خلاصه کتاب زن بودن تونی گرنت از سایت کانون مطالعاتی یونگ

image_pdfimage_print

زن بودن : «به زنانگی خود تحقق بخشید و عشق را بیابید»

نویسنده: تونی گرنت

مترجم: فروزان گنجی‌زاده

ناشر: نشر ورجاوند

مقدمه:

کتاب زن بودن بیان چگونگی دور شدن زنان جوامع صنعتی و مدرن معاصر از سرشت و فطرت طبیعی خود است. تونی گرنت نویسنده کتاب با تأکید بر نقش ابزاری زن در جوامع سرمایه‌داری کلان، ضمن انتقاد از شعارهای جنبش فمنیستی و انقلاب جنسی پیامد و تأثیر آن را بر روح و روان زن و انحطاط خانواده نشان می‌دهد. نویسنده چهارگونه شخصیت در جهان معاصر را برای زن تصویر می‌کند؛ زن مادونا، آمازون، مادر و معشوقه و سپس به بررسی دقیق هریک از این ابعاد می‌پردازد او معتقد است زن امروزی به صورت یک زن آمازون درآمده که از طبیعت ملایم و لطیف خود دور افتاده است و اکنون نیازمند است تا زنانگی گم شده‌اش به ویژه جنبه‌های مادر، مادونا و معشوقه شخصیتش را باز یابد وی در نهایت زنی را کامل می‌داند که در طول دوره حیاتش همه جنبه‌های روانی خود را تجربه کند و در هم بیامیزد.

این کتاب مشتمل بر ۹ فصل است که گزارشی اجمالی از آن تقدیم خوانندگان محترم می‌شود.

فصل اول: دروغ بزرگ آزاد سازی

جنبش فمنیستی در آغاز به زنان وعده‌های هیجان‌انگیز و اغوا کننده داد به گونه‌ای که عده‌ای از زنان شوهر و فرزندانشان را ترک کردند و وعده‌ای در پی دستیابی به حرفه یا علایق شخصیِمتعلق به خود فکر ازدواج و تشکیل خانواده را از ذهن بیرون کردند این تأکید بر خودکفایی و فرد گرایی باید کیفیت زندگی زنان را ارتقا می‌داد و حق انتخاب‌ها و روابطشان با مردان را بهبود می‌بخشید اما اکنون بعد از گذشت چند دهه، زنان با این حقیقت مواجه شده‌اند که نمی‌توان به وعده‌هایی که فمنیسم و آزادی نوید داده بود اعتماد کرد.

نویسنده در این فصل، وعده‌ها و اسطوره‌های تحقق نیافته‌ای که عناصر افراطی انقلابات فمنیستی تبلیغ کردند را بررسی می‌کند:

دروغ بزرگ شماره یک: زنان نه تنها می‌توانند بلکه باید از پس آنچه که مردان انجام می‌دهند برآیند.

* این شعار زن معاصر را وادار ساخته تا به گونه‌ای وظیفه مضاعفِ اَبرانسانى، که غالباً او را فرسوده و ناتوان و تنها رها می‌کند، تن در دهد.

دروغ بزرگ شماره دو: مرد و زن اساساً همانندند.

* در صورتیکه مردان و زنان نه تنها از لحاظ بیوزیست شناختی بلکه از نظر روان‌شناختی نیز با یکدیگر فرق دارند.

دروغ بزرگ شماره سه: موفقیت بر جذابیت می‌افزاید. این عقیده عنوان می‌کند، جذابیت یک زن در نزد مردان به همراه موفقیت‌هایش افزایش می‌یابد.

* در عشق، زن به خاطر خصیصه‌های استثنایی زنانه‌اش مورد علاقه و ستایش مرد قرار می‌گیرد.

« طبق آمارهای تحقیقاتى، زنان با تحصیلات بالا آمادگی کمتری برای ازدواج دارند و به ندرت همدم مناسبی هستند[۱]»

دروغ بزرگ شماره چهار: افسانه «توان تحقق نیافته شخص»، طبق این نظر ما «زنان» همگی از استعداد و توان فوق العاده‌ای برخورداریم که تنها باید به تحقق درآید.

* حقیقت این است که اکثر زنان مثل اکثر مردان اشخاص عادی هستند.

دروغ بزرگ شماره پنجم: همانندی جنسی زنان و مردان، – زن و مرد قادرند به طور یکسان از آمیزش جنسی لذت ببرند.

* زنان نمی‌توانند همخوابگی صرف را به همان آسانی که مردان می‌توانند از عشق جدا کنند.

دروغ بزرگ شماره شش: می‌توان ازدواج و بارداری را به تأخیر انداخت.

* سیستم تولید مثل زن، محدودیت زمانی دارد و در سنین بالا امکان بارداری و زایمان برای زنان وجود ندارد و اگر هم ممکن باشد همراه با سختی و خطر است.

دروغ بزرگ شماره هفت:مونث بودن مساوی ضعیف بودن است، رفتارهای مرسوم زنانه، ملایمت، ظرافت، مهربانى، ….اغلب رفتارهایی کاملاً مسخره تلقی می‌شود.

* رفتارهای زنانه از یکسو سبب تقویت حس آسیب‌پذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان می‌گردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر می‌انگیزد.

دروغ بزرگ شماره هشت: انجام دادن بهتر از بودن است. فمینیسم رفتارهای سنتی زنانه که متضمن نوعی پذیرش منفعلانه و سکوت است را مسبب بی‌حاصلی و بی‌ارزشی زن می‌داند.

* گوش سپردن، حاضر بودن و با قلب و ذهن باز، دیگری را پذیرفتن، پیوند عمیقی با غرایز زنانه در ارتباط با عشق دارد.

دروغ بزرگ شماره نه: اسطوره خودکفایى. شعار فمنیسم «زن همان قدر به مرد نیاز دارد که ماهی به دوچرخه»

* نشان اندیشه آمازونی ست که مردها را فقط به سبب باروری و تولید مثل به درد بخور می‌دانند.

دروغ بزرگ شماره ده: زنان از زنانه شدن مردان لذت می‌برند.

* زنان، مردی با ویژگی‌های زنانه را دوست ندارند همان‌طور که مردان زنی با ویژگی مردانه را دوست ندارند. «زن واقعی» و «مرد واقعی» تحسین می‌شود.

فصل دوم زن آمازون

– مسیری که جنبش آزادی زنان طی دو دهه گذشته ما را به سوی آن رهنمون کرده، مسیری به سوی جامعه آمازون است. (داستان هیپولیتا و تسوس)

– زن آمازون امروزى، نه آرامش یافته و نه حصارهای خود را گشوده است. او پریشان و فرسوده است. نسبت به جنس مخالف نگرشی رقابتی دارد و با آنها مبارزه می‌کند «تا مردانی بهتر از آنها باشد» از درک تفاوت‌های روانشناختی و رشدی میان دو جنس عاجز است. برای وی صرف وجود داشتن به تنهایی کافی نیست و به معنای هیچ بودن است.

فصل سوم: چهار جنبه زن

هر زنی دارای چهارجنبه زنانگی به شرح زیر است:

جنبه آمازون: زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌کند، هدف‌دار و متکی به نفس و خود کفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است.

جنبه مادر: حامی و سرپرست است. زنی است که با وابستگی‌اش به دیگران کامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد.

جنبه مادونا- سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزش‌ها و ایده‌ها را منتقل می‌کند. بازتابنده و تجسم محسنات کامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت می‌کشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می‌کند.

جنبه معشوقه: زنی که در روابط شخصی خود با مرد در سطوح مختلف عقلانى، عاطفى، جنسی بیش از هر چیز دارای نقشی تعیین کننده و فعال است.

– زن باید نهایتاً در طول دوره حیاتش تمام چهار جنبه روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند.

– زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهت‌گیری کرده است. مادری را به تعویق می‌اندازد، با مادونا که از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد کامجویی جنسی استفاده می‌کند.

– زن آمازون امروزى انرژی‌اش را در جهان بیرون به کار می‌گیرد، نه در جهت آفرینش پیوند و روابطی پر مهر و محبت، او احساس می‌کند فقط به دلیل «انجام دادن» ارزش دارد. به عبارتی به دلیل موفقیت‌ها و دستاوردهایش نه به دلیل و بودنش یعنی شایستگی‌های زنانه کاملش.

– زنانی که با جنبه‌های زنانگی‌شان در تماس‌اند لزوماً از جنبه آمازون بی‌بهره نیستند(یعنی الزاماً موجوداتی بی‌اراده که تحت نظارت دیگران باشند نیستند)

فصل چهارم بحران در مادونا

– زن آمریکایی امروزی دستخوش بحران مادونا شده است، تنها در پی ماجراجویى، ارضای خاطر شخصی و جنسی بوده است. امید و رؤیاهایش را فقط برای خود و آینده‌اش سرمایه‌گذاری کرده، بر پاکدامنی پیش از ازدواج خط بطلان کشیده و نسبت به مردان و مسأله ازدواج که می‌تواند انبساط خاطر او را در زندگی تأمین کند پایبندی کمی نشان می‌دهد.

– مهم‌ترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. به عبارتی مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی می‌پذیرفت اما زنان امروزی با دیدن اولین علامت ضعف یا نقص در همسرانشان آنها را ترک می‌کنند.

– سیل عظیم زنانی که از شوهرانشان طلاق گرفته‌اند در فقدان ایمانشان اشتراک دارند. ایمانی که به کمک آن و نیز حمایت زنانه‌شان می‌توانستند با مردانشان مشکلات زندگی را کنار بزنند و رابطه خود را با موفقیت نجات دهند.

– اندیشه فمنیستی بر این باور است که مردان زنان را اذیت و سرکوب کرده و زندگی آنها را تحت کنترل در آورده‌اند.

– زن امروزی پیش از گرفتن هر گونه تعهدی از مرد تن به آمیزش جنسی با او می‌دهد. قبل از اینکه مرد دلباخته او شود با او زندگی می‌کند و در حالت اضطراب و بلا تکلیفی دائمی است.

– در صورتی‌که زنان با به کارگیری جنبه مادونا و معشوقه، مردان را اهلی و متمدن می‌کنند، آنان را بر می‌انگیزند و به عظمت می‌رسانند.

فصل پنجم: زنانگی را در آغوش بگیریم

– زن امروزى، پی برده است که زندگی کردن فقط با جنبه مردانه شخصیتش برای او دارای فواید معدودی ست.

– در پس ظاهر فریبنده، کامل و خودکفای بسیاری از زنان امروزی موجودی عصبی و غمگین نهفته است که غالباً احساس می‌کند برای زندگی واقعی وقت ندارد. زن اگر پیش از این در بندخانه و شوهر و فرزندانش بود، اکنون غالباً با کار و اهدافش به زنجیر کشیده شده است و هیچ وقت در گذشته فشار را مثل امروز احساس نکرده است.

– زن امروزى آموخته تا در داد و ستد زبانش را گاز بگیرد. او نمی‌خواهد دستی را که به وی غذا می‌دهد قطع کند. دستی که سابقاً متعلق به مردش بوده ولی اکنون به رئیسش «مرد یا زن» تعلق دارد. در واقع احترامی را که زنان در گذشته برای همسران خود قائل بودند اکنون به افراد متعددی انتقال داده‌اند. در حوزه کاری زنان به این نتیجه رسیده‌اند که با احترام گذاشتن به دیگران خود آنها نیز متقابلاً پاداش می‌گیرند. این موضوع در زمنیه عشق نیز صادق است ولی متأسفانه آن را تحت عنوان «تمکین کردن» از مرد، گناهی مرگبار، خیانت به جنس زنان و در نهایت منتهای بی‌احترامی به زن تلقی می‌کنند.

– تمام انسان‌ها نیاز به وابستگی دارند. زن متجدد با انکار حقیقی‌ترین بخش وجودش به استقلال خود تحقق بخشیده است، منتها این استقلال تنهایی او را نیز در پی داشته است.

– بخش مهم، برون‌فکنی جامه زرهی آمازون و دسترسی به مردان این است که نشان دهیم به آنها احتیاج داریم و به سادگی کمک بخواهیم، به صورت مرد در برابر مرد با آنها رابطه برقرار نکنیم.

– قلمرو زندگی زنی که مایل است فقط یکی از جوانب زنانگی‌اش را برگزیند بسیار محدود است. مطمئناً یکی از اهداف خوب زندگی این است که ما تمام آن چیزی باشیم که می‌توانیم، هم برای خود و هم برای کسانی که دوستشان داریم.

فصل ششم، قهرمانتان را بیابید

– زن به خود می‌گوید: هر وقت مرد مناسب را ملاقات کند زندگی حقیقى، عشق، ازدواج و مادری را آغاز خواهد کرد. ولی مرد مناسب از راه نخواهد رسید زیرا او را با دلداده خیالی‌اش که مردی بی‌نظیر است و یک مرد تمام عیار بی‌عیب و نقص است و در ناخودآگاهش پرسه می‌زند مقایسه می‌کند. زنی که به وسیله دلداده خیالی‌اش تسخیر شده، همیشه در جستجوی عیب و ایراد است.

– خرده‌گیری از مردان که عموماً به «کوبیدن مرد» معروف است، همراه با انقلابات فمنیستی و جنسی و نیز دلداده خیالی درونی زنان متجدد به طور پیوسته گسترش یافت. زنان از مردان قطع امید نکردند بلکه از آنها انتظارات بیشتری داشتند و هر قدر این انتظارات افزایش یافت، مردان ناشایسته‌‌تر به نظر رسیدند.

– شاید بسیاری از زنانی که دارای مشاغل سطح بالایی هستند از نداشتن فرزند و تنها ماندن اظهار پشیمانی نکنند ولی در واقع اغلب آنها پشیمانند، زیرا با دلداده خیالی‌شان در قالب کار و اشکالی از این قبیل ازدواج کرده‌اند.

– برای ازدواج پایدار علایق مشترک مهم نیست، بلکه نکته حائز اهمیت ارزش‌های مشترک است که همانند چسب روابط را استحکام می‌بخشد.

– زنی که با مادونای خود در ارتباط است به دنبال نقاط قوت می‌گردد و از نقاط ضعف به راحتی چشم پوشی می‌کند.

– هنگامی ‌که زنان با طیب خاطر و بدون هیچ قید و شرط بخشی از سلطه‌گری مردانه‌شان را به جنس مخالف اعطا می‌کنند، آن وقت قادرند جوانب زنانگی‌شان را به بهترین وجه بروز دهند و در مردش اعتماد به نفس فوق‌العاده زیادی بر می‌انگیزد و نه تنها مردانگی او را، بلکه زنانگی خود را نیز ارتقا می‌دهد.

فصل هفتم از عهده مردان برآمدن

این فصل به درک واداره مرد بالغ اختصاص دارد.

۱- تشویش اختگى:اولین نکته‌ای که باید درباره مردان بدانیم این است که بزرگترین و ابتدایی‌ترین ترس مردان، ترس از اخته شدن است چه از لحاظ روانی و چه از لحاظ جسمانى

۲- غرور و خودسرى:مردان به علت ترسی که از اخته شدن دارند بی‌اندازه مغروراند. بنابراین وظیفه زن است که با کاهش این ترس به او نشان دهد که با اعتلا بخشیدن به زندگى، بارش را سبک و راهش را باز می کند و مردانگی‌اش را ارتقا می‌دهد.

– زن عیب جو و اخته‌کننده فقط میوه‌های تلخ بی‌‌تفاوتی را از سوی مرد برداشت می‌کند. یا شخصیت او را به کمتر از آنچه که هست تنزل می‌دهد و یا اینکه او را در وضعیتی قرار می‌دهد که سر به شورش بگذارد.

۳- او را همان‌گونه که می‌یابید بپذیرید

مردان در برابر دستورات مقاوت می‌کنند و به میزان زیاد عنان خویش را به زنی واگذار می‌کنند که از مردانگی‌شان حمایت کند .

۴- مادری کنید ولی خفه نکنید

جزئی از نقش زنانه زن این است که مرد را می‌پرورد، او را حمایت و تشوق می‌کند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به توانایی‌ها عظیم خود پی ببرد. زمانی‌که جنبه مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار کرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشت‌‌زده و فاقد اعتماد به نفس نگه می‌دارد.

۵- رابطه‌ای مطلوب

حالات شخصیت:

الف)والد؛ مرکز نگرش‌ها و ارزش‌ها و عهده دار دستور و تعلیم ،ارزیابی ،انتقاد و پرورش است .

ب)بالغ؛ مرکز اندیشه و تصمیم گیری است و حقیقت را می‌آزماید.

ج)کودک؛ مرکز احساسات و تمایلات جنسی است، بازیگوش و شهوتران است.تمنتتتتمنتمتم

آنان را بر می انگیزند و به عظمت می رسانندمردان و زنان هر کدام تا حدودی این سه حالت را در شخصیتشان دارند. رابطه موفق بین آنها بسته به بده بستان‌های یکنواخت و بی‌تنش میان بخش‌های شخصیتشان است. به عنوان مثال چنانچه والد درون زن سعی کند با کودک درون مرد از روی محبت رابطه برقرار کند و او آماده‌ی قبول آن باشد و به شکل مناسب پاسخ گوید، بده بستانی بی‌آلایش صورت می‌گیرد. ولی چنانچه زن کوشش کند برای مرد مادری کند و مرد حال و حوصله‌ی آن را نداشته باشد، او نه با کودک خود بلکه از طریق بالغ و چه بسا حتی با والد خشمگینش واکنش نشان می‌دهد.

۶- مادونای سیاه

مادونای سیاه یکی از ابعاد پنهان وجود زن است یعنی جنبه سرد زنانگی‌ که وقتی مرد کار نادرستی می‌کند باید از او روی گرداند، خشم و ناامیدی را معمولاً می‌توان به بهترین وجه از طریق رویگردانی خاموش مادونای سیاه ابراز کرد. رویگردانی خاموش به مرد فرصت می‌دهد تا بیندیشد و در مورد خطایی که مرتکب شده تعمق کند در صورتی‌‌که بد‌خلقی و سرکوب تهاجمی موجب ترغیب مرد به مقابله به مثل می‌شود.

۷- گریه و خنده

هر بیانِ عاطفى و ابراز خود انگیخته احساسات می‌تواند موجب لذت بخش‌تر شدن زندگی شود.

۸- نشان دهید به او احتیاج دارید.

اشتیاق مرد به ادامه رابطه، وقتی صادقانه و خاصلانه احساس نکند که زن به او نیازمند است، رو به زوال می‌گذارد.

استقلال و برخورد ستیزه‌جویانه زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود می‌آورد. مردانی که احساس ضعف می‌کنند اغلب واکنش‌های خصمانه نشان می‌دهند، احساس بیهودگی می‌کنند، شدیداً انتقاد می‌کنند یا کاملاً پس می‌کشند.

فصل هشتم و نهم

تسلیم پرحلاوت و تحقق زنانگی از طریق ازدواج

– زنی که خود را از دورن و بیرون تسلیم قدرت عشق کند قادر می‌شود تا هم از لحاظ جنسی و هم عاطفى، ژرف‌ترین توانایی‌های زنانه‌اش را تحقق بخشد. تنها یک زن متعادل و آگاه نسبت به هویت شخصی خود آمادگی آغاز فرایند تسلیم را دارد، کسی که از عزت نفس کافی برخوردار است تا از عهده چنین احساسات و عواطف ژرفی که به خارج فوران می‌کند «مقاوت غرور، دخالت انیموس»، بر‌آید.

– وقتی زنی قدری از عزت نفسش را به خاطر مردی نادیده می‌گیرد، در واقع از مقاوت در برابر او صرف نظر می‌کند و به وی اجازه می‌دهد در جسم و روحش رخنه کند. او به راستی از جهاتی «تسخیر» شده است، با این وجود از آنجا که اجازه نداده چیزی مانع پیوند او با مردش شود «فاتح» است.

– معمولاً زن است که با سمت عاطفى رابطه بیشتر در تماس است، اکثر اوقات او است که باید اسلحه‌اش را با نام عشق بر زمین بگذارد و اعلام آتش بس کند.

– زنان در عشق پیروزی را از آن خود می‌سازند، زیرا به خاطر اشتیاقی که به تسلیم و تن در دادن دارند، به استمرار و پایداری ریسمان رابطه گره محکمی می‌زنند. فرایند تسلیم به قدری قدرتمند است که سحرانگیز می‌نماید. این همان چیزی ست که زن را نزد مرد عزیز می‌کند و مرد را وا می‌دارد تا از او مراقبت کند.

– زن پیش از تسلیم شدن باید مرد را متعهد به ازدواج نماید.

– ازدواج بیش از هرنوع رابطه‌ی دیگرى، قابلیت زنان را در دستیابی و به کارگیری تمامی چهارجنبه شخصیتی زنانه، خصوصاٌ مادونا یعنی روح زن، در بوته‌ی آزمایش می‌گذارد.

۱- جنس سوم نوشته پاتریشا مک برم

38 thoughts on “خلاصه کتاب زن بودن تونی گرنت از سایت کانون مطالعاتی یونگ

  1. سلام و سپاس

    همان قدر که خانم‌ها در این زمانه از طبیعتشان فاصله گرفته‌اند، این اتفاق برای مردها هم افتاده است
    بنابراین کار روز به روز سخت‌تر می‌شود؛ بازگشت به طبیعت زنانه در این مختصات اجتماعی جهانی
    پرورش آن سه بعد به جز آمازون برای دختران مجرد چطور ممکن می‌شود؟

    [پاسخ]

  2. سلام خدمت همه دوستان.این کتاب رامن نخوندم.اماخلاصه کتاب رودرسایتی مطالعه کردم.دوستان چه مادوست داشته باشیم چه نه تک تک جملات این کتاب آموزنده وباارزشه.من زنی ۳۵ ساله هستم.پزشک متخصص.بادرامدی عالی درحدماهی ۵۰تا۶۰هزاردلار.بسیارمتکی بنفس ازصفرشروع کردم.بادیدگاهی بزرگ شدم که دخترباید روی پای خودش بایسته وبتونین بدون مردازپس مشکلاتش بربیاد!!متأسفانه زندگی زناشوییم ازهم پاشیده وطلاق گرفتم.همسرسابقم بدون لحظه ای تردید ازمن جداشد.وقتی این متن روخوندم حس کردم که درکنارمن چقدرمردانگیش خدشه دارشده.اینکه میگه غمگین وعصبانی هست زن امروزی درسته ….

    [پاسخ]

  3. عزیزم ، دنیای امروز اتفاقا دنیای مستقل بودن و با اعتماد به نفس بودن است ، این کتاب هم از دیدگاه من اصلا نمیگه اینطور نیاشید دقیقا میگه شما باید تمام جنبه های شخصیتتون رو با هم رشد بدید که واقعا این یک هنر است و سخت اما کسی که بتونه اینکار رو انجام بده منوط بر اینکه جریانات زندگی ( شانس ) هم با هاش هماهنگ باشه برنده است، من به شانس اعتقاد دارم من از خوندن متنت به فکر فرو رفتم چون مطمئنم تاثیری که خانواده بر مسیر زندگی و رفتارو شخصیت و اعتماد به نفس انسان همچنین در مسیر آینده می گذارد غیر قابل اغماض است اما تو موفق باش و مستقل و کتاب بخون زیاد ، اگر دنیایت عوض نشد اسمم رو عوض میکنم

    [پاسخ]

  4. عزیزم ، دنیای امروز اتفاقا دنیای مستقل بودن و با اعتماد به نفس بودن است ، این کتاب هم از دیدگاه من اصلا نمیگه اینطور نیاشید دقیقا میگه شما باید تمام جنبه های شخصیتتون رو با هم رشد بدید که واقعا این یک هنر است و سخت اما کسی که بتونه اینکار رو انجام بده منوط بر اینکه جریانات زندگی ( شانس ) هم با هاش هماهنگ باشه برنده است، من به شانس اعتقاد دارم .. من از خوندن متنت به فکر فرو رفتم چون مطمئنم تاثیری که خانواده بر مسیر زندگی و رفتارو شخصیت و اعتماد به نفس انسان همچنین در مسیر آینده می گذارد غیر قابل اغماض است اما تو موفق باش و مستقل و کتاب بخون زیاد ، اگر دنیایت عوض نشد اسمم رو

    [پاسخ]

  5. سلام . کاش یه کتابی هم بود درباره ی مرد بودن و جنبه های مختلف یک مرد کامل . . . من در سن سی سالگی میخوام بگم که اون چیزی که من تا این سن شخصا دیدم اینه که پسرهای امروز دنبال زنی هستند که هر چهارتا جنبه ی یک زن کامل رو داشته باشه ولی در قبالش اونها فقط یکی دوتا از جنبه های مردانگی رو داشته باشن !!

    [پاسخ]

    لاله پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۴ ب.ظ:

    اصلا مردان امروز دنبال زن نیستن دنبال معشوقه چند روزه هستن

    [پاسخ]

  6. تو ایران فقط پول مهمه. پول که داشته باشی چه زن باشی چه مرد طرف مقابل رفتار متفاوتی باهات داره .

    [پاسخ]

    تيتى پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۲ ق.ظ:

    احسنت
    مختصر و مفید
    من خودم تجربه کردم و جامعه ما طورى شده که دیدگاه همه با بود و نبود و کم و زیادى پول دو طرف تغییر میکنه و شکل میگیره، هرکى هم میگه اینطور نیست خودشو داره گول میزنه، چون این قانون رفته تو ضمیر ناخوداگاه هممون و فقط یه ادم فرهیخته و دانشمند که البته اون ادم هم اگه عمیقاً به این مساله فکر کرده باشه میتونه دیدگاهش یه چیزى غیر از این باشه، من خودم تجربیاتى داشتم از این ادمها و خواستگاران اهن پرست و پول پرست که شرم اوره، شاید خود من هم ناخوداگاه این طرز فکر رو تو زندگیم اجرا کردم که به این جا رسیدم، متاسفم واقعاً

    [پاسخ]

  7. اگر خانواده با الگویی فرزندان خودشون را تربیت کنه که بر اساس نیازها و مسئولیت انسان در زمانه کنونی باشه در این صورت جامعه دارای نسلی میشه که به مسئولیت های زندگی فارغ از نگا جنسیتی آگاه شده و مهارت های لازم را کسب کرده. همون قدر که برای زنان آگاهی از مسائل مدیریتی ، اقتصادی، اجتماعی و … لازمه برای مردان هم گرفتن مرخصی زایمان در هنگام بچه دار شدن، مهارت های آشپزی، تمیز کردن خونه، شیر دادن به بچه و …. لازمه. این جور چیزا لازمه زندگی در قرن 21 هست.

    [پاسخ]

  8. به نظر من مشکل به هم خوردن تعادله. زن باید رشد کنه و در زندگی اهداف شخصی خودش رو دنبال کنه و اگر روزی نیاز بشه این توان رو داشته باشه که روی پای خودش بایسته، از حقوقش دفاع کنه و مستقل زندگی کنه. در عین حال می تونه یک همسر و مادر خوب هم باشه. قرار نیست خودمون رو در بست بسپریم به آقایون یا در بست خودمون رو قربونی خوشبختی بچه هامون کنیم. فقط هم دنبال اهداف شخصی رفتن راه به ناکجا آباد می بره. فکر نمی کنم نویسنده مخالف رشد اجتماعی زن باشه یا با موفقیت و سهیم شدن زن تو پیشرفت جامعه مشکلی داشته باشه. مشکل اونجاست که چه زن چه مرد به خاطر اهداف شخصی و یا امیال شخصی وظایف و تعهد خونوادگی رو پشت گوش می ندازند.
    کتاب جالبی بود ممنون جناب دکتر شیری

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۲ ب.ظ:

    زهرا پاسخ در تاریخ مهر ۲۲م, ۱۳۹۴ ۴:۳۱ ب.ظ:

    عزیزم اگه دقت کرده باشی نوشته”زن باید نهایتاً در طول دوره حیاتش تمام چهار جنبه روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند.”

    [پاسخ]

  9. دکتر شیری عزیز سلام
    امروز کتاب ” یک روز قشنگ بارانی” نوشته امانوئل اشمیت رو می خوندم.به نظرم کتاب جالبی بود .به خصوص که به بعضی جنبه های زنانگی زنان پرداخته بود.من یه نقد در موردش توی وبلاگم نوشتم.دوست داشتم شما هم لطف کنید و وقت بگذارید و اون رو مطالعه کنید.ممنون می شم نظرتون رو بدونم.
    می شه کتاب رو برای خوندن هم در سایتتون معرفی کنید. به نظر من کتاب بدی نبود.
    ممنونم.
    http://asemanomid.blogfa.com/post/11

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۱ ب.ظ:

    عزیزم اگه دقت کرده باشی نوشته”زن باید نهایتاً در طول دوره حیاتش تمام چهار جنبه روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند.”

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۳ ب.ظ:

    ببخشید اشتباه شد

    [پاسخ]

  10. کاملا قبول دارم که کاره بیرون از خونه واقعا با روحیات زنها سازگار نیست ولى در این دوره از زمان واقعا ما زنها انتخاب دیگرى نداریم چه ازدواج کنیم و زیره سلطه مردهایى باشیم که سلطه گرو مى کنند چه استقلال داشته باشیم اما از درون افسرده و تنها,که در هر دو صورت تباه مى شویم کاش مردان سرزمین من در عمق مغزشان ما را ضعیفه خطاب نمى کردن ,اى کاش مادران نسل هاى قبل جنس مرد را قدرتمند تر نمى دانست ,کاش مردان سرزمین من مى دانستند که نجابت اصل و پایه زندگى نیست در سرزمین من زن در اوج استقلالش باز هم مستقل نیست در هر صورت مصداق این کتاب جوامع دیگر هست نه جامعه ایرانى

    [پاسخ]

  11. این کتاب در جامعه اى که مرد سالارى هست اصلا به درد مطالعه نمى خوره باورم نمى شه شاید حقیقت داشته باشه اینکه ما زنها باید کار زمخت بیرون از خونه رو داشته باشیم به خاطره اینکه خیلى پیشنهادات بى شرمانه به ما میشه اگرم که تصمیم بگیریم ازدواج کنیم تا وقتى شوهرمون پول نداره که باید بهش التماس کنیم تا یه جفت جوراب بخره اونم با کلى منت وقتى هم که پول دار مى شن اقایون براى جلوگیرىاز ترس اخته شدن مى خان با هزار تا زن باشن بعدم مى گن اسلام گفته تا ۴ تا حلاله,به معشوقشون هم مى گن چاره اى نداره چون من خرجشو مى دم مجبوره بشینه سره زندگیش تازه اون یه مادره و عاشق بچه هاش,در ضمن این چیزایى که گفتم تجربه شخصى من نبود وکلى از تمام قشر زنها سوال کردم ,به اقاى تونى لطف بفرمایید بگید یه کتاب راجع به مرده ایرانى بنویسه

    [پاسخ]

  12. سلام .
    من هم خودم قبول دارم که خانوم ها به سمت آمازون متمایل شدن .
    اما چرا این اتفاق افتاده؟
    نظرات بنده شخصی هست … یعنی با توجه به تجربه م توی زندگیم و قصد جسارت به جنسیتی رو ندارم… بلکه به تنهایی هر دو جنس ارزش والایی دارن و در کنار هم این ارزش معنا میگیرد.

    از مادرم شروع میکنم :

    مادر من توی جوونیش معشوقه بود … اما همه سعی میکردن که پدرم رو ازش دور کنن … پدرمم دم به تله میداده … یعنی هرکاری میخواسته انجام میداده(مطمئنم خیلی ها با این جمله ی ساده اما خونه خراب کن آشنا هستن: جوونه دیگه!!!! حالا جوونی کرده … و در شرایط بدتر میگن زن اگه زن باشه مرد اینکارارو نمیکنه … حالا جالبه که بدونید خودشون پشت این قضایا هستن ) …
    بگذریم…
    مادرم میخواست معشوقه باشه اما یه طرفه بود !!! بس که دور بابام شلوغ بوده !!
    تا اینکه مادر من به هر حال خسته میشه( خیلی اتفاقا میافته که ناگزیرم ازش رد شم ) که شاید این مسائل باعث میشه مادر من رابطه عاطفیش با پدرم کمرنگ بشه…
    این از جنبه معشوقه

    برای من هم واقعا مادری کرد …
    اما من به خاطر اموزه های غلط تبدیل شدم به دختری عصبی … هوای مامانمو دارما اما باز هم بد اخلاقم باهاش
    اینم از جنبه مادر

    میخواست دنبال کمی از هدف های خودش هم باشه(درس بخونه) … اما باز هم نشد … بس که اوضاع نابسامان بود …
    این از جنبه آمازون که نشد

    مادرم خیلی چیزهارو از خودش دریغ کرد تا خانواده ش پیشرفت کنن(منو برادرم و پدرم) …
    اینم از جنبه مادونا

    حالا میخوام بدونید بعد از این ها بقیه و من به چه نتیجه ای رسیدیم…
    وقتی ارزش ها عوض میشه .. وقتی میگن تحصیل شعور میاره … وقتی پدرم یک بار به من گفت درستو بخون تا یکی مثل من بهت زور نگه … وقتی مادرم گفت ببین منو … بشه واست آینه عبرت … خونه داری … بچه داری … اینا ارزش نیست … میدونید چرا؟؟؟؟؟ پدر من چون مادرم کار نمیکرد بابت یه پولی که بهش میده کلی منت میذاره …. فکر میکنید اسونه؟؟؟؟؟
    یا میومد و میگفت خوب توام برو کار کن …
    آخه آدم چقد نامرد ؟؟ این همه تو خونه ت خودشو خفه کرد .. آخرش میگی همه دارایی مال منه؟؟
    خونه مون آروم بود همیشه …
    حالا منم شدم دختری که از خانه داری بدش میاد و یه کار بی ارزشه واسم

    توی این جامعه اگه خوب باشی واسه همه و پول نداشته باشی آدم نیستی.. ارزش مادرم خیلی بالاست… اون قدر که منو امثال من نمیفهمیم ..
    وقتی این همه نامردی میبینم … وقتی میبینم مادر من نمیتونه با بابام دردو دل کنه … تا بابام آخ بگه … خانواده ش میگن تقصیر توست!!! اما خودشون برای کوچکترین چیزا … دادگاه .. بانک پول… دردو دل .میان سراغش …

    این نوشته ها مال توی کتاباست …یه جورایی قصه ست … حداقل واسه من که تجربه داشتم…
    چیزی که فهمیدم اینه که زنانگیت رو نشون بدی فکر میکنن ضعیفی …بهت میگن ضعیفه … نمیدونن زن ظریفه عین یه گل …مادرمو شکستن .. تحقیر کردن… اما بازم جا نزد … چون ۲نفر از خودش مهمتر بودن (فرزندانش)
    توی این جامعه اگه مستقل نباشی اندازه بوته هم ارزش نداری…
    وگرنه چرا بابت درس خوندن کلی عذابت میدن؟؟؟منی که درس خون بودم تشویقم نمیکردن اما موقعی که مریض بودم میگفتن خودتو زدی به مریضی…وگرنه همیشه میگفتن تو دختر خوبی هستی… اما یه چیزت بده … همین درس خوندنت … هیچکی حسن های منو نمیدید … هیچکی نمیخواست کمک کنه … فقط دعوا … تحقیر … منت …
    یا مردو زن اگه کار کنن … مرد نمیفهمه زن خسته تره …میگه منم مثل تو از صبح کار کردم !!! کارای خونه مال تو!!! نمیفهمه زن شکننده تر هست … البته اینجور جاها وگرنه جاهای دیگه زن زن ضعیفه ست!…
    اگه مرد بودنه زن یه عذابی داره … زن بودنه یک زن ۲ برابر عذاب به همراه داره
    آره دیگه … مردا چون پول درمیارن باید دستور بدن…
    پس زن ها هم میرن پول در بیارن تا مردا هم بفهمن … با وجود تمام ظرافت و زنانگیشون میتونن یه تنه پول دربیارن …
    فکر میکنید ورود زن ها به بازار کار دلیلش چیه؟؟؟؟
    دلیلش اینه که به موجود بی ارزش و ضعیف زن میگفتن …
    زن ها هم برای اثبات خلاف این مهم وارد کار شدن …
    این خودش یه انقلابه …
    انقلاب هم هدفی داره … هدفی که باعث میشه خیلی چیزهای شاید مهم از بین بروند…
    پس آقایون خواهشن انقد جبهه نگیرید… بدونید که چرا خانوم ها توی ناخودآگاهشون به شکل امروزی در اومدن …
    بدونید که من چرا میخوام مستقل شم … چون ضربه خوردن از زنانگی رو دیدم … واسه من دیگه زنانگی احترام نیاورده …اما مردونگی اورده …
    میگن از تاریخ درس بگیر… تاریخ رو تکرار نکن… پس چرا ما باید تکرار بشیم و بعد حسرت بخوریم؟؟؟
    منم دوست دارم زن باشم .. اما زن بودن الان مساوی هست با گوسفند بودن …

    توی جامعه ای که ارزش ها بی ارزش اند… شک نکن که بی ارزش ها با ارزش اند…

    باز هم میگم قصد جسارت ندارم… فقط نظر شخصیم هست…

    [پاسخ]

    انسان پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    دوست بسیارعزیزم باتمام حرفهای شما موافقم.احسنت به شما که کله درددل منو هم گفتین.پیروزباشید.

    [پاسخ]

  13. من موندم اگه این تونی گرنت مرد بود,میخواست چه جوربنویسه دیگه!!!دکترجان!خوب شد خلاصه این کتابوگذاشتین که مردم پولشونو واسه این “نرباطن زن ظاهر”دور نریزن!بعدشم من نمیتونم درک کنم چرا اکثریت حتی خود شما اقای دکتر(باتوجه به مطالبی که در CDرازهای زنانگی گفته بودین),اصرار دارن ودارید که یه زن ایده ال را عمدتا موجودی نجیب ودرنقش مادر برای مرد وبه ویژه پذیرنده درهمه امور وصفات مسخره دیگه ای تو این اوصاف تعریف کنید,البته همین کتاب هاو ازهمین جنس حرفا خوشبختانه جامعه زنان را به سمت رشد وتعالی واحقاق حق خود وحتی ازطرف دیگر شکل گیری جنبش های فمنیستی وافزایش گرایشات homosexualبرده!بنابراین میخواستم حداقل شمابه عنوان فرد تحصیل کرده اذهان زنان امروزو باحرفا وشعارایی درحد فهم زنان نئاندرتال مشوش وبه ورطه ی تباهی نکشید!!ممنون ازشما!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۵ ق.ظ:

    بنده نه در نظریه نه در عمل ، زن را در نقش مادر و پذیرنده هضم نمیکنم و متاسفم به این راحتی متهم شدم توسط شما
    استحکام بقیه حرفهاتون نیز مثل همین اتهامتون است…جنبش زنان در این دیار با عصبانیتهای شما سالها به عقب می افتد

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    این کتابو سه بار خوندم قشنگ !
    اینکه یک زن رشد کنه و حق و حقوقشون رو مطالبه کنه جای خود
    اما من جبهه گیری با نقش همسری و مادری رو توسط بعضی از دخترای هم نسل خودم نمی فهمم !! یکی از دوستای فمنیستم باهاش صحبت می کردم … طوری حرف می زد انگار تو قالب همسری رفتن یا مادری کردن ننگ و خفت هست برای یه زن ! یا تعهد دادن به طرف مقابل و تو چارچوب اخلاق بودن سم !
    به نظر من این کتاب تو یه فضای واقعا آزاد نوشته شده – یعنی دغدغه های ابتدایی ما رو ندارن و راهو تا تهش رفتن ! به یه جاییم رسیدن که دارن تجدید نظر می کنن ببینن وسط این رفتار انقلابیشون کجاها رو باختن و چه چیزای قشنگی رو از دست دادن ؟ به شخصه نجابت و پذیرنده بودن یه زن در مقابل همسرش رو از کمال فکریش می دونم و برای رشد شخصیت “خود اون زن” و هم ارتقاء زندگیش .
    البته زنی که حقش خورده نمی شه و بالغ هست و پرجرات و توانمند !

    [پاسخ]

  14. سلام ممنون برای این مطلب آموزنده
    در مورد خلاصه ای که از فصل 7 گذاشتین سوال دارم
    اینکه مردان به لحاظ روحی هم ترس از اخته شدن دارن
    از اونجایی که میدونم گاهی وقتا شروع به انتقاد (اگر چه از لحاظ منطقی درست) میکنم، طبق مورد 2 و 3 که در فصل 7 هست احتمال داره بی تفاوتی یا شورش همسرم رو برانگیخته کنم، من به این موضوع آگاهم و خیلی تلاش می کنم جای انتقاد که جوابی هم نمیده از مادونای سیاه استفاده کنم( البته خیلی طول کشید چون اصلا قهر رو بلد نبودم ) ولی میخوام راه کار های دیگه ای رو هم که به کاهش ترس مرد از اخته شدن روحی کمک می کنه و لازم هست زن برای ارتقا مردانگی مردش بدونه یاد بگیرم
    با سپاس

    [پاسخ]

  15. خاطراتی که مادر بزرگها تعریف میکنند، نشان میده که زنها در گذشته که استقلال مالی نداشتند و بیسواد بودند به شدت تحت ظلم و ستم بودند، چیزی که زن امروزی تن به آن نمیدهد.

    [پاسخ]

    ش ی و ا پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۴ ق.ظ:

    همینطوره

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    اما جالب اینجاست که در عین حال با همون شرایط اما تو برخورد با همسرشون تو مساله ی عشق به هر حال از زن امروزی که موفق تر بودن!
    این کتاب به این موضوع اشاره می کنه دقیقا …

    [پاسخ]

    f پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۳ ب.ظ:

    ببخشید منظورتون کدوم عشقه ؟ آیا منظورتون همون اعتقاد به جمله معروف که میگه دختر باید با لباس سفید بره خونه شوهرو…

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    فکر میکنم دوران ما و مادربزرگهامون خیلی تفاوت داره.یکی از علتهاش تحصیلات خانمهای امروزی هست.که همین موضوع باعث میشه دراجتماع پیشرفت کنیم.
    اما کار کردن دربیرون منزل نه تنخا باعث پیشرفت نمیشه بلکه ما رو از جنبه های زنانگی مان دور میکنه و درون ما رو نابود میکنه.
    من شخصا فکرمیکنم بزرگترین اشتباه زندگیم کارکردن بود.با اینکه به رتبه شغلی که میخواستم رسیدم و مدیر شدم و درآمدم بالا رفت.اما از لحاظ روحی خوشحال نیستم چون خودم رو تنها حس کردم و استرس و عصبانیت بیرون منو خشن کرده.

    [پاسخ]

  16. سلام. متشکرم از مطلب بسیار مهمی که برامون گذاشتید. البته نباید هم از این مطلب بسادگی بگذریم، زنی که در دوران زندگی خودش عمداً حمایت نشده باشه مجبوره که از دسته زنهای آمازونی بشه مستقل باشه بعدش هم همین جور رشد می کنه و نمی تونه از نظر روحی خودشو وابسته به مردی بدونه و ازش خواهش کنه می شه فلان چیزوو برام بخری؟ و… . و نهایتاً تلاش های مرد بیهوده جلوه می کنه و کوچیک شمرده میشه. برخی اوقات اطرافیان نزدیک ما کاری با زندگی ما می کنند که با هیچ چی قابل جبران نیست. نمی تونم همه چی رو به گردن اونها بندازم ولی عامل اصلیش اونا هستند که ما رو اینطوری رشد دادن.

    [پاسخ]

  17. فیلم سینمایی “هوو” به کارگردانی علیرضا داوود نژاد و نقش اول مردش هم رضا عطاران با بازی خوبش

    این فیلم داستان زندگی زن و شوهریه که خانم مهندسه (به طور غالب آمازون ! ) شوهر بیکار و تو سری خور از زن ، بچه شون رو یه خانم پرستاری بزرگ می کنه و خانم جز به کار به هیچ چیز دیگه بها نمی ده
    عطا (شخصیت اول مرد ) با خانمی که معشوق قدیمیش بوده پنهانی ازدواج می کنه … زندگیش از هم می پاشه و …

    به نظرم این فیلم به خوبی نشون می ده که این مرد برای داشتن هر کدوم از 4 تا لایه ی شخصیت زنانه به یه نفر مراجعه می کنه !
    همسرش = آمازون . پرستار بچه = مادر . و زن صیقه ایش هم که = معشوقه و مادونا
    مرد داستان هم یه شخصیت له له داره
    فیلم خوبیه

    [پاسخ]

  18. برای خودم و همه ی خانومایی که ناخودآگاه با این تفکرات فمنیستی رشد پیدا کردن متاسفم …
    به یه جایی می رسن و می بینن که بخش زنانه ی وجودشون له شده ، از اون طرف فرصت چندانی هم برای جبران ندارن
    تو جامعه ای که به همون اندازه که مدرن شده سنتی هم هست ! دخترا تاریخ مصرف دارن …
    وا اسفاه !

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *