آیا من امیدی به این پسر داشته باشم ؟

image_pdfimage_print

پیشاپیش سال جدید رو به شما تبریک میگم.امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و سلامتی داشته باشید
من دختری ۲۵ ساله هستم.یکبار با پسری عقد کردم و به خاطر یکسری مشکلات از هم جدا شدیم.من هنوز دختر هستم ولی مطلقه به حساب میام.بعد از ۲ سال یکی از همکلاسی های دوران دانشگاه خودم رو دیدم.پسر۳۰ ساله مهربان و فهمیده ای هستش.مرداد امسال با همدیگه یک رابطه دوستانه برقرار کردیم و هنوز این رابطه ادامه داره.با گذشت این ۸ ماه من به ایشون علاقه مند شدم.میتونم بگم دوستش دارم ایشون هم منو دوست داره.به خاطر مشکلات کاری که تا الان داشته هنوز ازدواج نکرده و میگه شاید امسال ازدواج کنه.ما همدیگه رو دوست داریم ولی ایشون میگه نمیتونه منو خوشبخت کنه و نمیتونه با من ازدواج کنه.به خانواده خیلی اهمیت میده یعنی خانوادش واسش خیلی مهم هستن و به ایشون بسیار وابسته اند.به خاطر همین میگه نمیتونم خیلی اصرار کنم که من حتما باید با این دختر ازدواج کنم.همسر آیندش رو باید مادرش واسش انتخاب کنه چون دلش نمی خواد روی حرف مادرش حرفی بزنه.من ازش دلیل میخوام که چرا نمیتونه منو خوشبخت کنه ؟میگه نمیتونم دلیلمو بگم،شخصی هستش.آقای دکتر من واقعا دوستش دارم ولی نمیدونم باید چیکار کنم؟شما منو راهنمایی کنین که چه طور بااین مسئله برخورد کنم و چه کاری درسته که من انجام بدم.آیا ادمه بدم به رابطم یا تمومش کنم؟

 

 


 

پاسخ :
نامه شما را خواندم و متاسف شدم که این آقا تا این حد وابستگی به خانواده اش دارد . یک بحث داریم که احترام به والدین است که خوب است و مشروع و اخلاقی ، ولی بحث دیگر چسبندگی به والیدن و بی مسوولیتی بعدش است . خب آدم میتونه با شعور خودش انتخاب خودش را بکنه بعد از نظر دلسوزانه والدین با حفظ مرزهای شخصیتی اش استفاده بکنه ولی سیستم بعضی ها اینطوره که انتخال و سختیهاش را گردن یکی دیگه می اندازند که بعدا نیز سرکوفتها را به او بزنند !

مساله شخصی ایشون نیز احتمالا ساختگی است و موضوع خاصی نیست که دونستنش برای شما مجاز نباشه !
الغرض سنتون برای دو تجربه سخت ، کمه اما باید از پسش بر بیایید.

من از روابط یش از ازدواج بعضی وقتها میترسم زیرا توش سرمایه های یکسانی وسط گذاشته نمیشه. شما عواطفتون و سن ازدواجتون را وسط میگذردی ولی برای اون آقا تنها یک تجربه در حال شکل گیری است…زرنگ تر  باشید در باره عمرتون .
امید داشتن به اینکه از این رابطه ، ازدواجی خوب در بیاد ، امیدوارکردن بیهوده شماست و من این کار را نمیکنم و در عوض بهتون پیشنهاد میدهم در رابطه ای  سالم قرار بگیریدو ترجیحا مورد نظر خانواده تون ( به این شرط که اولی را اونها خراب نکرده باشند ) که فرد بند نافش را از خانواده اش  بریده باشد و بهانه گیری نکند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.