نکاتی که پدر و مادرتان برایتان نگفته اند : چگونه یک مرد عاشق میشود و بدنبال آن به یک زن پیشنهاد ازدواج میدهد؟ ( زیر ۲۵ سال لطفا نخواند)

image_pdfimage_print

 

دختری ۲۷ ساله ام  ، کارشناس  ارشد فناوری ارتباطات  که در خانواده ای مذهبی بزرگ شده ام و  خودم نیز تا حدی اعتقاداتی دارم تا حدیکه اهل ارتباطات قبل از ازدواج نیستم . در مرکز تخقیقاتی که کار میکنم مدتی بود نگاه متفاوت آقایی ۳۱ ساله از همکاران را حس میکردم و بعد از مدتی  با ادب و نزاکت خود توجهم را جلب کرد و  خیلی محترمانه بهم بیشنهاد ارتباط فراتر از محل کار به قصد آشنایی بیشتر داد. من بهش گفتم اهل این نوع روابط نیستم و به جز یکبار گفتگوی بیرون از محل کار و چند تا تلفن و …روابط بیشتری را قبول نکردم در حالیکه  از درون احساس میکنم مرد شایسته ایست و بهش حق میدهم به این سرعت تصمیم به ازدواج با من نگیرد و به همین خاطر درمانده شده ام . راستی یکبار به مناسبتی برایش کتابی هدیه گرفتم و خیلی خوشش آمد .یکبار که نظرش را برای ازدواج سوال کردم گفت دوست دارد از نظر مادی به شرایط قابل قبولی برای همسر آینده اش برسد …میگید چه کنم ؟

******************************************************

مردان چگونه درباره ازدواج فکر میکنند؟ در ایران فضای ضد ازدواج به دلایل متعدد در حال رشد است میگویید چطور ؟ من دلایلی دارم که فکر میکنم ارزشش را دارد نگاهی بهشان بیندازید :

  1. یکی اینکه تشویق به ازدواج را کسانی انجام میدهند که خیلی از جوونها نسبت به انها خوش بین نیستند و رفتارهای ریاکارانه زیادی از آنها دیده اند !
  2. دیگر اینکه ازدواج توسط مادران این مرز و بوم چیزی در حد سربازی و…برای آدم شدن بسران معرفی میشود : میری ازدواج میکنی  آدم میشی و قدر خانواده ات را میدانی
  3. دیگر اینکه با کثرت زندگی های مجردی که توش خوش میگذره  آنهم بدون داشتن تعهدها و مسوولیتهای ازدواج ، به نظر حماقت می آید هیچ مرد یا حتی دختری تن به مسوولیت ازدواج بدهد
  4. باز اینکه تلویزیون و رادیو و …چنان فضای مصنوعی از تشکیل خانواده و لدتهای آن به تصویر میکشند که ناخودآگاه جمعی جوانان ایرانی این ظاهرسازی را بس میزند. از سوی دیگر سیاه نمایی هایی که در نشریات و حتی همین تلیزیون هر از گاهی از طلاق و قتلهای ناموسی و …میشود باعث ترس ناخودآگاه همه از مساله ازدواج میگردد. حتی به مضمون شوخیهای مردان در محافل خانوادگی درباره اخلاق کنترل گر همسران و خانواده هایشان دقت کنید و لذت فراوان آنها را از شوخی درباره زندگی بدبختی متاهلانه ببینید ، میفهمید چه ترسی در همه در حال رشد میباشد

اما درباره این خانم مسائل دیگر هم هست. ازدواج بچه های مذهبی تر در جامعه ایران چگونه است ؟ من حرفی میخواهم بزنم که شاید نشه استنادعلمی مقاله ای بهش کرد ( زیرا مطالعه میدانی درباره اش نکرده ام ) اما در حد تجربیات بالینی خودم برای خودم مستنده و آن اینکه مسائل عاطفی بچه های مذهبی تر در ایران در مجموع فرقی با بقیه دختران و بسران دیگر ندارد ! حتی مشاوره های ازدواج و تعارضهای شخصیتی و رفتاری و درگیریهای خانوادگی آنها نیز مثل بقیه میباشد ! دلیلش هم روشن است زیرا دین در جایی در روان انسان اثر دارد که عمیقتر  از مسائل شخصیتی نیست . برای اینکه منظورم را بهتر برسانم عرض میکنم که فرض کنید یک نفر حسود است ، خودکم بین است یا… این آدم دین ورزی هم کند یک آدم حسود خودکم بین داره نماز میخونه و روزه میگیره و… زیرا مواجهه با خودکم بینی که یک مساله شخصیتی است به سادگی با یک نماز خوندن و…حل نمیشود . مواجهه با خودکم بینی اگر چه در دین راهکارهایی دارد منتهاذ خیلی از اوقات فرد به دلیل زرنگ بازیهای شخصیتی ( فریبکاری نفس در ادبیات دینی ) خودش را گول میزند ( تسویل در ادبیات قرآنی= بل سولت لهم انفسهم )

میخواهم عرض کنم که همانطور که دکترا گرفتن بنده نمیتواند مانع شود از اینکه من فرد طماعی نباشم و چه بسا طماعی را در هم نهادینه تر کند زیرا گول موفقیتهام را میخورم ، به همین مکانیسم ،رفتار مذهبی نیز لزوما باعث نمیشود من فرد خالص و طاهری بشوم از اختلالات شخصیتی خطرناک( سه مثال مختلف میزنم :نگاهی به فجایع اخلاقی محیطهای مذهبی کلیسایی مثل سوء استفاده از کودکان و راهبه ها بکنید یا خیلی مسائل فضاهای شهرهای به ظاهر مذهبی کشور خودمان  یا شاهدبازی با نوجوانان افغان در محیطهای سنتی مذهبی طالبان  که زنان را در برقع میکنند و اما میل جنسی مردان ظاهرا مذهبی طالبان با رقصاندن نوجوانان بسر در لباس زنان ارضا میشود بدون اینکه ظاهرا منع شرعی داشته باشد ! )

باید به این مسائل اضافه شود که اتفاقا بنا بر اصل جبران در روان شناسی ، چه بسا اختلالات شخصیتی در فردی که احساس مذهبی تر بودن  یا تحصیل کرده تر بودن دارد  مخفی تر و خطرناک تر نیز بگردد زیرا او با دستاورد بیرونی خود  ( مدرک ارشد دانشگاهی یا سفرهای عمره وو تمتع هر ساله )چنان مشغول میشود که  فراموش میکند چه اژدهای مخوفی در لایه های زیرین خود مخفی کرده است. در اینجا به تعبیری از مرحوم امام خمینی ( ره )  اشاره  میکنم که جایی گفته بودند

ملا شدن چه آسان ، آدم شدن محاله

و میدانید که منظور از ملا در ادبیات ۶۰سال گذشته  ، فرد بسیار با سواد است نه لزوما شیخ و روحانی. یعنی میشه آدم خیلی باسواد بشه ولی رشد روانی و معنوی اش در حد صفر کلوین بمونه !

برمیگردم به عرائضم ، در سوال بالا دختری داریم با عقاید مذهبی که دست او را در برقراری رابطه های مشهور قبل از ازدواج میبندد اما او نیز حق دارد انتخابی درست داشته باشد و لذتهای یک ازدواج موفق را بچشد

باید برای یک ازدواج خوب یک خوش آمدنی  زمینی وجود داشته باشد که در این دختر و بسر وجود دارد . یک مرد چگونه در این وانفسایی که نوشتم جرات ازدواج بیدا میکند ؟ میخواهم چند تا password  مهم را برای شما بنویسم و احتمالا شنیدن آنها از منی که درست یا غلط شهرتم به “حمایت  یک طرفه از مردان “است ، میتونه یک اتفاق نادر باشه

اکثر مردان جذب زنی میشود که با او سه چیز بدست آورند :  در درجه اول لذت ،دوم آرامش و مقوله سومی  به نام بیشرفت

میتوانم شرط ببندم که هر مردی را میتوان با این سه نکته مجذوب خود کرد ( یادتون باشه من از فرمول دادن در تمام مقالات و سخنرانی هام برهیز دارم اما این سه نکته فرمول نیستند بلکه یک سیستم شناختی -رفتاری هستند که دونستنشون بسیار به درک فضای ذهنی مردان کمک میکند )

یک خانم چه مذهبی   باشد چه کمتر مذهبی باشد  ( منظورم از مذهبی  بودن برآیندی از رعایتهای شرعی مثل حجاب و محرم نامحرم تا رفتارهای مذهبی نظیر نماز و روزه است  و مقوله رعایتهای اخلاقی را بحثی برون دینی میدانم که هر انسانی  چه مذهبی چه غیر مذهبی ملزم به رعایتش است مثل راستگویی و چشم باکی و…) لازم است مرد بفهمد که او زنی جذاب است ، منزوی نیست !  شوخی را میفهمد ، بلد است بخندد، رومانس و مفاهیم عشقی را متوجه میشود و حرف برای گفتن دارد ، اهل هنر و فیلم و موسیقی و ادبیات هست ، بلد است  به موقع طنازی و دلبری کند و البته در هر برخوردش بدون عشوه گری های سطحی نشان میدهد که

به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

اینجا همان مفهومی متبادر میشود در باره مردان که  مردان دوست دارند زنی را بدست بیاورند که فتح قله اش سخت باشد hard to get باشد و باز منظورم این نیست که بعضی دختران اشتباه میفهمند یعنی خودشان را میگیرند و الکی نشان میدهند سرشان شلوغ است  و مرد را بی اهمیت نشان میدهند و تلفنهایش را جواب نمیدهند که مثلا تو خیلی هم دهن برکن نیستی…نه! اصلا منظورم این نیست . با این اداهای  دختر دبیرستانیها  نمیشه دل یک مرد را بدست آورد و تنها مردان سطحی و بچه صفت در این بازی ها گرفتار میشوند آنهم موقت . من  منظورم این است که زن با اعتماد به نفس نشان میدهد گوهر درونی و بیرونی دارد و بدست آوردن این گوهر مستلزم داشتن شایستگی فراوان در مرداست .

شاگردی داشتم که میگفت همه مردانی که تاکنون به سمتش آمده ان دنبال بهره وری جنسی از او بوده اند . به او گفتم اینکه یک مرد از این لحاظ از تو خوشش می اید ، اتفاقا خیلی خوب است ! و منظورم این نیست که بری با هاشون و  به این نیاز ساده شون جواب بدهی زیرا میشی زنگ تفریح مردان بلکه مرد خوب هم باید با همین کشش سمت تو بیاید و این دانایی تو است که این میل جنسی را تبدیل به  رشد و تکابو و تعهد ازدواج در مرد میکند .

 دختر مذهبی نیز  از این قاعده مستثنی نیست چرا که مرد مذهبی که سمت او می اید مثل بقیه مردان  دارای همین نیازهاست یعنی باید در دختر مذهبی جذابیت ببیند چه فیزیکی چه شخصیتی . شاید کسی بگوید من که نمیتوانم مثل دخترهای دیگه لباسهای خاص ببوشم یا موهام را high-light  کنم بریزم بیرون . این ساده ترین بهانه را بریزید بیرون . خوب بوشیدن و حجاب  مرتب داشتن و خوب صحبت کردن و نیزه به سمت مردان نگرفتن و همه مردان را شیاطین ندیدن و  تایید کردن گهگاهی مردان  به قصد شناخت آنها  و فراهم آوردن ازدواجی موفق آیا منعی در شرع مقدس دارد؟  بعدش هم ،مردی که سمت دختری مذهبی میرود هم طبیعتا اعتقاداتی مشابه دارد و بعید است دنبال بی بند و باری باشد وگرنه چرا سمت توی چادری یا محجب بیاید ؟  حرف دل این مردان را گوش کنید : آنها نیز زنی جذاب میخواهند که تمیز و  آراسته باشد و  برایش جذابیت جنسی مهم باشد و به ازدواج فقط به عنوان مساله ای ملکوتی نگاه نکند. بخش زمینی ازدواج برای مردان مذهبی حتی بررنگ تر از بقیه است زیرا او خویشتن داری کرده است که  با زن خود بهترین لذتها را تجربه کند و تصور کنید زنش هم تعطیل باشد آنوقت چه سرخوردگی را تجربه میکند !

میخواهید مردی شما را ببرستد ؟

۱- به حرفهایش گوش بسبارید !  منظورم از گوش کردن اولین معنایی نیست که به ذهن متبادر میشود و آن ازطاعت کردن است ، بلکه منظورم اینست که بگذارید یک مرد از رویاهایش برایتان حرف بزند حتی اگر به نظرتان دست نیافتنی بیاید زیرا آدمیان را از بین رویاهایشان میتوان شفاف تر دید. بگذارید از آرزوی قبولی  اش در امتحان فوق لیسانس تا گرفتن بذیرش دانشگاه میشیگان یا داشتن شرکتی بزرگ در زمینه صادرات واردات یا رسیدن به مدیریت ایران خودرو یا گرفتن اجتهاد در مدرسه شفائیه یا درامد ماهی ۲۰ میلیون یا داشتن بدنی six-packed برایتان حرف بزند. حتی از گوش کردن فراتر بروید و اگر واقعا میخواهید دختری استثنایی برای او باشید در رویاهایش شریک شود و زوایای زیباتر این دستاوردها را برایش بازگویی کنید زیرا  به قول کارل یونگ دانشمند مشهور سوییسی ، زنان به زبان روح عالم مجهزند و میتوانند به راحتی در سطح روح نهفته یک مرد با او صحبت کنند چیزی که دوستان دیگر آن مرد فاقدش هستند. تنها به زنان اجازه داده شده که password های روح هستی را درک کنند.

 وقتی مردی را  به موقع تایید میکنید و  چشمانتان از تصور رویاهای او برق میزند ناگهان معجزه رخ میدهد و آن عبارت است از اینکه انسانی به انسان دیگر امید میدهد. مهم نیست آن مرد مطلوب شما برای ازدواج نباشد و رویاهایش با رویاهای شما متفاوت باشد ، مهم اینست که شما رسالت انسان بودن خود را ایفا کرده اید. بدیهیست اگر رویاهای شما شباهت داشته باشد معجزه دیگر وقوع عشق بین این دو نفراست

اینها همان رمز های دوم و سوم مردان است یعنی مرد احساس کند آرامش و بیشرفت با شما دارد و نمیتوانم بگویم چقدر هوشمندانه است رفتار زنی که با استفاده از این دو password مرد را تعالی میبخشد

بنابراین هدیه  خانمی که این مقاله به احترام سوال خوب او نوشته شده است ، به آن آقای مهندس ، بسیار صحیح بوده است و از این به بعد این خانم با نشان دادن اینکه گوهر زمینی و فرا زمینی را تواما دارد بدون ایجاد استرس بلکه با صحبت درباره اینکه میتوانی من را داشته باشی بدون امکانات فضایی ازدواج ( اطمینان دادن هوشمندانه یک زن ) مرد را به سمت ازدواج راهنمایی کند

شاید اسمش را بگذارید سیاست ورزی . اما من میگویم وقتی زنی میخواهد مردی را خوشبخت کند و شادی بدهد به او و تشویقش کند و بدن و روحش را در اختیار او قرار دهد ،در ازای ازدواجی مطمئن ، بهترین معامله هستی رخ میدهد .شادی در برابر شادی. سعادت در برابر سعادت. ایمانی مضاعف برای زندگی معنوی و مادی شاد

در انتهای این نگاشته که در باسخ به سوال دخترخانمی با معتقدات دینی نوشته شد و به احترام عشقهای ستودنی بچه های این کشور عزیز به ویژه بچه های مذهبی ، در این سایت درج گردید ، مایلم دعوت کنم از خوانندگان خوبمان که نظرات خود را برای من بفرستند تا من نیز  قوام بهتری در تفکرم و نوشتارم بیابم

دکتر علیرضا شیری

***********************************

نظرات را بخوانید

شنبه عصر ساعت ۱۶، خانم ن

سلام آقای دکتر شیری
امیدوارم حالتون خوب باشه.

چقد این پست آخرتون به من چسبید .. شاید چون بیشتر خط هاشو من زندگی کردم.

خوش به حال همه ی اونایی که این مقاله رو خوندند .. من خیلی سخت به این حرفا رسیدم .. بالاش بعضی وقتا هزینه ی سنگین دادم .. کلی طول کشید تا به دوستا و آدمای مذهبی دور و برم حالی کنم اشکالی نداره من لباس خوب بپوشم چادر هم سرم باشه. اینکه من هم دوست دارم جذاب باشم و بقیه باید این جذاب بودن رو ببینن.
من میشناسم دخترای مذهبی که واقعا گیر کردند بین این نیاز که دلشون میخواد خوب بپوشند و خوب بگردن .. اعتقاداتشون هم داشته باشند. این نیاز رو حس میکنند ولی انقد خانواده هاشون بهشون گیر میده که احساس گناه میکنند حتی از اینکه زیر چادر لباس خوب و مرتب بپوشند.
خب پسرای مذهبی هم فک میکنند دخترای مذهبی هیچی بلد نیستند .. چون خواهر و مادر خودشون حتی تو خونه و مهمونی های زنانه هم خوب لباس نمیپوشند و خوب نمیگردند و حتی خیلی وقتا مرتب هم نیستند.

مطمئنم که این مقاله راه رو برای خیلی ها که تو این دو راهی گیر کردند باز میکنه .. من تجربه اش کردم .. خیلی حس خوبیه و اعتماد به نفس به آدم میده.

” این ساده ترین بهانه را بریزید بیرون” خیلی خوب بود 🙂

موفق باشید و سلامت
ارادتمند شما

—————————————————————–

سرکار خانم الهه/ دوشنبه ساعت ۱۸:۳۰

نظراتی که خدمتتون عرض میکنم ممکنه از نظر روانشناسی هیچ استدلالی نداشته باشه وحتی اصلا اعتبار نداشته باشه ولی از آنجایی که جمعیت کثیری از دوستام مذهبی هستند این نظرات به نمایندگی از طرف این دوستان عزیزمه دلم میخواهد که بنده هم در قوام بخشیدن بهتر تفکر و نوشتارتون سهیم باشم
به نظر من یک خانم مذهبی با اعتقادات درونی و بیرونی اگه بخواد جذابیت خودشو با وجود نوع پوششی که داره اثبات کنه و به موقع طنازی و دلبری کنه ممکنه ۱۰۰۱ برچسب بخوره در مورد اینکه فقط ظاهر حفظ کرده، اینم مثل بقیه اس ، چی فکر میکردیم چی در اومد ،طرف این کاره است و… یعنی من به چشم خودم دیدم که میگم چه بسا اگه نتونه اونجوری که هست خودشو اثبات کنه طرف مقابل اگه واقعا صرف اعتقاد مذهبی براش مهم باشه ممکنه با این تصور غلط از تصمیمش صرف نظر کنه  همینطور که منم شخصا دوست دارم حجاب داشته باشم ولی پوششم رو طوری درست میکنم که از این برچسب ها به دور باشم
از طرفی خانمی که کاملا مقید است شاید نتونه از شدت حیا در اولین ارتباطش تعاملی که حاوی این ۳ پسورد باشه را به درستی انجام بده وبه خاطر نداشتن تجربه شخصی یه تصویر ناقص از خوش ارائه بده  مثال دوستم که میگفت با اینکه سعی کرده بود خود واقعیشو نشون بده خواستگارش پیغام داده بود که خودشو میگیره
اگه جسارتی کردم  عذر میخوام

پاسخ  دکتر شیری :

سلام
مرقومه شما را خواندم
قطعا  در پس این سه رمز ، عقلانیت اولین دژ مستحکم یک خانم است
عقل اجازه میده در جلسه اول و بدون شناخت برای هر خواستگاری این رمزها را استفاده کنیم؟؟؟
من میگم وقتی دختری مذهبی شایستگی  ازدواج یک پسر را پسندید( ظاهری، رفتاری و..) اون وقت لازمه تدبیر به خرج بده
البته مستحضرید که اراستگی ظاهر استثنا است و در همه شرایط لازمه توسط پسر و دختر رعیت بشه

119 دیدگاه در “نکاتی که پدر و مادرتان برایتان نگفته اند : چگونه یک مرد عاشق میشود و بدنبال آن به یک زن پیشنهاد ازدواج میدهد؟ ( زیر ۲۵ سال لطفا نخواند)

  1. سلام آقای دکتر من یه پیام گذاشته بودم نیست!!
    منم یه دختر متدین و کارمندم و دربین همکارام خوش پوشم. بدون اینکه خودم متوجه بشم با سوالی که همکارم از من کرد متوجه علاقه امریه مان به من شدم، همکارم پرسید خانم… احساس آقای… نسبت به تو چیه؟ من تعجب کردم و گفتم این چه حرفیه؟ من چیزی متوجه نشدم ، آخه اون آقا ۳ سال از من کوچیک تره و پدرشم خیلی پولدار، البته خیلی با شخصیت و مردم دارند، نه از این پولدارای خودخواه و افاده ای. همکارم گفت تو اتاق کارش از شما تعریف میکرده. بعد همون روز اومد تو اتاق ما با نگاه و رفتارش علاقه اش رو تابلو کرد همکارمم متوجه شد منم خیلی خجالت کشیدم و قرمز شدم. دکتر من خیلی خجالتیم نمیدونم در این جور مواقع چه واکنشی نشون بدم؟ دو هفته این رفتارها و نگاهها ادامه داشت که همکارم دیگه ام تهدیدش کرد که اگه با خانم… ازدواج کنی نمیذارم تو اداره بمونی (قراردادی بشی) بعدم خدمتش تموم شد و رفت بدون اینکه حرف دلش رو بمن بگه، به همکار دیگری هم گفته بوده میدونم چون من هنوز شغل ندارم خانم … به من جواب مثبت برای ازدواج نمیده. حالا ماهی یکبار به اداره مون میاد و سر میزنه ولی از ترس همکارام نه من باهاش میتونم صحبت کنم نه اون فقط سلام و احوالپرسی و نگاههای دزدکی به هم میکنیم. حالا من چیکار کنم خودم خجالتیم و نمیتونم به علایق کسی واکنش بدم و از طرف دیگه همکارامم ما رو اینجوری محدود میکنند پس من چیکار کنم؟ گاهی شدیدا دلم براشون تنگ میشه کاش حرف دلشون رو به خودم میگفت…

    [پاسخ]

  2. چون وقتی باهاش حرف میزنم و تو چشماش نگاه می کنم،خیلی احساس آرامش می کنم و وقتی هم که بزرگتر شدم می خوام باهاش تشکیل خانواده بدم

    [پاسخ]

  3. سلام دوست عزیز می خواستم بگم که این که یه کسی جذب میشه سمت ما دوحالت داره یا پر رنگ رفتار های ما هست مثلا اگر من اگر 5 درصد لجبازم یه نفر میاد تو زندگی من که 50 درصد لجباز هستش یا امتحان الهی که ما چقدر صبر و طاقت داریم
    (با توجه به قانون جذب قابل پذیرش هستش)

    [پاسخ]

  4. ایا اینها در مورد رابطه های مجازی هم هست ؟ من و کسی در فضای مجازی باهم هستیم هردو در یک خانواده مذهبی بزرگ شده ایم اما کلا عقایدمان برخلاف این هاست میخاهم بدانم ایا راهی که انتخاب کرده ام درست است یا نه و حدود یک سال است که من با ایشان دوست هستم بدون اطلاع خانواده ام و این اقا به من قول ازدواج داده نمیدونم باید چیکار کنم و اختلاف سنی ما 10 سال است 17 سالمه

    [پاسخ]

  5. سلام,عرض خسته نباشید.
    بسیار عالی توضیح دادید,اقای دکتر.چقدر خوشحالم که خیلی اتفاقی وارد این صفحه شدم,منهم مشکلات این چنینی زیاد دارم.
    اما خوشحالم امروز اگاهم کردید.سپاسگزارم.

    [پاسخ]

  6. با عرض سلام به دکتر محترم
    آیا تصور نمی کنید که امروزه کمی استانداردهای ظاهری و زمینی پر رنگ تر از فرازمینی شده است؟ من فکر می کنم شما رسماً برای همه ی جوانان اجازه صادر کرده اید. من با تجربه ی داشتن خواستگاران متعدد به این نتیجه رسیده ام که افراد متعادل که نگاه زمینی و فرازمینی شان به زندگی و زوج آینده شان به طور مناسب و متعادل باشد بسیار کم است. در واقع جوانان دو دسته شده اند: افرادی که آن قدر مذهبی اند که تفریحات خود را تنها به رفتن بر سر مزارها معطوف داشته اند و تفکرات تعصبی دارند و دسته دوم که وزنه ی نگاه به مسائل زمینی شان بسیار فراتر از فرا زمینی است. ای کاش یک فرهنگ سازی به سمت و سوی متعادل کردن نگاه های مردم انجام می گرفت. حال از شما سوالی دارم: کدام دسته قابل اعتمادتر هستند؟ آیا فردی که این قدر به مسائل مادی نظر دارد در آینده امید می رود که پس از ازدواج بهبود یابد؟

    [پاسخ]

  7. نظرتون بسیار خوب و حرف دل بود
    بدتر این که دختران مذهبی که از طرف خانواده های مذهبی و سنتی تا به حال هم مجبور هم تشویق به پذیرش خیلی موارد شده اند و در همه جا به عنوان با حجب و حیاترین دختر شناخته شده اند، در جامعه حال حاضر برای به دست آوردن کار و موقعیت های دیگر و حتی دیده شدن باید تغییر کنند و تمام گذشته و باورهای قبلیشون را کنار بگذارند تا جامعه بپذیرتشان و به آن ها اجازه رشد دهد.

    [پاسخ]

  8. برای بار چندم این مقاله را خواندم و دیوانه ی ریزبینی و دقت نظر و عمق اندیشه ی شما شدم دکتر شیری عزیز. خیلی این مقاله مفید است برای من که واقعا دری جدید بود. خیلی خیلی ممنون و متشکرم.

    [پاسخ]

  9. خدمت تمام دوستان سلام عرض میکنم.من یک دختر 22 ساله هستم که دو رابطه رو پشت سر گذاشتم که البته اتفاق بدی برام نیفتاد،منظورم اینه که ازم سو استفاده ای نشد از لحاظ جنسی اما خب،یه مقدار با احساساتم بازی شد.اما همون ها درس های بسیار بزرگی به من دادن.درس هایی که باعث شدن من همین الان یک خواستگار واقعا فوق العاده داشته باشم. میخوام به دختر خانوم های عزیز بگم که،همیشه استانداردهاتون رو بالا نگه دارید.همیشه!و ازشون کوتاه نیایید.یه مثال ساده از hard to get بودن که آقای دکتر فرمودن دقیقا اینه که،شما به پیغام های ساعت 11 به بعد جواب نمیدید چرا؟چون زمان خواب شماس!حتی اگر بیدار باشید جواب ندید.این ینی شما قوانینی دارید و دیگه از یه ساعتی به اون طرف در دسترس نیستید.یه چیز بسیار مهمی که من کشف کردم این بود که آقایون به طور کلی خیلی خیلی توی چت ضعیف هستن و امکان سو تفاهم ها و مشکلات همیشه بسیار بالاس.من وقتی با خواستگارم آشنا شدم یک تصمیم گرفتم،اونم این که وایبر و تلگرام و … رو ازشون استفاده نکنم.این برای من چندین فایده داشت:اول اینکه جلوی ارتباط برقرار کردن های بی رویه گرفته شد و رابطه به جای اینکه یه شیب تند هیجانی داشته باشه یک شکل منطقی به خودش گرفت.دوم اینکه باعث میشه آدم مرموز جلوه کنه!! شاید عجیب به نظر برسه اما اونی که دایما آنلاینه ینی یه آدم همیشه در دسترس.این یک محک بزرگ برای اون آقا بود که ببینم برای برقراری ارتباط با من چقدر تلاش میکنه؟چقدر پیگیره؟یادتون باشه خانوما،همیشه کاری کنید که اون آقا عمیقا بخواد برای گیر انداختن شما و حرف زدن با شما تلاش کنه.نگران نباشید این یه حرکت سخیف و زننده نیست،این طبیعت آقایونه.
    من صحبتهام بسیار زیاده ولی این رو به عنوان خاتمه میگم که باور داشته باشید عزت نفس داشتن،بسیار ارزشمندتر از عشق و عاشقیه.شما نمیتونید یک عاشق واقعی باشید مگر اینکه زمانی که هیچ کس توی زندگیتون نیست و تنها هستید،اون موقع هم احساس خوشبختی داشته باشید.اگر زمان تنهایی تون شاد باشید،وجود فردی مناسب شما رو شادترتون خواهد کرد،اگر تو تنهایی شاد نباشید،وجود فردی توی زندگیتون هم شما رو شاد نخواهد کرد
    ارادتمند

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ آبان ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۹ ب.ظ:

    عالی بود فرزانه جان قبول دارم.فقط سختیش اینه که اون لحظه ای که واست پیام میده تو بتونی به احساساتت غلبه کنی و جوابشو ندی

    [پاسخ]

  10. سلام خدمت دکتر شیری عزیز.
    این مقالتون خیلیییییی عالیی بود.
    حالا دلیل شکستم تو رابطه های عاطفیم رو فهمیدم. حالا فهمیدم چرا با اینکه خیلیا چراغ سبز نشون میدن نمیان جلو.یافتم مشکلمو.دوس دارم خیلی رو این مقالتون فکر کنم. خیلی دوستون دارم.
    متشکرم بابت اینهمه لطف 🙂

    [پاسخ]

  11. باعرض سلام . دکتر درباره جمله ای که گفتین “بعدش هم ،مردی که سمت دختری مذهبی میرود هم طبیعتا اعتقاداتی مشابه دارد و بعید است دنبال بی بند و باری باشد وگرنه چرا سمت توی چادری یا محجب بیاید ؟” موردهای مختلف توی اطرافیانم دیدم دقیقا مرد غیر مذهبی و بدون قید و بند بوده ولی می خواسته دختر چادری و مذهبی بگیره به خاطر اینکه از دخترهای نوع دیگه مطمئن نبوده یا عقیده داره دختر مذهبی توقع زیادی نداره . خیالش راحته که اگر خودش هر کاری کرد زنش با کسی نباشه یا میخواد به قول خود این جور مردها ادم بشه و این کارها رو بزاره کنار یا نظرات دیگه ای که دارن.

    [پاسخ]

  12. و اینکه من ۲۱ سالمه.
    آقای دکتر من خلاقیات خودم ،احساساتم و اینکه خواسته هام از یه زندگی در چه حدی هست رو میشناسم و اینکه چه چیزهایی برام مهمه رو میدونم.برخی از شناخت ها هم به لطف روانشناسان خوبی مثل شما بوده.
    و همین شناخت باعث شد به پسری که پاپیش گذاشت بگم نه.من دنبال آدمی شبیه خودم نیستم ولی باید یه چیزی در اون آقا می دیدم که بیشتر دربارش فکر کنم .

    [پاسخ]

  13. ببخشیددرسته گفتین زیر25سال نخونن ولی بنده درحال جستجوی چیزدیگری بودم ک ب همچین صفحه ای برخوردم.وازفرصت استفاده کردم وکمک خواستم ازتون.

    [پاسخ]

  14. باسلام.من فردی مذهبی هستم وازنظرکارومالی مشکلی برای شروع زندگی ندارم ودرضمن سن بنده 19هست.بنده کسی رادوس داشتم وازروی شرم وحیادرحالی ک پیاپی میدمشون هیچ پیشنهادی بهشون ندادم ولی احساس میکردم ک طرف مقابل ب من علاقه دارن.تااینکه گذشت ومن برای کنکورشروع کردم ب خوندن وازاون ب بعدایشون روندیدم ولی همیشه دوسش داشتم ودرکنکوررتبه ای آوردم خوب وازطرف آموزش وپرورش بنده رویرای جشن ستارگان دعوت کردندطبق هرسال عکس های رتبه های برترروتومدارس دبیرستانی پخش میشد.بعدجشن دمدمه های غروب شاهدتماس تلفنی ازطرف جنس مخالف شدم.نمیخوام ازخودم تعریف کنم ولی قیافه وشخصیت من طوریست ک افرادزیادی شیفته ی منن.ومن درمورد درس ب ایشون کمک کردم.تااینکه گذشت ومتوجه شدم این دخترب بنده علاقه مندهستن.من مخالفت هایی کردم وبهشون گفتم کسی روک هم کلاسیه شماست دوس دارم ایشون گفتن ازتوکلاسمون فقط سه نفرن ک ارتباط ندارن.یکی خودشون ودونفردیگه درهرصورت فهمیدم ک بله حرفشون راسته ودختری روک دوس داشتم باپسرداییشون قصدازدواج دارن وچن وقت پیش ک ایشون رودیدم اصلا دیگه نگام نکردواصلااحساسی بهم نداشت ولی من هنوزم احساس دارم نسبت بهش ولی کم شده.وقتی دیدم ک کسی روک یه روزی دوسش داشتم دیگه دوسم نداره باخودم گفتم خوب دیونه یکی پیداشده ک اینقددوست داره چراازاین فرصت استفاده نمیکنی.ومن شروع کردم ب تحقیق بسیارسخت وشدیدطی چندین هفته فهمیدم ک ایشون تاب حال ن دوس پسری داشته ن هیچ.وبسیارخوشحال شدم خواستم ک ببینمش ک شکلش چطوریه.دیدمش وازقیافش ن آنچنان ولی قابل قبول بود.ازنظراعتقادی آنچنان قوی نبودند.ومن براشون توضیح دادم وکاملاجدی اتمام حجت کردم ک من همچین فردیم وایشون ازاون روزقبول کردند.وحالاچادرمیگیرندومن دارم کمکش میکنم ک زاویه ی دیدایشون روعوض کنم وتاالان موفق شدم وچندین بارایشون روآزمایش کردم ودیدم حتی برای من گریه میکنه.آزمایشایی ک بیشترموقع میکردم روی این بودک وقتی عصبانی میشم چی کارمیکنه؟یااگه بهش بگم ن دیگه نمیخوامت.وقتی دیدم دخترخوبی هست ازش خواستم برای اینکه ارتباطمون مخفی نباشه باخانواده هامون بگیم.و بغیرپدرشون.وخیلی راحت ب خونواده هامون گفتیم.پدرم برای تحقیق رفتن وقبول کردن واینکه پدرم گفتن تالیسانست رونگرفتی زیریه خونه باهم نمیرین.منم قبول کردم ومتاسفانه پدربزرگم فوت شدند وهمه چی موندبراسال بعد.امادراین حین من اون دختری روک یه روزی دوسش داشتم رودیدم وازدوباره عشقم زنده شدعلی رغم اینکه محلم نزاشتن.ولی من هنوزدوسشون دارم.حالادودل شدم ومن هرروز فکرمیکنم بهش وب دختری ک قول ازدواج دادم.باخودم میگم مگه تمام کسایی ک همدیگه رودوس داشتن ب هم رسیدن؟اومد دختره روول کنم یه چن ساعت ولش کردم وبهش گفتم برودیدم اینقدگریه میکنه ومن دارم زیرقول میزنم پشیمون شدم.دکترجان من چی کارکنم؟هرشب کارم شده دعاکردن سرنمازک خداکمکم کنه.توسل میکنم ب امام زمان اماهیچی تاحالانشده.دیگه عین اون موقع نیست همهچی اون موقع گرفتارمیشدم خداکمکم میکردولی الان نیدونم.شایدحق داره آخه من بانامحرم ارتباط کلامی دارم.دکترجان شمایه چی بگو

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۳ ق.ظ:

    لطفا PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۱:۵۳ ب.ظ:

    مشاا.. توی سن 19 سالگی چقدر فعال بودی حالا وقت هست عجله نکن

    [پاسخ]

  15. سلام دکتر
    چقدر مفید و زیبا و کامل نوشتین . من این متن رو از چند سال پیش که توی وبلاگتون نوشتینش تا الان ؛ سه ماهی یکبار مبخونم و هر بار که میخونمش دلنشین تر میشه و انگار با افق فکری وسیع تری میخونمش و باور کنین هر دفعه که میخونمش یه نکته مهم و جدید دیگه هم علاوه بر نکات کلی این متن ، یاد میگیرم . فقط خواستم ازتون تشکر کنم . ممنون که حضور دارین .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۳ ق.ظ:

    ممنونم نیکا

    [پاسخ]

  16. منم خانوادم مذهبی اند اما چادری نیستیم اماباحجابم و ظاهری اراسته دارم و ب محرمو نامحرمو ضوابط خونوادگیم پایبندم ۴سال پیش تو محیط فیس بوک باپسری اشناشدم امارابطه درحدچت باقیموند باوجوداصرارای شدیدطرفم ب دیدن رودروی هم یگه برای اشنایی بیشتر من ب خاطرخط قرمزای خانوادم مخالفت میکردم واین امکان دیدن برقرارنشد خانوادم ازچت ماباخبرشدن ازاون روز روزگارم سیاهه بامن مثل یه فاحشه برخورد میشه چون اصول رو زیرپاگذاشتم!!!!!درصورتی ک تو کل چت همش حرف ازاصول خانوادگیم بود!!!اون رابطه درظاهرتموم شد باوجود بدبختیهایی ک برام داشت دلم هنوزم تنگ میشه واسه یه لحظه حرف زدن باهاش بااینکه ندیده بودمش اما همین بودنش هم بهم ارامش میداد! کاش تحجر از خونوادم دور میشد!! این پوسته ی مذهبی از روی خانوادم برداشته میشد!

    [پاسخ]

  17. دختران مذهبی می توانند رابطه شناخت و آشنایی داشته باشند و هیچ اشکالی هم ندارد اما باید مقتضیاتی را رعایت کنند تا هم با ارزش های درونی شان دچار تناقض نشوند و هم ازدواج خوبی داشته باشند. اگر مردی به آنها پیشنهاد آشنایی داد می توانند با رویی گشاده با او رفتار کنند و از پیشنهاد او استقبال کنند. اما داشتن رابطه آشنایی مشروط کنند به هنگامی که هم خودشان و هم خانواده پسر اطلاع پیدا کنند و پسر و مادرش حداقل یک جلسه برای برگزاری یک خواستگاری ساده و آشنا شدن خانواده ها با هم به منزل دختر بیایند. فکر نمی کنم در خانواده های مذهبی اینکه چند نفر عصر یک روز برای چند ساعتی در جایی جمع شوند و با هم چای و شیرینی صرف کنند و مختصری آشنا شوند به معنی این باشد که فردا مراسم عقد و عروسی برگزار خواهد شد. حتی اگر لازم باشد خانواده ها جلسات بیشتری با یکدیگر خواهند داشت و در صورت توافق اولیه دختر و پسر مدتی با هم زیر نظر خانواده در ارتباط خواهند بود. من به شخصه مذهبی های زیادی را دیده ام که اینگونه ازدواج کرده اند و همسر مناسبی هم دارند. اگر برخی خانواده ها تعصب دارند روی محرم و نامحرم راه حل شرعی اش صیغه محرمیت است و خانواده هایی را دیده ام که از این راهکار استفاده می کنند و برایشان به صورت عرف است. هدف من ارائه یک فرمول نیست. بلکه می گویم هر کس با هر عقیده ای در این جامعه می تواند راهکارهایی برای یک ازدواج موفق و توام با شناخت درست داشته باشد. هر کس باید امکانات و محدودیت هایش را لیست کند و یک راه حل مناسب با شرایطش بیابد. حتی اگر یک دختر مذهبی به دلیل اعتقادش یا مخالفت خانواده اش قادر به رابطه آشنایی قبل از ازدواج نباشد می تواند یک ازدواج سنتی موفق داشته باشد. می تواند از امکاناتی که در ازدواج سنتی پیش بینی شده است استفاده کند مثل معاشرت خانواده ها با یکدیگر ، صحبت های پدر و برادر یا دیگر محارم دختر با خواستگار ، تحقیقاتی که در ازدواج های سنتی معمول است و خانواده دختر انجام می دهند، مهارت های شخصیت شناسی که می تواند به دست بیاورد و…
    آقای دکتر بارها گفته اند که از ارائه یک فرمول خاص اجتناب می کنند چون مساله ازدواج چند بعدی است. دختران مذهبی مثل شما هم نباید خودشان در قید یک فرمول خاص اسیر کنند. اولا موفقیت در ازدواج مشروط به داشتن رابطه نیست. ثانیا رابطه قبل از ازدواج به یک شکل نیست و طیف دارد. از رابطه کاملا آزاد بگیر تا صیغه محرمیت. در آخر هم اینکه در یک جامعه مثل امروز طیف های مختلفی از مردم زندگی می کنند و باید از دسته بندی های ساده آدم ها اجتناب کرد. در طبقه مذهبی جامعه ده ها طیف وجود دارد. پس نباید فکرت را محدود کنی.

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۱:۵۲ ب.ظ:

    سلام, نظرتون تاحدی میتونه درست باشه
    ولی به شخصه تجربه کردم خانواده های مذهبی خیلیاشون بعد 3جلسه صحبت ازدواج میخوان عقد صورت بگیره ,من دو مورد جدی برا ازدواج پیش اومد یعنی شرایط اصلی رو داشتند ولی تا میگفتم حداقل 6 ماه رفت و آمد برا شناخت بدون محرمیت ,قبول نکردند ,حتی قبل اومدن به خواستگاری به خاطر آشنایی نسبی که ما از هم داشتیم توقعشون جواب مثبت بود,یعنی جلسه اول در حد نیم ساعت صحبت توقع جواب مثبت داشتند ,جواب منفی من نشانه کمال گرایی من شد,متاسفانه من هم با خانواده خودم مشکل دارم هم طرفی که میاد خواستگاری,چون مذهبی هستیم, بایدتو یه جلسه بله بگیم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵ ق.ظ:

    حالا 6 ماه را میشد کرد 2 ماه

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۱ ب.ظ:

    با سلام
    دکتر خانواده ما هم مذهبی و سنتی هستن و واقعا جلسه اول خواستگاری دختر باید بله رو بگه و قبول کنه واقعا خیلی سخته این برخورد خانواده ها. راه حل چیه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۷ ق.ظ:

    این شمایید که باید مسوولیت زندگی را بپذیرید
    معاشرت حتما لازمه قبل ازدواج حتی برای دختر خانواده سنتی

    [پاسخ]

  18. این متنو خوندم یاد دلشکستگی خودم افتادم.
    منم مذهبی و چادری هستم و 28 ساله. تو محل کار سعی کردم بهتر بپوشم. بیشتر وارد جمع بشم و بگم و بخندم. این وسط از یکی هم خوشم اومد. سعی کردم بهش نشون بدم. تو رویاهاش شریک شدم. تشویقش کردم. یه زمین کوچیک داشت در مورد نحوه ساخت و گیاهایی که توش ساخته میشه حرف زدیم با هم. یه شال هم که خودم بافته بودم کادو دادم بهش. اونم یه چیزایی نشون میداد. شال رو که از خودش جاد نمیکرد. وقتی اضافه کار میموندیم و دیر میشد منو میرسوند. نسبت به حالم حساسیت نشون میداد و سریع دلیل حال بدم رو میپرسید. فکر میکردم همه چیز خوبه، تا اینکه ازم خواست برای نامزد احتمالیش یه کارت تبریک عاشقانه درست کنم!! (به قول خودش 50 درصد اینا حله منتظر جوابن!) فهمیدم همه چیز تموم شده. خیلی برام سخت بود. مردم و زنده شدم (البته فکر کنم که زنده شدم).
    هر روز میبینمش، ولی اتفاقیه که افتاده، حتما حکمتی توش بوده. چند وقت پیش تو محل کار، همه با هم داشتیم صحبت می کردیم، گفتم چرا آقایونی که سنشون میره بالا بازم دنبال دخترای جوونن. حتی اونایی که 30 رو رد کردن هم دهه هفتادی رو ترجیح میدن. مستقیم تو چشام نگاه کرد و گفت: به خاطر طراوت و شادابی. یه لحظه خشکم زد. شایدم درست میگه، یعنی به احتمال زیاد همینه. اما وقتی یکی که برات مهم بوده و تمام تلاشتو کردی برای رسیدن بهش این حرفو بزنه، حال خوبی نیست. اصلا حال خوبی نیست.
    نمیدونم چه کاری کردم که نباید میکردم، یا چه کاری نکردم که باید میکردم. به هر حال امیدوارم همه (مذهبی و غیرمذهبی) خوب و خوش باشن و بتونن یه زندگی قشنگ رو تجربه کنن. ممنون از متنها و جملاتی که مینویسین و در اختیار همه قرار میدین (سایت، اینستا، فیسبوک…). دعای خیلی ها پشت سرتونه به خاطر مسیرهایی که به کمک شما میتونن پیدا کنن.

    [پاسخ]

    شاینا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۵:۵۵ ب.ظ:

    اشتباه شما این بود که بدون اینکه از قصد ازدواج مرد مطمئن باشید با ایشان وارد رابطه عاطفی شدید. دقت کنید در این ارتباط جای زن و مرد عوض شده است. عوض اینکه ایشان پیشقدم شود و پیشنهاد ازدواج بدهد شما این کار را کردید. عزیزم مردان باید خودشان بخواهند که با زنی ازدواج کنند این طبیعتشان است. دکتر شیری هم این نکته را با رنگ آبی نوشته اند که این پسوردها را برای هر مردی به کار نگیرید. بلکه باید از شایستگی مرد و اینکه شما را می خواهد مطمئن باشید. شما نه ملاک های این آقا را برای ازدواج می دانستید و نه از شایستگی ایشان برای خودتان مطمئن بودید.
    من احتمال می دهم که ایشان شما را نمی خواسته است اما با این حال نمی توانسته از محبت هایی که به او می کردید صرفنظر کند و نیز به احتمال زیاد در یک برهه احساس تنهایی داشته است و نیاز به یک زن داشته که با او رابطه عاطفی برای مدتی داشته باشد و اضطرابش را کم کند.
    اتفاقا دختران مذهبی از این جهت خیلی در خطر هستند. مردان برای رفع نیاز عاطفی ( نه جنسی ) به صورت موقت به آنها به عنوان گزینه های مناسبی می نگرند.ضمن اینکه شما به عنوان دختری که در طبقه مذهبی جامعه زندگی می کند محدودیت هایی دارید که بهتر است به آنها آگاه باشید. ببینید برای مردان غیر مذهبی اینکه دختر قبلا رابطه ای داشته است چندان اهمیت ندارد و تا حد زیادی عادی است. اما در طبقه شما رابطه عاطفی نزدیک در حدی که مردی شما را شبانه به خانه برساند و نیز بدون انجام مراسم خواستگاری قابل درک و پذیرش نیست بانو. مرد طبقه مذهبی روی این روابط حساس است. این مساله می تواند در بین خانواده و آشنایان برای شما دردسر و اختلاف ایجاد کند. همچنین اگر خواستگاران شما از طبقه خودتان باشند دشواری هایی در ازدواج شما ایجاد می کند که برای دختران غیر مذهبی وجود ندارد.

    [پاسخ]

  19. سلام.من تقریبن دوسال پیش باکمی اجبارازدواج کردم..البته من بچه بودم..وتورویاهام..طرفم هم بچگی میکرد..البته ایشون بیستوچارساله بودندومن هفده…خعلی شخصیت وابسته ب خانواده..درحدافراطی دارند..مابعدشش ماه نامزدی ..قهرشدیم…ودوسال هم روندیدیم..تلاشای مابرابرگردوندن زندگی بی نتیجهشد..اقاکلاس میزاشتن…خعلی ب غرورم برخورد..متلک ههاوحرف های اطرافیان..ازهمه اسیب رسون تر…ب طلاق اقدام کردیم..بعدکلی بگیروببند..وادعاخسارت اون اقا..ورای دادگاه ب نفع من…میخادزندگی روشروع کنیم…اما..من
    خعلی دردوسال اذیت کشیدم اماخودسازی کردم..ارمان وارزشهای جدیدی دنبال کردم..وانسان جدیدی ساختم ازخودم…موردقبول اکثریتی هسم هرچن هنوز جای کاردارم..اما بااومدن اسم اون اقا وشروع برگشت ب ززندگی حالت های بدی ب من دس میده..خعلیبدمیشه حالم..نمیدونم بخاطرترس ازازدواجه..یابی اعتمادی ب اون…چون میترسم حالت های سابق واذیتا و دعواها مون بازپیش بیاد..ومن راه رفته رو دوباره تکرارکنم..اصلا اعتمادندارم ک ازدوس داشتن باشه پیشنهادبرگشت شایدازترس مهریه….برخی خرافاتی هامیگن..من جادوشدم ک اسم اون میاد تمام حالتای من متعارض میشه..شادی وخنده وفعالیت وجنب وجوش جاشوباخاب خاب های چهارده دوازده ساعته عوض میکنه.لطفن وقت بزاریدوراهنماییم کنید..نمیخام ن فرصتی روازدست داده باشم ون..راه اشتباه انتخاب کرده باشم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۲ ب.ظ:

    رویای گرامی
    شما 21 ساله هستید و در ابتدای دهه سوم زندگیتان باید زخمهای قبلی را ترمیم کنید
    شاید کمک رفتن از یک درمانگر باعث بشه بفهمید دقیقا از کجا نشتی داره آسودگی تان

    [پاسخ]

  20. سلام دکتر
    با تشکر از مطالب خوبتون
    میشه لطفا بیشتر درباره ی hard to get بودن توضیح دهید و اگر امکان دارد مثال هایی در این زمینه بیان کنید؟ آیا این hard to get بودن در همه ی روابط مثلا رابطه ی دوستی با هم جنس هم جواب میدهد؟ یا فقط مخصوص روابط عاطفی با جنس مخالف است؟

    [پاسخ]

  21. سلام ئکتر عزیز
    قبل از همه چی بگم که ممنونم که هستین!
    من آدم خیلی خیلی باهوشی هستم و خیلی به این مسئله فکر کردم و اینه که با روحیات مذهبی دختر نمی تونه تو جامعه امروز راحت ازدواج کنه. مگه معرفی که بازم با رفتن هر خواستگاری زیر سوالات و حرفای خانواده و بقیه له میشه!چرا اینقدر ازدواج سخت شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  22. من دختری 31 ساله هستم. کارمند بانک هستم، تو یه خانواده خوب بزرگ شدم، اصلا مذهبی نیستم ولی بی پروا هم نیستم. سعی میکنم به روز رفتار کنم، لباسای مد روز می پوشم. مشکلی که من دارم اینه که متأسفانه به شدت احساس کمبود میکنم. با اینکه اطرافیان حسرت زندگی منو میخورن و همه جوره از من تعریف میکنن (چه ظاهری چه اخلاقی) متأسفانه در خودم احساس کمبود شدیدی میکنم. وقتی میبینم دخترای دیگه با سطح خونوادگی و زیبایی و … پایین تر از من خیلی راحت پسرا رو جذب می کنن ولی من حتی تو داشتن 1 دوست پسر هم موفق نیستم ، احساس ناامیدی زیادی میکنم.
    هر پسری هم که نزدیک من میشه فقط از لحاظ جنسی هست، (چون اطرافیان همه به اینکه من از لحاظ سکسی جذابم اذعان دارند) و تا حال پسری که منو به خاطر خودم بخواد نه به خاطر سکس به من نزدیک نشده در صورتی که برای دخترای دیگه به راحتی این موضوع اتفاق میوفته!
    من فردی هستم که زمان لازم دارم تا تو یه رابطه جا بیوفتم، از ابتدای رابطه نمیتونم مثل دخترای دیگه عشوه و قربون صدقه و … داشته باشم. به خاطر همین همه پسرا فکر می کنن که من سرد هستم. مدام استرس اینو دارم که وای الان باید راجع چی با این پسر صحبت کنم، موضوع برای صحبت کردن پیدا نمیکنم.
    درکل به شدت ناامید ، افسرده و دلزده هستم از زندگی
    میشه راهنماییم کنین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۴ ق.ظ:

    فقط در سامانه پرسش و پاسخ مطرح کنید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  23. سلام دوستان من تازه با این محیط اشنا شدم چقد خوبه که یکی هست به درد دلات گوش میده…توروخدا با راهنماییتون منو یاری کنین
    من دختری 23 ساله هستم.دانشگاهم رو تموم کردم در یک خانواده پر جمعیت بزرگ شدم از سال دوم راهنمایی یه احساسی سنگینی رو با خودم حمل میکنم اونم حسیه که با وجود پسر عموم بوجود اومده من تا الان جرات اینک بهش بگم دوسش دارمو پیدا نکردم اخ اون هم بازی بچگیم بوده و فقط تنها عاملی ک باعث شد من این حسو داشته باشم نگاهاش بود که بعد یه مدتی شروع شد چون پسرعموم بود من نمیدونم واقعا منو میخاد یا ن ولی من دوسش دارم اون تا الانم ک تو چشام زول میزنه فقط نگاه میکنه یه حسی بهم میگفت که دوسم داره ومیخاد یه چیزی بهم بگه ولی باز شک دارم
    میترسم پا پیش بزارم اخ دخترمو غرور دارم تا الانم نه اون حرفی زده ن من اعتراضی کردم میگین چکار کنم دوس ندارم وقتی بفهمه علاقه دو طرفست دیر شده باش دلم میخاد دلیلشو بدونم حتی اگه عشقی وجود نداره چرا این همه سال
    شما بگین چطور بفهمم؟؟؟؟من حتی روم نمیشه باهاش رودررو شم یعنی اگه بشم خیلی مغرور میشم اونم دقیقا مث منه ….من کسیو دورو برم ندارم شما راهنماییم کنین یکاری بکنم…………….

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۷ ب.ظ:

    سلام، لطفا از سامانه پرسش و پاسخ استفاده کنید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  24. سلام آقای دکتر. من سه سال پیش یک ازدواج ناموفق داشتم. یکسال زندگی کردم. خواستگاری دارم که 12 سال زندگی کرده و یک پسر 9 ساله دارد. از نظر فرهنگی و مالی تناسب داریم ولی خانواده ام چون بچه دارد مخالفت می کنند و می گویند مسولیت یک بچه سنگین است و دلیل دیگر تحصیلات ایشان است که دیپلم است و من فوق لیسانس.چگونه می توانم متوجه شوم در این زندگی با این بچه مشکل نخواهم داشت. از لحاظ اخلاقی و عاطفی ایشان را می پسندم. مشاوره هم رفته ایم ولی پیشنهاد کرده اند به کلاس های خودشناسی برویم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۴ ب.ظ:

    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  25. سلام آقای دکتر شیری
    از شما که این سایت رو برای جوانان تهیه کردید و به صحبت هاشون گوش میدید خیلی تشکر میکنم واقعا لازمه.من اعتراف میکنم که سه رمزی رو که نام بردید در زندگی به کار بردم و واقعا زندگی موفق وخوبی دارم. اونقدرشوهرم من رو دوست داره که حتی گاهی مامانم هم شاکی میشه. جالبه بدانید من 114سکه مهریه خواستم و قبل از من تو فامیل همه بیشتر می خواستند ولی بعد از ما خیلی ها همین تعداد رو گفتند چون ما تقریبا از صفر شروع کردیم الان هم درسطح متوسط خوبیم و مهمتر از همه رشد علمی که داشتیم. باز هم از شما تشکر میکنم چون گاهی فکر میکنم روش من درست بوده یا شانسی خوب شده.حالا مطمئن شدم روش درستی داشتم. به نظر من اگر همه به این عدالت فکری برسند که با طرف مقابل باید طوری رفتار کنند که اگه اون هم همین رفتار رو داشت ناراحت نشم همه مسائل حل میشه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    چقدر خوب بود بانو نوشته تون

    [پاسخ]

  26. دکتر این جمله ” این دانایی تو است که این میل جنسی را تبدیل به رشد و تکابو و تعهد ازدواج در مرد میکند” : راستش من دانایی ندارم 🙁 واقعا چه باید کرد با یک پسر 28 ساله که شدیدا از ازدواج میترسه؟ کار داره به جایی میکشه که تعهد از رابطه مون بره.یعنی اینقدر کمال طلب هست که میخواد همه مواردش رو بررسی کنه و من رو هم داشته باشه!میگه این رابطه رو با تو میخوام و برام با بقیه فرق میکنی.اما این دلیل نمیشه که من یا تو بقیه مواردمون رو از دست بدیم و با بقیه آشنا نشیم.و میگه الان بهت قولی برای ازدواج نمیدم!!میگه ممکنه من 100 نفر رو ببینم اما از هیچ کدوم خوشم نیاد.هربار ازش میپرسم نظرش درمورد ازدواج خودمون دوتا چیه؟ میگه: نه! حداقل الان نه! و وقتی ازش دلیل خواستم که چرا نه؟ هیچ جوابی نمیده!
    اما وقتی با همیم حالمون با هم خوبه دکتر.
    موندم مثل خودش رفتار کنم یا کلا بذارمش کنار یا چاره ای دیگر هست که به ذهن من نمیرسه؟

    [پاسخ]

  27. بسیار عالی بود دکتر. خوندنش هم به نظرم برای مردان زیر 25 سال هم نیازه حتما. من 17 سالمه و از متن بالای شما درس های جدیدی یاد گرفتم. ممنونم دکتر.

    [پاسخ]

  28. با سلام خدمت دکتر شیری بزرگوار که نظراتشان همواره بهترین راهگشا در زمینه مسائل ازدواج می باشد. بسیار سپاسگزار خواهم بود اگر مرا در حل مشکلم راهنمایی بفرمایید.(قبلا بابت طولانی شدن نامه عذرخواهی میکنم)
    دختری 28 ساله هستم. فوق لیسانس مهندسی، مدرس دانشگاه و در کارخانه پدر نیز مشغول به فعالیت می باشم.از خانواده ای متمول و با اعتقادات مذهبی.
    چند روز پیش از طریق یکی از همسایگان، پسری به خانواده ما معرفی شدند جهت آشنایی. که ایشان نیز 32 ساله، دکترا و استاد دانشگاه و سطح مالی متوسط و شهرستان کوچکی نزدیک شهر ما می باشند. بعد از یک جلسه 2 ساعته بیرون از منزل که مادرانمان هم حضور داشتند و آشنایی نسبی به وجود آمد، ایشان به همراه خانواده شان به منزل ما آمدند جهت آشنایی دو خانواده. که از برخورد خانواده ها مشخص شد که از نظر فرهنگی و اخلاقی تشابه بالایی بینمان وجود دارد. و آخرین صحبتی که بین من و ایشان رد وبدل شد این بود که ایشان درخواست کردند با توجه به سفر یک ماهه مطالعاتی خارج از کشور ایشان ما از طریق ایمیل با هم در ارتباط باشیم واینکه ما هم به منزل آنها برویم و شرایط زندگیشان را از نزدیک ببینیم..ولی تنها مساله ای که احساس کردم این آقا و خانواده اش نسبت به آن نگرانی دارند سطح مالی بالای خانواده من و این تفاوت یک ساعته شهرها میباشد که پس از رفتن از منزل ما، این خانواده با یک هفته تاخیر با منزل ما تماس گرفتند و اینکه پسرم میگوید که برای دختر خانم(من) خیلی سخت خواهد بود که از کار و تدریس در شهر خودش دست بکشد و به شهر کوچک ما بیاید و اینجا خانه داری کند( این مطلب را خود پسر هم چند بار حین صحبت با من گفتند). با توجه به اینکه این آقا الان عازم سفر مطالعاتی یک ماهه در اروپا هستند.فعلا مساله بماند تا ایشان از سفر برگردند و …خلاصه به نوعی خواستند جواب منفی غیر مستقیم بدهند.
    مساله من در حال حاضر این است که با توجه به اینکه از خانواده سرشناسی هستم تاکنون خواستگاران مناسب زیادی داشته ام ولی این فرد در بین همه آنها به صورتی بود که من همان جلسه اول احساس کردم فرد موردنظرم همین اقا می باشد و تصمیم قطعی خودم را گرفته بودم ولو اینکه از کارم در شهر خودم صرف نظر کنم ولی طی این دو جلسه در صحبتهایم هیچ تضمینی راجع به این موضوع به فرد مقابل ندادم که به شهر آنها میایم و ایشان هم نظر واقعی مرا نسبت به خودشان نفهمید.
    الان که همه چیز تمام شده بسیار متاسفم و از طرفی نمیتوانم از احساسی که به ایشان دارم صرف نظر کنم. و این موضوع چند روز است کل زندگی مرا تحت الشعاع خود قرار داده. میخواستم مرا راهنمایی بفرمایید. آیا صلاح میدانید که یک ایمیل به ایشان ارسال کنم و در مورد بعضی مسائل شفاف سازی بکنم یا خیر؟
    سپاس فراوان

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۸ ق.ظ:

    در ای میل غیر مستقیم بهش بگویید که میتونید در شهرشون کار کنید و حتی اگر لازم باشد مدتی کار نکنید

    [پاسخ]

  29. دکتر منظورم اینه که ایشون احساسات خیلی شدیدو با عرض معذرت تابلو!یی دارن ولی من شخصیت ایشونو نمی پسندم چون اعتماد به نفسشون خیلی ضعیفه علی رغم موقعیت خوبشون و حتی یه جورایی دوست دارم از خودم دورش کنم اما می دونم این کارم باعث میشه ایشون خیلی درخودش بشکنه به خاطر همون اعتماد به نفس ضعیفش.نمیخوام بهش ضربه بزنم اما میدونم که مناسب من هم نیست(ببخشید اگه واضح نگفتمٰ. فکر کردم کامت رو به صورت کلی و مختصر بنویسم)

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۸ ق.ظ:

    با این حال بین بد و بدتر ، بهتره که ” بد را انتخاب کنیم

    [پاسخ]

    k پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ ب.ظ:

    جالبه مطلبی به ذهنم متبادر شد من با یه دخترخانمی که قبلا میشناختم به قصد ازدواج وارد رابطه شدم ایشون بعد از جلسه اول با یکی دوتا جمله که با غرور مرد بازی میکرد پاسخ متمایل به منفیشونو (ناز) دادن ولی از اونجایی که دختر خیلی خوبی بودن من تلاش کردم تا توانمندی خودمو بهشون نشون بدم (شکر خدا به نسبت پسرای هم سن و سالم خودم و با اینکه شکست های زیادی هم داشتم تو وضعیت خوبی هستم) و بهشون ابراز علاقه هم نشون دادم تا خیالشون از بابت حمایت عاطفی راحت باشه. شروع صحبت بعدی با دخترخانم هم با جمله ای شروع شد که حس تحقیر بهم دست داد و بعد هم تردیدهایی تو ذهنم شکل گرفت که کلا منو بهم ریخت. من تصمیم گرفتم نادیده بگیرم و تو فرصت مناسب راجب نوع برخوردشون صحبت کنم. ایشون هم برداشتای خودشونو کردن و مخالفت کردن ولی در نهایت با اینکه دلیل اصلی مخالفتشون رو (علیرغم تمایل زیاد اولیه شون) به من نگفتن و بهانه دیگه ای آوردن که من باور نکردم. ولی فهمیدم که فکرو تصورشون این بوده که من فقط عاشقشون شدم و اعتماد به نفس کافی واسه ازدواج ندارم در صورتی که من تو زندگیم ریسکای بزرگی کرده بودم تا خودمو تو اجتماع بالا بکشم و اعتماد به سقف شده بودم و حمایت همسرگونه از دخترخانم برام راحت بود.
    در کل میخواستم بگم دکتر مطالب خیلی مفیدی درباره رفتارای ضدمرد و رفتارای ضد زن بیان کردن که خیلی مفیدن. این آقا اگر موقعیت مناسبی دارن بهتره راجبشون تحقیق بیشتر کنید مطمئن باشین با اعتماد به نفس ضعیف هیچ پسری به موقعیت های خوب نمیرسه چه در تحصیل و چه در کار حتی با شانسای خوبی هم مواجه نمیشن و تلاشگر هم نیستن متاسفانه.
    به نظرم رسید این تجربه شخصی خودمو بگم بلکه باعث بینش بیشتر باشه.
    از آقای دکتر هم تشکر میکنم که این فضای بحث و تبادل نظر رو ایجاد کردند.

    [پاسخ]

    فریده پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۱ ب.ظ:

    در همین پست است که آقای دکتر مطرح کرده اند که سطح بالای تحصیلات و شغل،مشکلات شخصیتی را از بین نمی برد بلکه شاید اتفاقا عده ای بنابر اصل جبران،سعی کرده اند حقارت درونی شان را با تحصیلات سطح بالا و پست های عالی بپوشانند در نتیجه خیلی سخت تر می توانند با پایه های سست شخصیتی شان مواجه شوند.
    اگر نظر و تردیداتی که کسی(در مورد شما آن خانم) بر ما وارد می کند ما را بهم می ریزد فرصت خوبی است که درون خود را کند و کاو کنیم تا ببینیم چرا نظر آن شخص در مورد من انقدر آشفته ام کرده است؟
    شاید تاکید می کنم “شاید” مبتلا به آن خصوصیات باشم ولی به جای پذیرفتن مدت هاست که آن را انکار کرده ام و گرنه تا این اندازه بهم نمی ریختم!

    [پاسخ]

  30. دکتر با مردی که عاشقم شده ولی من خیلی شک دارم و یه جورایی تمایل به پس زدنش دارم اما دلم نمیاد ضربه بخوره چکار کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۳ ق.ظ:

    ماز فکری داریم؟؟؟؟؟؟؟اصلا نفهمیدم چی شد؟

    [پاسخ]

    m پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۸ ب.ظ:

    دکتر منظورم اینه که ایشون احساسات خیلی شدیدو با عرض معذرت تابلو!یی دارن ولی من شخصیت ایشونو نمی پسندم چون اعتماد به نفسشون خیلی ضعیفه علی رغم موقعیت خوبشون و حتی یه جورایی دوست دارم از خودم دورش کنم اما می دونم این کارم باعث میشه ایشون خیلی درخودش بشکنه به خاطر همون اعتماد به نفس ضعیفش.نمیخوام بهش ضربه بزنم اما میدونم که مناسب من هم نیست(ببخشید اگه واضح نگفتمٰ. فکر کردم کامت رو به صورت کلی و مختصر بنویسم)

    [پاسخ]

  31. با تشکر از مطلب بسیار مفیدتون. آقای دکتر میشه کتاب هایی رو در این زمینه معرفی کنید؟ احساس می کنم نیازمند شناخت عمیق تری نسبت به خودم هستم و قبلا در باورها و هنجارهای اجتماعی گیر کرده بودم تا اینکه بخوام اسمشون رو مذهب بزارم.

    [پاسخ]

  32. دنیا ماله مذهبی هاس کار.پول.موقعیت. تحصیل رایگان…بزارین عشق ماله ما باشه

    [پاسخ]

    طراوت پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۹ ق.ظ:

    اگه دنیا ماله مذهبی ها ست چرا شماهم مذهبی نمیشید؟

    [پاسخ]

  33. راستی این رو یادم رفت که تاکید کنم که از اون موقع که واگدارش کردم به خدا ،دیگه هر وقت هر پیغامی و هر ایمیلی و …. اصلا جواب ندادم، چون احساس کدم این آدم بلاتکلیفه و جواب دادن ضربه زدن به خودمه
    حی جشن فارغ التحصیلی هم نرفتم

    [پاسخ]

  34. سلام آقای دکتر
    من مذهبی هستم و طرفم هم مذهبی بود.تو فوق لیسانس آشنا شدیم و جالب اینکه به طور خودکار تمامی موارد بالا را رعایت کرده بودم و این آقا به شدت علاقه مند شده و به خواستگاری اومد ولی به دلیل اختلاف نظرهای سیاسی شدید بین خانواده ها و علیرغم مذهبی بودن ، پدر و مادر ها موافقت نکردن و چون هردو مون دوست نداشتیم بدون رضایت اونها باشه تصمیم گرفتیم که رابطه تموم بشه و شما خودتون میدونید تا چه حد سخت بود و هر هفته یا هر ماه به بهانه های مخلف برمیگشت و می گگفت که نمی تونم و این حرفها .توی پرانتز بگم از لحاظ شخصیتی آدم خیلی قوی و متکی به خودش نبود و اون موقع کار مشخصی هم نداشت ولی میگفت برنامه هایی داره. و بابام این موارد رو هم بهانه کرد.کلا ی خورده سست عنصره و قاطع نیست و همش منتظر معجزه است! میرفت کربلا دعا میکرد منتظر بود پدر و مادر من یا خودش خواب ببینند و قبول کنند…
    با این شرایط که به زور خدافظی کردیم .با وجود ادعای عشق و این حرفها شش ماه بعد که برگشت ، گفت استخاره کرده و گفت که آره دوباره تلاش کنی خوبه ولی با مشکلات زیادی همراهه ، و تو حرفاش گف که چندجا خواستگاری رفته و جواب رد شنیده و من قاطی کردم ….. با عصبانیت بسیار بالا گفتم این چه وضعشه یامی خوای و پای انتخابت هستی ویا برای همیشه برو و با احساسات من بازی نکن! گفتم واقعا واگذار کردمت به خدا!دیگه هرچی پیغام زدو اینا اصلا جواب ندادم ، و شبکه های اجتماعی میزد که دارم دق می کنم و این حرفها و بعد از مدتی تمام شد، دو ماه بعد شنیدم که بله برونش بهم خورده و جالبه دختره قبول نکرده !!!و این مدت درسمون تموم شدو من از محیطی که احتمال میدادم اون باشه نمیرفتم و نمیخواستم ببینمش،
    خودم با چه جان کندنی خواستگار می پذیرفتم ، تحت فشار والدینم ولی مورد پسندم نبودن و جور نمیشد!آقای دکتر من میمردم و زنده میشدم که با پسری غیر از اون حرف میزدم!!
    ی چند ماهیه که ایمیل درسی بهم میزنه و یا تو شبکه های اجتماعی لایک می کنه و اینا ویا پست میذاره که منظورش اینه که یاد روزهای اول عاشقیش بخیر و….
    از طرفی هم ارتباطش با یکی دیگر از همکلاسی هامون{دختر تا حدودی مذهبی و نه زیاد} صمیمی تر شده و زنگ میزنه بهش به بهانه های الکی و پروژه مشترک میگیره ولی همزمان از این پستها هم میذاره ، گاهی دوس دارم جوابشو بدم که این ادعای دروغ عشق نکن ، حالم بهم خورد!!!!
    حالا خواستم بگم همه ی این کارهایی که فرمودین رو من به ذات انجام دادم و نشد ولی دل و دماغ انجام این کارها برای آدم جدید رو ندارم {این قضیه دو سال از زندگی من رو گرفت} و اینکه از شخصیت اون طرفم برام بگین لطفا چرا این جوری بود؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۷ ق.ظ:

    خب من فکر میکنم وقتی این شانس را داشته ای که بی بتگی طرف را ببینی، این نحوه زندگی واقعی و مجای که معطل طرف و غلطهای زیادیش با این و اون مانده ای، شیوه نابخردانه ایست!
    باید طرف را ذهنا و عملا ” نادیده” بگیری تا نا امید بشه و شاید بفهمه چقدر گنده کارهاش
    حتما آماده یک رابطه درست شو

    [پاسخ]

  35. سلام ممنون از مقاله خوبتون واقعا خوشم اومد.

    من یه دختر 25 ساله هستم که از نظر ظاهری هم خوش لباسم هم خوش قیافه ..آدم با ایمانیم و حیلی محجوب . یک سال پیش با یکی از همکلاسی های دانشگاهیم آشنا شدم که دقیقا مرد رویاهامه ..ماه تولدمون یکیه ..علایقمون هم همینطور .. خیلی نقاط مشترک داریم . *خودش هم میدونه* حتی گروه خونیمون هم یکیه …من واقعا عاشقشم ولی یه مشکل هست اینکه اون منو فقط واسه دوستی یا بهتر بگم کسب تجربه میخواد ..(از اول هم به این نیت جلو اومده .. اینو بعدا فهمیدم)… هرکاری میکنم که عاشقم بشه ولی فایده نداره … من به خاطر بیماری ای که 8 سال پیش گرفتم همه ی شورو شوق جوونی و اعتماد به نفس و جذابیت رفتاریمو کاملا از دست دادم و تبدیل شدم به یه دختر دستو پا چلفتی که حتی جذابیت کلامی نداره و نمیتونه ارزش بالای درونی خودشو نشون بده ..انقدر خجالتی هستم که روم نمیشه تو 90% شرایط عکس العمل یا رفتار متاسب از خودم نشون بدم ..
    به نظر شما من میتونم کاری کنم که این آدم عاشقم بشه؟ شاید فکر میکنه من آدم جذابی نیستم … یا اینکه فکر میکنه منو شناخته … آخه من آدمیم که تو دراز مدت شناخته میشم..
    ممنون میشم کمکم کنید.
    ============================
    من یقین دارم وقتی نسیم بهتر زندگی کنه اتفاقات مهم شروع میکنه به رخ دادن
    اتفاقاتی مهمتر از عشق اون مردی که دوستش داری
    خود کم بینی جذب کننده باجگیرهای عاطفیه نسیم…نباید مهرطلبی ات را ول کنی به امان خدا
    این رابطه تکلیفش معلومه….پسره سنش کمتر از قبول مسوولیت جدی است و تو باید تصمیم بگیری برای بقیه دهه سومت

    [پاسخ]

  36. درود بر شما دکتر ایا میتوان چنین نظریه را درتمام جوامع انسانی که دارایی ارزش های مختص بخود هست قابل پذیرش دانست

    [پاسخ]

  37. سلام. اگه دختری دچار یه غشق یکطرفه بشه و خودش متوجه این موضوع باشه که نمی تونه اون مرد رو داشته باشه. و نیز مواجه شدن یا نشدن با اون مرد تا حد زیادی دست خود دختر باشه. اون وقت این دختر باید چیکار کنه باید تا انجا که می تونه از روبه بو شدن با اون مرد جلوگیری کنه؟بذاره رابطه به همین منوال بگذره و از اینکه یه کسی هست که رفتارهاش رو دوست داره لذت ببره؟؟؟واقعا چکار باید کنه؟
    ===============
    خب اگر ارامشش بهم میریزه بهتره نره دیگه
    بعدشم عشق سالم به راحتی تو زندگی آدم میاد که آدم نره بشینه عشق نیافتنی را سق بزنه

    [پاسخ]

  38. سلام دکتر ججججججون واقعا عالی بود و میخام بگم ی جورایی به خاهران مذهبیم ظلم میشه در هرجا به هرنوعی توسط ما جونها وحرفامون ورفتارهامون …بازم ممنون.

    [پاسخ]

  39. بازم سلام. بابت پاسختون بی نهایت سپاسگذارم.چون دیر پیامم تایید شد، یه نسخه از سوال رو دیروز با یاهو میل در قسمت سوال از دکتر شیری وارد کردم خواستم بگم که براش وقت نذارید.
    یه سوال کوچیک:یعنی می فرمایید ریسکش بالاست که من بهش بگم که می خوام به خودمون فرصت بدم و به عنوان یه انتخاب جدی تر بهش فکر کنم؟راستش بعد 6 ماه علاقم سرد شده ولی چون آدم مذهبی ای هستم حس میکنم با کسی باید ازدواج کنم که باهاش رابطه داشتم،هرچند رابطم با چارچوب بوده.

    [پاسخ]

  40. سلام آقای دکتر.در مورد این موضوع یه سوال دارم که یک دنیا ممنون میشم اگه راهنمایی ام کنید:
    دختر نسبتاً مذهبی؛کارشناس ارشد برق؛23ساله ام؛یکسال پیش در محیط کار با پیشنهاد پسری 26 ساله روبرو شدم که ازم خواست حداقل 1سال منتظرش بمونم.خیلی مقاومت کردم و گفتم منتظرکسی نمیمونم ولی به اصرار ایشون و حسی و اعتمادی که بهش داشتم وارد رابطه شدم.ایشون قول داد که تمام چارچوبای منو رعایت کنه و کاملا عقلانی باهم آشنا شدیم از نظر خونوادگی،اعتقادی و تحصیلات و..باهم تفاهم داشتیم.ایشون علاقشو ابراز می کرد و کادو میداد ولی من به خاطر اون چارچوبا حسمو مخفی کردم…6 ماه بعد ازم خواست تیپ بدون چادر منو ببینه ولی من با اینکه تازه 2 ساله چادری شدم، قبول نکردم.ازم خواست واسش فیلم ببرم ولی بازم قبول نکردم(فیلم صحنه داشت) بعد از این مسائل بهم گفت منو بیشتر از خودش قبول داره ولی شکی توی دلش افتاده که حس میکنه ممکنه بعد از حضور خانواده ها بفهمیم که به درد هم نمیخوریم واون وقت دیگه ما به هم وابسته شده باشیم(فکرکنم فکر کرد که من توی مذهب افراط دارم درحالیکه اینطور نیست خیلی عذاب میکشیدم که حسم رو بیان نمی کردم اما افراط کردم توی چارچوبام..).کاملا محترمانه بهم گفت بهتره منتظرش نمونم و اون بعد از جور شدن شرایطش اقدام میکنه وشایدم من تا اون موقع با کس دیگه ای از خواستگارام ازدواج کرده باشم وشایدم نه(همون چیزی که من اولش ازش خواسته بودم).انگار همه چی رو به دست تقدیر بسپریم.منم در کمال ناراحتی قبول کردم.چند ماه بعد به علت مسائل کاری یه بار بهش پیام دادم(چند هفته قبل)اون هم جواب داد،منطقی و خوب مثل قبل.اما دکتر هنوزم هر خواستگار دیگه ای که برام میاد بیشتر یقین میکنم که بهتر از اون گیرم نمیاد.
    چه روشی پیش بگیرم که اونو به سمت خودم بکشونم که نه غرورم لکه دار بشه و هم بهش برسم؟به خصوص که الان یکسال گذشته و شرایط ازدواجو داره.دیگه توی یه محیط هم کار نمیکنیم که ببینمش.یا به نظر شما باید کلاً فراموشش کنم؟ چون باهم تفاهم داشتیم بهش علاقه مند شدم..
    ====================
    خیلی ریسکی میشه این قصه
    به نظرم اگر محیطی باشه تا بتونید ، خود واقعی ترتون را نشونش بدید بهتره ولی مهیا کردنش سخته

    [پاسخ]

  41. سلام.
    دکتر چطور میشه زیبا بینی آقایون رو به سمت ازدواج پیش برد؟
    ادمی که دراین باب جواب رد میشنوه و میره رو چیکار باید کرد؟
    حس مزخرفی که باعث میشه یک زن از تمام ظاهرش متنفر شه.

    [پاسخ]

  42. خیلی ممنون از راهنماییتون استاد.
    من خودم دختر محجبه ای هستم و به شدت آوانگارد!! که تلفات هم دادم! خانواده مذهبی ای دارم و میخوام بگم که اکثرا اینطور هم نیست. من تو دانشکده هنرهای زیبا درس خوندم، که شما خودتونم با جو اونجا اشنایی دارین. من واقعا فهمیدم که این ما خودمون هستیم که اکثر اوقات خودمون رو با این فکر که بقیه با ما تفاوت دارند از جمع جدا میکنیم، وگرنه خیلی از آدم های دلنشین اطرافمون یاد گرفته اند (از قصد فعل یاد گرفتن رو بکار میبرم!) با وجود همه تفاوت های ظاهری دنبال شباهت های رفتاری و شخصیتی بگردند و آدم ها رو با طرز روسری سر کردن یا رنگ مانتوشون قضاوت نکنند. ما باید بتونیم خودمون یاد بگیریم که با یک دختر/پسر متفاوت از خودمون ارتباط برقرار کنیم و دو طرف به ارزش انسان بودن همدیگه احترام بذاریم و جدای ازین ها ظاهربینی ها، به اون فهم متقابل برسیم.
    نمیگم که جامعه مقصر نیست، ولی خود ما مذهبی ها هم مقصریم. اینکه بعنوان مثال سخت گیری بیخود داشته باشن خانواده ها، یا فک کنیم اگه به همکلاسیمون سلام کنیم زشته یا سبک ه ! و واقعا زیاد آدم میبینه که حالا تو رابطه دختر با دختر شاید یکم اکی باشن ولی تا به جنس مخالف میرسه یهو هنگ میکنن! درصورتی که اگه واقعا عادی برخورد کنن کلی صورت مساله پاک میشه!

    [پاسخ]

    الناز پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۷ ق.ظ:

    خانم فاطمه، به نظر من شما مطلب به جایی رو بیان کردین.من دختری مذهبی نیستم.اما دوستانی مذهبی هم دارم.و اعتقاد دارم مذهبی بودن یا نبودن نمی تونه دلیلی برای انتخاب دوستان نزدیکم باشه.مساله ازدواج البته فرق می کنه…اما دوستان مذهبی من گاهی از نزدیک شدن به آدم های غیر مذهبی وحشت دارند و همین مساله باعث می شه که کمتر شناختی نسبت بهشون داشته باشیم…البته همه این طور نیستن..به هر جال این رو می خوام بگم که «ما» آدم های غیر مذهبی هم «شما» آدم های مذهبی رو درک می کنیم.

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    دوستانی دارم که با من از نظر تفکر مذهبی متفاوتند و با هم رفیقیم
    ولی الناز عزیز اکثریتی هستند که ما به ظاهر مذهبی‌ها رو خیلی مسخره میکنند و شاید دلیل ترس خیلی‌هامون این باشه:
    1.همون اعتماد به نفسه و عزت نفس
    2.قوی نبودن ایمانمون که میترسیم همین یک ذره هم از بین بره

    [پاسخ]

    اشرف پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۷ ب.ظ:

    ولی راستش من از مذهبی ها فاصله میگیرم چون همیشه این تجربه رو داشتم که خیلی زود سعی می کنن هدایتت کنن به راه خودشون!!!!!!!!!!!! و این منو اذیت می کنه

    [پاسخ]

  43. آقای دکتر واقعا عالی بود! خیلی دلنشین… ! ولی من میخوام یه چیزی بگم خوب من معتقدم بنا بر حکم عقل دفعه ی اول نباید خیلی چیزا رو نشون داد و … ولی این عقلانیت کار به دست آدم میدم و اصلا دفعه ی دوم و سومی در کار نخواهد بود! اکثر خواستگاری های من به دفعه ی بعدی کشیده نشده! و در هیچ مورد جز آخری ناراحت نیستم چون خیلی از خواستگارم خوشم اومد ولی حالا که میبینم دیگه خبری نشده میگم شاید می بایست حرفی میزدم که جذبش میکردم! با اینکه تعدادی از ملاک هامو در حد بالایی نداشت ولی اون قدر به دلم نشست که اون موقع مطمئن بودم بعدی در کاره شاید برای همین اطمینان و غرق شدنم کار خاصی نکردم وگرنه در بیشتر مواقع من بیشتر حرف میزدم! نمیدونم چطور این بار این همه ساکت بودم!!

    [پاسخ]

  44. خیلی خوب بود. این بهونه ها چیزی بود که در خانواده مذهبی من سالیان سال به من آموزش داده شده بود. و خانواده من بعد از ۲۰ و چند سال از زندگی مجردی من به این نتیجه رسیدند که اشتباه می کردند و حالا این بار ازم می خواستند که من تغییر کنم! این برای من بسیار دشوار بود، چیزی بود که در تار و پود من تنیده شده بود….. تقریبا ۱ سال طول کشید تا من بتونم این ها رو در خودم حل کنم. تار و پود ها رو شکافتم و این بار خودم از نو بافتم.”پازل درونم رو به هم زدم.” مسیرم رو پیدا کردم. من تغییر کردم. بعد از اون اعتماد به نفس من خیلی بیشتر شد. الان جدا خوشحالم. در آستانه ی ازدواج هستم.
    مطمئنم دخترانی هستند در بین خوانندگان شما که با خوندن این متن و با تفکر بیشتر در اون و البته با گذشت زمان، تغییر خواهند کرد. من این رو برای دوستان مجردم فرستادم. فکر می کنم بهترین متنی بود که با اون می تونستم اونها رو به خواندن وبسایت شما تشویق کنم.
    ممنون آقای دکتر. پاینده باشید.

    [پاسخ]

  45. سلام دکتر جان منهم عین نظر آنهایتا خانم رو دارم واقعا عالی نوشتید.یه سوال داشتم من هم در زمینه های مورد علاقه ام مطالعاتی دارم ولی وقتی می خوام صحبتی در اون مورد ها بکنم کم میارم به عبارتی هیچ وقت نمی تونم منظورم رو برسونم لطفا راهنماییم کنید باز از مطالب بسیار زیباتون ممنون.

    [پاسخ]

  46. آقای دکتر ،میشه در مورد آرامش بیشتر توضیح بدین؟منظورتان اینه که حس کنه دختره فقط با اون هست؟یا اون دختر میتونه زن رندگی و مادر بچه هاش باشه؟

    [پاسخ]

    نامي پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    باید ببینی ارامش از نظر اون طرف یعنی چی! یه وقتی یکی هست اینکه زنش اصن پاشو ازتو خونه نذاره بیرون ارامش داره! معنی ارامشی ک تو ذهن طرف هستو باید بفهمی

    [پاسخ]

  47. سلام استاد عزیز با شما از طریق برنامه” با من حرف بزن “رادیو جوان اونم تو دوران امادگی برا کنکور ارشد اشنا شدم.جذابید بی نهایت.کمکم کردید زیاد،پایدار باشید.

    [پاسخ]

  48. سلام
    خییییییییلیییی عالی بود. مرسی
    یه سوال من با یه پسری آشنا شدم که از خیلی جهات به هم شبیه هستیم و تفاهم داریم ولی از نظر اعتقادی با هم فرق داریم ( نماز و اعتقاد به دین ) به نظر شما میشه این موردو در ازدواج نادیده گرفت؟ !!! اگه فقط به دلیل اختلاف در اعتقادات دینی بهم بزنم اشتباه کردم؟
    ================
    سبک دین داری در ازدواج مهمه…این تفاوت فقط مختص شما نیست بلکه خانواده های نیز با هم تفاوت دارند

    [پاسخ]

  49. سلام دکتر این پست رو خیلی دوست داشتم
    منم در عین حال که خیلی شیک ,تمیز لباس میپوشم سعی میکنم درست بپوشم کلا آدم جذاب و دوستداشتنی هستم اما مشکل من در مورد این که همین که فهمیدم طرف از من خوشش اومده من عقب نشینی میکنم و کم محلی میکنم وخودم رو میگیرم حتی دلیلش رو نمدونم انگار عادت شده برام,دکتر نکنه مشکل روانی دارم راستی من با دوستام هم اینجوریم همینکه وابسته و آویزون میشن دور میشم,مثلا چندوقت بیش یه اداره ای کارآموز بودم با اینکه هم خودم خوشم میاومد از یه پسره هم از اون عکس العمل تابلو دیدم ولی کم محلی میکردم بهش دکتر چی کار کنم؟؟؟؟میشه بگید چمه و چه کار کنم؟؟؟؟؟؟
    ===================
    احتمالا به شکل پیش نویسی پدر یا مادر با تحویل نگرفتن برای شما والدی کرده باشند و یاد گرفته اید کسی رادوست بدارید که بهتون بی محلی کنه

    [پاسخ]

    ف پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۴ ق.ظ:

    خُب باید چی کار کنیم؟
    من هم احساس می کنم همچین چیزیه. یعنی الان هم تو خونه، پدر و مادرم با من ِ 24 ساله همچین رفتاری دارند و من واقعاً نمی دونم چطور از این عادتی که ناخواسته در من به وجود اومده و باعث منزوی شدنم و دور شدنم از اجتماع شده دور بشم.
    خیلی سخته که آدم یه کاری رو بکنه و بدونه اشتباهه ولی بازم اون کارُ ادامه بده.
    آقای دکتر ممکنه که یه پستی رو به این مقوله اختصاص بدید؟ بی صبرانه منتظر راهکارهاتون هستم. ممنون.

    [پاسخ]

    saqar پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۲ ب.ظ:

    راست میگن بچه ها منم همینجوریم! 🙁

    [پاسخ]

  50. سلام آقای دکتر
    نوشته تون بسیار عالی و هدایت کننده بود (حتی برای به اصطلاح غیر مذهبی ها)
    قدرت بیان بالای شما در حرکت روی تیغ دو لبه بسیار ستودنی و شگفت انگیز بود؛ یک بندبازی ماهرانه کلامی که در عین حفظ حریم ها، بدون سانسور و کاملا شفاف و واضح مفاهیم رو منتقل می کرد.
    مطمئنا وقت زیادی در دراز مدت برای جمع و جور کردن مطلب به شکل یک پست جامع صرف کرده اید که حاصلش این قدر پربار و کمیاب است؛ من به نوبه خودم ازتون تشکر می کنم و دست مریزاد می گویم. اجرتان با خدا (و البته همراه با ارادت قلبی خوانندگان قدرشناس مطالبتون)
    ================
    آناهیتا…خیلی ممنونم ازتون

    [پاسخ]

  51. آقای دکتر سلام ممنون از مقاله ی خوبتون ولی دیگه شاید برای من که سی و چهار سال دارم زیاد کارایی نداشته باشه من هم از همین دسته دخترهایی بودم که توی خانواده مذهبی بودم و توی بهترین سال های عمرم اجازه ی جوونی کردن رو بهم ندادن. الان برام دیر شده چون ظاهرم اصلا” نشون نمیده که مجردم از نظر ظاهر خیلی بیشتر از سنم نشون میدم.ای کاش کسی بود که این راهنمایی ها رو بهم می کرد تا امروز توی این وضع اسیر نبودم.

    [پاسخ]

  52. خیلی خیلی باحرفهای خانم “باران” موافقم. خیلی خوب مسئله رو بازش کردن. هستن پسرهای مذهبی برآمده از خانواده های سنتی که تونستن مستقل از سیستم فکری خانواده تصمیم بگیرن در مورد دخترهای مذهبی ولی اجتماعی و باهاشون ازدواج کنند.
    به نظرم شما هم به عنوان یه دختر مقید اما اجتماعی وقتی پسری رو با شایستگی هایی میبینین ,میشه وارد رابطه هدفمند و معقول شد بدون اینکه آسیب ببینین.هم اون پسر درکش رو داره هم شما و میشه خانواده ها رو همراه کرد. مسئله اینجاست که همونقدر که دخترهایی مثل شما خیلی کم هست پسرهای اینجوری هم خیلی کم هست و همین مسئله شانس روبرویی و آشنایی این افراد رو کاهش میده.

    [پاسخ]

  53. عالی بود اقای دکتر مرسی که هستید و ای راهنمایی های ارزشمند را رایگان در اختیار ما قرار می دهید. من به عنوان یک دختر تقریبا مذهبی که بایک همکلاسی دانشگاهم که از من مذهبی تره ازدواج کردم و کاملا هم چارچوب های شرعی و عرفی رو رعایت کردیم میگم که این روند صد درصد جواب میده من با خوندن هر سطر از این نوشته مثالهای رفتاری خودم یادم اومد که بعدها همسرم می گفت که این رفتارها باعث شده تصمیم به ازدواج با من بگیره البته الان بعد از ٧ سال یاداوری خوبی بود که برم و یکمی خودمو اصلاح کنم که همسر بهتری باشم .برای همه دوستان در شرف ازدواج ارزوی خوشبختی دارم .

    [پاسخ]

  54. وای دکتر شیری سپاس سپاس…به دور از هر گونه تعریف و تمجید جدا باتمام وجود میخوام بگم این یه مطلب اهورایی بود و بی شک شما هم به زبان روح عالم مجهز هستید..همیشه در جریان باشید برقرار و سبز…

    [پاسخ]

  55. سلام آقای دکتر . چقد صحبتهاتون مفید و بجا و بموقع بود . عالیییییییییییییییی….. من همیشه به خاطر اینکه اکثر آقایون بخاطر اندام و قوه ی جنسیم منو میخواستن و همیشه پیشنهاد دوستی بیشتر بوده در عذاب بودم چون همیشه رد کردم ولی حالا شما یه چیز دیگه گفتید و نظرم کاملا اشتباه بوده . خیلی خوب بود

    [پاسخ]

  56. محض اطلاع:
    فونت سایت از چهارشنبه به هم ریخته. هم برای متن و هم برای کامنت ها.
    ممنون از پسووردها، گرچه عمل کردن بهشون راحت نیست و واقعا مهارت می خواد
    ================
    ممنونم از تذکرتون…پیگیر هستیم

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۶ ب.ظ:

    سلام،سایت یک تغییراتی داشته، کلید های ترکیبی ctrl+f5 رو بزنین، ببینید بازم مشکل فونت ها وجود داره؟
    اگر باز هم مشکلی داشتین،لطفا بگین از چه مرورگری استفاده می کنین.

    [پاسخ]

    بانو پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۶ ب.ظ:

    آقای سینا ثابتی گرامی
    من همچنان فونتها رو به هم ریخته میبینم.مرورگرمون همinternet explorer هست..ضمنا بدون فیلترشکن هم نمیتونیم بیایم سایت…نمیدونم چرا؟؟؟

    [پاسخ]

  57. سلام آقای دکتر
    به نظرم دختران مذهبی درگیر یک سلسله تناقضاتی شده اند که جامعه به ان مبتلاست
    پسران خوش فکر حتی اگر مذهبی باشند، تمایل به ازدواج مدرن و آگاهانه همراه با دوره شناخت دارن اما پسران مذهبی سنتی به شدت گرایش به ازدواج‌های سنتی
    دختران مذهبی اما از نوع موفق و تحصیل کرده و دارای دستاورد اگر از پسران نوع اول پیشنهاد دریافت کنند، به خاطر محذوریت های شرعی عموما به برقراری ارتباط ولو به منظور شناخت بی تمایلند و ازیک طرف هم کلا از طرف جامعه مذهبی سنتی بایکوت شده اند
    پسران سنتی به دنبال دختران کم سن و به قول خودشون زن خونه می‌گردند نه دختری با دستاوردهای تحسین برانگیز و اجتماعی
    آقای دکتر عزیز جامعه دختران مذهبی خیلی داره هزینه مِیده
    شما فکر کنید یه زمانی تقید به ابرو برنداشتن سمبل نجابت بود الان سمبل تحجرو عقب افتادگی
    ترسم از اینه زمانی برسه که التزام به رعایت حریم محرم و نامحرم هم بشه نماد تفکر دگم و املیسم اونوقت تکلیف منی که شدیدا به این حریم پایبند بودم چی میشه؟
    مشکل جامعه ایرانی اینه که خیلی از اعتقادات دینی در لایه های زیرین تفکرات عوام جامعه، باور نیست بلکه نوعی هنجار فرهنگی است که با گذر زمان و تحت تأثیر تبلیغات رسانه ای به راحتی حتی در طی کمتر از یک دهه رنگ میبازه
    بدترین برخورد را مادران پسران مذهبی با دختران مذهبی دارند در ظاهر از اینها تمجید می کنند اما در عمل تمایل به داشتن عروسان کم سن و کم سواد ترجیحا زیبا رو ….
    آقای دکتر مردان مذهبی سنتی به مقوله ازدواج رویکرد فیزیولوژیکی دارن..
    خیلیهاشون بر این باورن پیشرفت تحصیلی آفت یک زن هست و جهل وی نعمت، زن فقط باید زن باشه به معنایی خاص
    آقای دکتر عزیز اینها در موقع نطق های اجتماعی آنچنان افه های روشنفکری و فمینیسم مآبانه میآیند که از یادت می‌رود اینجا ایران است؟
    اما در عمل …
    آقای دکتر مشکل دیگر ازدواج دختران مذهبی، کم لطفی خانواده ها و نبود شبکه اطلاعاتی فعال برای معرفی این دختران هست
    بیشتر ما دختران مذهبی تو زمینه ازدواج هیچ کاری ازمون بر نمیاد جز دعا
    تو جامعه که به برقراری ارتباط‌های خارج از چارچوب علاقه نداریم تو خانواده هم که کلا با رفتارهای منفعلانه مواجهیم ، نه کسی معرفی میکنه ..
    آقای دکتر زمانی بود تحصیل کردن کمال بود اما الان به کرات شاهدم که پسر دهه شصت به هم سن گزینی بی تمایل و از دهه هفتاد دخترانتخاب می‌کنه
    آقای دکتر همه معترضند که چرا دخترا سرکار میرن جای پسرا رو گرفتند
    شما فکر میکنید اگر من از کارم استعفا بدم یه پسر متولد شصت و سه بیاد جای من، ایشون موقع ازدواج میره دختر متولد 64 بگیره یا میره متولد هفتاد میگیره؟
    جامعه هم حق کار هم حق ازدواج را از ما دریغ میکنه،
    آقای دکتر شما یه کاری کنید
    بنده که افتخار شاگردیتون را دارم، به گفته خود شما به شدت کودک درونم فعال، دارای رفتاری دخترانه و پرنشاط هستم که هر مردی از بودن با من حتما می‌تونه به آرامش می‌رسه و رشد کنه اما این دختر بادستاورد اما مذهبی ماه هاست خواستگاری نداره؟
    کم کم دارم مختصات ارزشیم را زیر ورو میکنم که یه جایی برای برخی از چیزها پیدا کنم اما باورهای دینی که در من ریشه دوانده به خاطر بی توجهی و ارج ننهادن برخی نمی تونه خیلی تغییری کنه؟
    نکته دیگه اینه که شما دارید دختران مذهبی را ترغیب میکنید به پذیرش بعضی از هنجارهای جدید این جامعه ی در حال گذر از سنت به مدرنیته
    اما از این نکته غافل نباشید که مردم ما به خاطر برخی از حب و بغض هایی که به فرموده شما از رفتارهای ریاکارنه دارند، دختران مذهبی را تحسین نمی‌کنند که با روشن فکری با هنجارهای جدید برخورد و منعطف عمل کرده اند بلکه شمشیرها را از غلاف بیرون می‌کشند که هرچی فساده زیر سر چادری هاست!!
    شاید یه دختر مذهبی در چارچوبی معقول و با ضابطه با پسری دوره آشنایی بگذاره اما همین دختر در مقایسه با سایر دختران با آماجی از تهمت ها و سوء برداشت ها مواجه می‌شود؟
    حتی اگر رابطه ای هدفمند و سالم داشته باشد
    دکتر قبول کنید ما داریم تاوان عملکرد بد و دین گریزانه ای دیگران را میدیم؟
    مردم دارن انتقام دیگران رو از ما میگیرند؟
    تحت تأثیر سیاست و فرهنگ بودن اعتقادات ،آفت دین ورزی حقیقی است؛ گاهی منافع سیاسی گاهی پاداش ‌های اجتماعی زمینه را برای نفاق و تظاهر فراهم می اورد که نتیجه ای جز دین گریزی و ریزش های اعتقادی در جامعه نداره
    امیدوارم شما به عنوان واسطه ای مقبول گپ و گسست بین مردم و جامعه مذهبی را کم کنید
    فکری هم به حال دختران مذهبی کنید که کمترین تقصیر را دارند
    ممنون از لطف و بزرگواری شما
    =======================
    فرمایشتون متینه و بنده نیز بارها گفته ام که دختران مذهبی تحصیل کرده در ایران در خطر هستند
    ترغیبی به مدرنیته نیست از سوی ما ! اینترنت و ابزار خودبخود دختر مذهبی را وارد فضای جدید کرده و باید این دختر در زمین بازی خودش ، انتخاب بشود

    [پاسخ]

    نرگس پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۲ ق.ظ:

    خانم باران متن عالی بود….
    گاهی به نظر می رسه راه حلی برای این معضل وجود نداره…
    حتی اساتید و اهل فن ها هم نظری در این مورد ندارن که کار ساز باشه…….

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۱ ب.ظ:

    دختران مذهبی تحصیل کرده …
    دختری که دیگه سنتی نیست و حتی می دونه که مذهبش “اونجایی که باید ” خیلی هم تاکید و توصیه داره به لوندی و ابراز جذابیت ها ! عموم چقدر این تصورو دارن که این دختر محجبه و محجوب و موقر به جاش چقدر می تونه جذابیت و زنانگی ابراز کنه نمی دونم …
    به نظر من دختری که درونا تعادل داره بین انرژی های روانیش این تصورو منتقل می کنه ! یعنی محاله که به چشم نیاد ! تصور من اینه و گاها نمونه هایی می بینم که تایید این تصور خودمه . شده دختر محجبه و محجوبی رو ببینم و بتونم تصور کنم پشت این همه وقار جذابیت های زیادی هم داره که بخواد به بهترین شکلش بروز می ده
    اینکه سطحی قضاوت کنیم و یه سری مسائل رو بابت بهانه هایی بزاریم کنار به نظرم وا دادیم !

    [پاسخ]

    مهشید پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۲ ق.ظ:

    بسیار دقیق و کامل جزییات رو گفتی خانوم.دقیقا اکثریت افراد حتی تحصیلکرده و معتقد جامعه نمیگم مذهبی دنبال دخترانی زیبارو کم سن و سال هستن.به شخصه بخاطر حضورم در دانشگاه موردهای زیادی رو میتونم نام ببرم.که کارمند یا هیات علمی آقا نیومده به همکار خودش پیشنهاد ازدواج بده چون همکارش بخاطر محیط کارمجبورهست خیلی ساده و با حجاب کامل بگرده ولی رفته با یک دختر کم سن و سال دانشجوی همون دانشگاه یا بیرون که چند برابر میتونه آرایش کنه رو گرفته.یعنی همه 10 یا 15 نفر همکار در اون مجموعه هیچ اپشن مناسبی محسوب نمیشدن؟ خوشحال میشم واقعا این تمایل آقایون برای افرادی که سن کمتری دارن یا بخاطر عدم رعایت پوشش به صورت جدی شاید زیباتر به نظر بیان رو بفرمایید.خودتون میدونین تعدا دختران بین 30 تا 34 سال مجرد خیلی زیاد هستن.حتی دکتر شیری تو یه صحبتی تو رادیوتوانگری گفتن بالای سی از مارکت ازدواج کنار گذاشته میشن خانومها و این توجیه اش سخته

    [پاسخ]

  58. جناب آقاى دکتر شیرى ، استاد عزیز ،
    من از طرفداران سرسخت بحثها و نظرات بسیار هوشمندانه شما هستم که کلاسهاى مختلفتون رو هم شرکت مى کنم .
    وافعا تشکر مى کنم بابت تمام این وقت و انرژى که براى افزایش و اعتلاى آگاهى ما جوانان این کشور بطور خستگى ناپذیرى انجام مى دهید
    وبلاگ شما واقعا همانند یک دانشکده روانشناسى اطلاعات بسیار زیادى را به خوانندگان مى دهد ، با این ویژگى که تمام مطالب طبقه بندى شده ، خلاصه شده و در حقیقت لقمه شده براى خوانندگان
    در مورد این نگاشته خاص ، چقدر زیبا و ساده نیازهاى مردان در یک رابطه را بیان نمودید که خیلى از خانمهاى مذهبى بدلیل تجربه شخصی کم و ندانستن این نکات باعث رنجش و در نتیجه دوری مردان مى شوند
    همچنین این نگاه بد و خطرناک که نیاز جنسى مردان را بى ارزش و به عنوان یک نکته منفى در مردان می دانند ( مثل این جمله که همه مردها مثل هم هستند یا همتون فقط یک چیز مى خواهین ) باز هم باعث رنجش و احساس دوگانگی در مرد می شه که نتیجه آن یا دوری یا سردی جنسی در رابطه می شه
    اما در مورد اون ٣ پسورد ، حتى من به عنوان یک پسر هرمسى مى دونم با این ٣ پسورد که شما نوشتید گیر مى افتم و اگر در رابطه اى اینها رو بدست بیارم ، پایبند اون رابطه مى شوم
    در ضمن خواهش مى کنم از این پسوردهاى معجزه امیز به ما مردان هم یاد بدهید
    با آرزوى انرژی مضاعف برای شما و همکارانتون ، استاد عزیز

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *