری در آنها نسبت به آدم رباها دیده می شود. «گروگان» ها حتی ممکن است با وجود خطراتی که تهدیدشان می کند، به صورت اختیاری خود را تسلیم آدم رباها کنند. این سندرم در موارد دیگری مثل همسرآزاری، تجاوز و یا سو» استفاده از اطفال هم ممکن است دیده شود. اما چرا این سندرم «استکهلم» نامیده می شود؟ درسال ۱۹۷۳م، از یک بانک در «استکهلم» سوئد، سرقت شد. دزدها چند نفر از کارمندان بانک را چند روزی به گروگان گرفتند. برخلاف انتظار، گروگان ها از نظر احساسی جذب دزدها شدند و حتی بعد از آزادی از آن ها دفاع کردند و حاضر نشدند علیه آن ها، شهادت بدهند. بعدها، یکی از دزدها با یکی از خانم ها کارمند ازدواج کرد! مثال مشهور «سندرم استکهلم»، مورد ربوده شدن «پتی هرست»، دختر یک میلیونر است. او بعد از دزیده شدن، با آدم ربا سمپاتی پیدا کرد و حتی بعدها در یک سرقت با او همکاری کرد! اما مورد دیگر، داستان «ناتاشا کامپوش»، یک دختر ۱۰ ساله اتریشی است که در ۱۰ سالگی ربوده شد و به مدت هشت سال در اسارت بود، تا اینکه بعد از حمله پلیس، توانست فرار کند. نشانه هایی از «سندرم استکهلم» در این دختر دیده می شود چراکه بعد از خودکشی آدم ربایش او به شدت اندوهگین شد

 


از یوتیوب برداشتمش مطلب بالا را

2 دیدگاه در “سندرم استکهلم

  1. سلام
    خیلی وقت هست که شروع کردم به خوندن وبلاگ شما و زیر و رو کردن آرشیو این وب لاگ _ سایت .
    کم و بیش زیبا هستند نوشته های این وب لاگ _ سایت
    چند وقت پیش توی همین زیر و زبر کردن های آرشیوی یک شعر ( به گمانم از خود شما ) با مضمون تحسین یک مرد از همسرش و احساس دریغی که بعد از مرگ ، مرد دیگه نمی تونه از زیبایی زن برای کودکانش بگه ، بود .
    اون موقع نمی شد شعر رو جایی بنویسم و الان که آرایش این وب لاگ _ سایت عوض شده دیگه نمی تونم اون شعر رو پیدا کنم ، ممنون میشم اگه این شعر رو برایم ارسال کنید یا این که آدرس این شعر رو در وب لاگ _سایت تون رو به من بدید .
    ممنون و
    خداحافظ
    ——————————————-
    فکر کنم منظرتون این نوشته ما بوده که تقدیمتان :
    http://www.doctorshiri.com/weblog/archives/001489.php

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    سلام
    آدرسی که برایم نوشته بودید همانی که می خواستم نبود .
    ولی چون همان وبلاگ آشنای خودتان را معرفی کرده بودید ، توانستم بگردم و شعر مورد نظرم را پیدا کنم ؛ از کمکتان ممنون .

    در ضمن گمان کنم این شعر را خودتان هم فراموش کرده باشید ، پس لطفا اولین پست دی ماه سال هشتاد و نه تان را بخوانید ؛ یادآوری قشنگی است

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.