پیشنهاد ارتباط از سوی یک مرد متاهل

image_pdfimage_print

دختری هستم ۲۶ ساله که در شرکتی به مدت ۲ سال است که شاغلم. مدیرعامل شرکت رابطه خاصی با من دارد. اوائل من ازشون پیامک ادبی دریافت میکردم و خب از روی ادب پاسخ هم میدادم و کم کم لحن این پیامکها صمیمی شد و من نیز وابسته شدم به این نوع توجه های خاص. الان اوضاع فرق کرده است . او توقع دارد با هم صمیمی تر بشویم . مشکل بزرگ اینست که ایشون متاهل هستند و من نیز دختری بی بند و بار نیستم و دارم دیوانه میشم.

پاسخ :

رابطه ممنوعه هیجان زیادی دارد و یکی از دلایلی که آدمها توی این نوع روابط  گیر میکنند همین است که به آن میزان هیجان معتاد میشوند . مردان متاهل به دلایل مختلفی سراغ روابط موازی میروند از جمله

  • ·         تنوع طلبی
  • ·          خسته شدن از بار مسوولیت متاهلی و متعهدی
  • ·          خشم از زنان خود
  • ·          همسران بی توجه خود
  • ·          جوگیر شدن از حرفهای سایر مردان متاهل بی بند و بار

در هر صورت  شما در چنین رابطه ای شاید فکر کنید که دارید کمک میکنید به تحکیم زندگی ایشان اما این نیز توهمی بیش نیست زیرا حل چنین معضلاتی اساسا با رابطه موازی مقدور نمیباشد . جلسات منظم زوج درمانی میتواند کمک کند یا به تداوم این زندگی یا به اختمام صحیح این رابطه

شما مراقب باشید زنگ تفریح ایشون  نشوید . زیرا در مجموع کمتر مردی زندگی اصلی خودش را به خاطر علاقه های موقتش کنار میگذارد حتی اگر دختر دومی را خیلی دوست داشته باشد. چه بسا لازم باشد نیز از این کارفاصله بگیرید و در محیط بعدی نیز اجازه ندهید کسی نزدیکتان شود .

—————————–

با عرض سلام و خداقوت به شما دکتر عزیز.
تو شماره جدید مجله از مشکل دخترخانمی نوشتید که دقیقا مشکل من هم بود. دختر خانمی که مدیر عامل شرکت عاشق ایشونه. خواستم من در جواب ایشون با اجازه شما راهنمائیشون کنم چرا که فکر می کنم  کسی که همدرد آدم باشه بهتر شرایط اونو درک می کنه. اگه صلاح دونستید ایمیل من رو براشون بفرستید. من هم تا دو هفته پیش چنین مشکلی داشتم با این تفاوت که من چهار سال بود که تو شرکت کار می کردم و مدیر عامل اونقدر نجیب و شریف بود که هیچوقت ابراز علاقه مستقیم نکرد ولی من همه چیز رو از رفتار و گفتارش می خوندم .به بهانه قدردانی از زحمات یا به بهانه روز دختر برام کادو می خرید. عذاب آور این بود که خانمش هم کاملا فکر می کرد رابطه ای جدی بین ماست در حالی که صحبتهای ما همیشه فقط در چارچوب کاری بود. بهر حال خیلی فکر کردم دیدم تنها راهش اینه که از چشم آقای مدیر شرکت بیفتم . برای همین سر مسئله کوچیکی  که تو شرکت اتفاق افتاد خودمو به ناراحتی و عصبانیت شدیدی زدم و وانمود کردم دیگه حاضر نیستم اونجا کار کنم.
استعفامو اعلام کردم از اونجا اومدم بیرون. ولی یه چیزی این وسط آزارم میداد حس مجرم انگاشته شدن و اینکه اعتمادی که دیگران به من کرده بودند رو از دست دادم . سعی داشتم آرمانی که پشت ماجرا بود رو فراموش نکنم من خودمو خراب کردم تا حداقل یه زندگی به خاطر حضور من از هم نپاشه. خیلی سعی کردم به خودم آرامش بدم اما نمی شد تا اینکه قلم و کاغذی برداشتم و تمام حقیقت ماجرا رو توش نوشتم تا حداقل به یک نفر توضیح داده باشم که مقصر نبودم. بعد از اتمام نوشته هام اونو پاره اش کردم چرا که با نوشتن همشون به آرامش کامل رسیدم .
خوبی زندگی به اینه که خیلی زود به همه چیزش عادت می کنیم. این روزا واقعا خوشحالم چرا که عداب وجدان ندارم که با حضورم سبب آزار کسی ام.
من خطاب به این خانم که هم سن من هم هستند می گم که حرفهای دکتر شیری واقعا بجا و مناسبه بهتره به توصیه ایشون عمل کنید و خودتونو رها کنید. براتون آرزوی خوشبختی می کنم امیدوارم شادی و سعادت به زودی زود به سراغ شمام بیاد.
از شما دکتر عزیز هم که راهگشای بجایی هستید متشکرم
دختر خانمی از مشهد

———————————————-

م از تهران

سلام دکتر
این خانوم تقریباً اوضاعش شبیه منه برام جالب بود.حالا جالبتر اینکه بدونی دندانپزشکم هم اخیراً استارت همین داستان را زده .اونم برای من که همه ی جریان روتا آخرش حفظم . باورم نمیشه که کسی که آدم مجبوره دهانش رو صد و هشتاد درجه باز کنه از آدم خوشش بیاد.و باز هم متاهل ،که با وقاحت بگه من مریض کم می بینم چون لذت بردن از زندگی برام مهمتره .تو دلم گفتم توضیح هم نمیدادی کاملاً مشهود بود و به قدری این ابراز علاقه ناشیانه بود و دست و پاشو گم کرده بود که حالم داشت به هم میخورد.نمیدونم چرا دائماً این قضیه برام  تکرارمیشه.هرچی توخودم میگردم میبینم محاله که به  کسی که خوشم نیاد  چراغ سبزی نشون داده باشم و باز هم همون حرف  رو شنیدم که حضور شما آرامش  خاصی به من میده و مطب من رو پر از انرژی میکنه  …  


1 دیدگاه در “پیشنهاد ارتباط از سوی یک مرد متاهل

  1. چقدر خیانت شایع شده آخه! دیگه آدم از سایه خودشم میترسه. بدتر اینکه یه جورایی با این کار پز با کلاسی و مدرنیته میگیرن به خودشون.
    تازگیا یه دختری اومده توی محل کارم که با یه آقای متاهل (اونم با دو تا بچه) رابطه داره. اصلا هم پنهان نمیکنه این قضیه رو و خیلی راحت ازش حرف میزنه.
    اصلا محل کار من برام شده یه معضل: سمت چپم یه خانمیه که داره خیانت میکنه به شوهرش. سمت راستم هم این دختر که با یه متاهل رابطه داره (معاونت در خیانت! ) یعنی موقعیت من میشه: بین الخائنین!
    تازه چند قدم اونطرف تر یه آقای خائن داریم!
    توی یه جمع ده نفری سه مورد خیلیه ها! وحشتناکه.
    خدا به داد ما مجردا برسه.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.